خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: در قرآن و در آیه ۵۶ سوره ذاریات می خوانیم: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون»؛ (من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند [و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند]). همان طور که عموم مفسّرین نیز تصریح کرده اند، این آیه در پی تبیین فلسفه خلقت است. از احادیث اهل بیت(علیهم السلام) نیز همین موضوع برمی آید.
در حدیثی نقل شده که امام کاظم(علیه السلام) در معنی این سخن پیامبر(صلی الله علیه وآله) که فرمود: «اعْمَلُوا فَکُلٌّ مُیَسَّرٌ لِمَا خُلِقَ لَه»؛ (تا می توانید عمل کنید که همه انسان ها برای هدفی که آفریده شده اند آمادگی دارند)، فرمود: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ لِیَعْبُدُوهُ وَ لَمْ یَخْلُقْهُمْ لِیَعْصُوهُ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّوَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِفَیَسَّرَ کُلَّا لِمَا خُلِقَ لَهُ فَالْوَیْلُ لِمَنِ اسْتَحَبَّ الْعَمَی عَلَی الْهُدَی» (۱)؛
(خداوند بزرگ جن و انس را برای این آفریده که او را عبادت و اطاعت کنند برای این نیافریده است که نافرمانی او نمایند و این معنی همان [آیه] است که می فرماید من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند و چون آنها را برای اطاعت آفریده، راه را برای رسیدن به این هدف برای آنان آسان و هموار ساخته است. پس وای به حال کسانی که چشم بر هم گذارند و نابینایی را بر هدایت ترجیح دهند).
در حدیث دیگری از امام صادق(علیه السلام) نیز می خوانیم که امام حسین(علیه السلام) در برابر اصحابش آمد و چنین فرمود: «إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِکْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِیَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاه» (۲)؛ (خداوند بزرگ بندگان را نیافریده مگر به خاطر این که او را بشناسند، هنگامی که او را بشناسند عبادتش می کنند، و هنگامی که بندگی او کنند از بندگی غیر او بی نیاز شوند).
شبهه:
حال این پرسش پیش می آید که اگر فلسفه خلقت آدمی عبودیّت الهی باشد؛ یعنی اراده الهی به عبودیّت نوع بشر تعلّق گرفته باشد، آیا کفر برخی انسان ها موجب نقض این اراده نمی گردد؟ آیا اراده الهی با کفر برخی از بندگان در تخلّف از هدف اوّلیّه خلقت نقض نمی شود؟ مگر اراده الهی ما فوق همه اراده ها نیست؟
معنی اراده الهی؟
پیش از پاسخ به این سؤال ابتدا لازم است بدانیم که دانشمندان علم عقاید و فلاسفه اسلامی عقیده دارند اراده خداوند بر دو گونه است: «اراده ذاتی» و «اراده فعلی».
«اراده ذاتی» همان علم به نظام اصلح در جهان آفرینش و خیر و صلاح بندگان در احکام و قوانین شرع است. امّا «اراده فعلی» عین ایجاد است و از صفات فعل شمرده می شود. بنابراین اراده او بر خلقت زمین و آسمان عین ایجاد آنها است و اراده او بر وجوب نماز و تحریم دروغ، عین واجب و حرام نمودن این دو است. (۳)
«اراده فعلی» خود بر دو گونه است؛ «اراده تکوینی» و «اراده تشریعی» :
«اراده تکوینی» خداوند به معنای به معنای آفرینش و خلقت است. (۴) در آیه ۸۲ سوره یس می خوانیم: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ»؛ (فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند، تنها به آن می گوید: «موجود باش!» آن چیز نیز بی درنگ موجود می شود). بنابراین مراد از تعلق گرفتن «اراده تکوینی» به موجودات، این است که این اراده الهی است که سرچشمه وجود کائنات و هستی آنها و یا به تعبیر دیگر، عین ایجاد آنهاست. (۵)
«اراده تشریعی» اما به معنای فرمان و دستورات الهی در تبیین وضعیت پدیده های جهان یا به تعبیر دیگر همان واجبات و محرّمات الهی است. (۶) آیه ۱۸۵ سوره بقره، یکی از آیاتی است که اراده الهی در آن به معنای اراده تشریعی است. خداوند در این آیه شریفه پس از بیان وجوب روزه ماه رمضان و استثناء این حکم نسبت به مسافران و مریضان، می فرماید: «یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ»؛ (خداوند راحتی شما را می خواهد، نه زحمت شما را).
معنی اراده الهی بر عبودیّت بندگان؟
حال با مشخص شدن این اقسام، معنای دقیق و صحیح این گزاره را که «اراده الهی بر عبودیّت بندگان تعلّق گرفته» توضیح می دهیم.
تعلق گرفتن اراده خداوند به هدایت و عبودیت انسان، از نوع اراده تکوینی نیست. یعنی این گونه نیست که خداوند مستقیما هدایت و عبودیت انسان ها را ایجاد و انشاء کرده باشد. زیرا عبادت شدن خداوند توسط انسان و هدایت شدن او به اهدافی که آن وجود مقدس برایش در نظر گرفته است، مفهومی است که با اراده و اختیار انسان معنا می یابد نه با دخالت مستقیم اراده الهی و پدید آوردن حالتی جبری برای انسان. (۷)
وقتی از اراده آزاد انسان و اختیار او برای انتخاب مسیر عبودیت یا کفر سخن می گوییم، خواه ناخواه داریم به قوانین و احکامی تشریع شده از سوی خداوند اشاره می کنیم که با رعایت شدن یا تخطی از آنهاست که هدایت یا گمراهی انسان معنا می یابد و این دقیقا همان معنای تعلق اراده خداوند به عبودیت است.
خداوند با اراده تشریعی اش که همان نشان دادن راه هدایت – به وسیله وضع قوانین شرعی و بعثت انبیاء و ارسال وحی - به انسان است، خواسته که بندگانش به مسیر عبودیت راه یابند و از آنجا که در این مسیر ممکن است، عده ای از انسان ها، از این اختیار سوءاستفاده کنند و به مسیر حق پشت کنند، «کفر آنها» هیچ منافاتی با «اراده الهی بر عبودیت آنها» ندارد.
پی نوشت:
(۱). التوحید، ابن بابویه، محمد بن علی، محقق/ مصحح: حسینی، هاشم، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۳۹۸هـ. ق، چاپ اول، ص ۳۵۶.
(۲). الشرائع، ابن بابویه، محمد بن علی، کتاب فروشی داوری، قم، ۱۳۸۵هـ. ق، چاپ اول، ج ۱، ص ۹.
(۳). یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: حسینی، سید حسن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۶هـ. ش، چاپ چهارم، ص ۷۳ و ۷۴.
(۴). آیات ولایت در قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: علیان نژادی، ابوالقاسم، نسل جوان، قم، ۱۳۸۶ هـ. ش، چاپ سوم، ص ۱۵۷.
(۵). پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶هـ. ش، چاپ نهم، ج ۴، ص ۱۶۹.
(۶). آیات ولایت در قرآن، همان.
(۷). سرنوشت از دیدگاه علم و فلسفه، سبحانی تبریزی، جعفر، قم، موسسه امام صادق، ۱۳۸۵هـ. ش، ص ۱۱۰.
نظر شما