۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۷
آرامش در خانه؛ اولین سنگر موفقیت در جنگ روانی

در روزهای سایه گستر جنگ و فشارهای تحریمی، خانه های بسیاری از ما به کلاسهای درسی آنلاین بدل شده که نه تنها بار مضاعفی بر دوش مادران گذاشته، بلکه غرق شدن کودکان در گوشی ها و بداخلاقی های ناشی از آن، آرامش را از کانون خانواده ربوده است. غافل نشویم که تلاطم روانی خانواده ها دقیقاً همان چیزی است که دشمن برای متشنج کردن فضای کشور و پیش بردن پروژه نارضایتی اجتماعی دنبال می کند. راه گذر از این وضعیت، بازسازی آگاهانهٔ آرامش به دست تک تک ما، در همین سنگر کوچک خانوادگی است.

 خبرگزاری بین المللی اهل بیت علیهم السلام _ ابنا: کمتر خانواده ای را می توان یافت که این روزها با چالش آموزش مجازی، کلافگی کودکان و نوجوانان از ماندن پای صفحه نمایش، و خستگی و دل آشوبی بزرگترها درگیر نباشد. صدای اعلان پیامرسان ها جای زنگ تفریح را گرفته، مادران ناچارند هم معلم باشند هم مادر، و اضطراب شناور ناشی از تهدیدهای بیرونی، اعصاب همه را فرسوده تر کرده است. در چنین فضایی، آمریکا و جریان های متخاصم نه تنها بی گناه نیستند، بلکه دقیقاً روی همین فشار روانی حساب باز کرده اند. تشدید ناامنی ذهنی، تحریک مردم به اعتراض علیه مسئولان، و سرانجام بی ثبات کردن کشور. آنها می دانند که خانواده، کوچکترین و زیربنایی ترین نهاد اجتماعی است؛ اگر این حصار محکم از درون بلرزد، موج نارضایتی آرام آرام به خیابان می خزد. بنابراین، امروز «مدیریت آرامش در خانواده» دیگر صرفاً یک توصیهٔ اخلاقی نیست، یک عمل راهبردی برای حفظ امنیت روانی و ملی ماست. در ادامه، راهکارهایی عملی برای احیای این آرامش با همکاری تمام اعضای خانواده پیشنهاد می شود.

 ۱. آگاهی بخشی دسته جمعی: جنگ روانی را بشناسیم و قبولش نکنیم. نخستین گام، نشستن دور یک میز و با زبانی ساده به نوجوانان و حتی کودکان یادآوری کرد که احساس آشفتگی و کلافگی امروز ما بی علت نیست؛ بخش بزرگی از آن، نتیجهٔ پروژهٔ دشمن برای «بی اعصاب کردن مردم» است. وقتی بچه ها بفهمند شلختگی اعصابشان صرفاً تقصیر درس و گوشی نیست، بلکه ناشی از یک فضاسازی بیرونیست، کمتر به خود و دیگران خرده می گیرند. در این گفت وگوی خانوادگی از همه بخواهیم آگاهانه تصمیم بگیریم که «آرامش این خانه را به هیچ قیمتی قربانی ناآرامی های هدایت شدهٔ بیرون نکنیم».

 ۲. قانون طلایی «زمانِ بی صفحه» و تقسیم بار مادران. گوشیها دروازهٔ بیرحمی به روی اخبار ناگوار و مقایسه های مخرب هستند. یک برنامهٔ هفتگی ساده بچینید: ساعات مشخصی در روز به «پارک کردن گوشی» اختصاص یابد (مثلاً ساعت ۸ تا ۹ شب، گوشی همه اعضا در جعبهٔ مخصوص گذاشته شود). کارهای خانه را میان همه تقسیم کنید: پدر نان و مایحتاج را تهیه کند، فرزند بزرگتر سفره بچیند، فرزند کوچکتر ظرفها را جمع کند. این کار مستقیم فشار روانی مادر را کاهش می دهد و به بچه ها یاد می دهد عضوی مفید در طوفان باشند، نه تماشاگری شاکی.

 ۳. کلاس آنلاین را از زندان ذهنی به فرصت تبدیل کنیم. بچه ها تمام روز سرشان در گوشی است، چون جایگزین شادی آوری ندارند. به جای دعوا بر سر «بسه دیگه گوشی رو بذار زمین»، چند آیین سادهٔ خانوادگی بسازید: بعد از کلاس، ۱۵ دقیقه «بازی رومیزی خانوادگی» یا پختن یک کیک ساده با هم را تجربه کنید. مسابقهٔ کتابخوانی نیم ساعته طوری که خود پدر و مادر هم کتاب دستشان باشد. یک روز در هفته را «روز بدون آپلود» اعلام کنید؛ روزی که همه چیز آفلاین تجربه شود، حتی اگر در خانه هستید.

 ۴. گفتوگوی امن: اجازه دهیم ترسها بیرون بریزند. هر روز یا چند روز یکبار، دایره ای در خانه تشکیل دهید که در آن هرکس - به ویژه کودکان - بتواند بدون قضاوت از ترس ها، دلخوری ها و حتی خشمش بگوید. جمله های طلایی را تکرار کنید: «حق داری نگران باشی، ما کنار همیم تا از این روزها رد بشیم». این تخلیهٔ هیجانی مانند اطفای بمبی است که دشمن آرزو دارد درون خانه منفجر شود.

 ۵. حکمرانی بر آنچه در اختیار ماست. نه برنامهٔ هسته ای را ما می نویسیم، نه توییت های تهدیدآمیز را پاک می کنیم. اما نور خانه، لحن حرف زدن، بوی چای تازه و یک بغل کردن به موقع، کاملاً در اختیار ماست. روی این عناصر ریز تمرکز کنید. شعار هر صبح خانه می تواند این باشد: «امروز فقط مسئول حال خوب این چهار دیواری هستم، و این کافیست.»

 ۶. معنویت جمعی؛ لنگر روزهای لرزان. چند دقیقه دعوا را کنار بگذاریم و یک گوشهٔ دنج را به خواندن یک صفحه قرآن، یک شعر حافظ یا چند لحظه سکوت شکرگزارانه اختصاص دهیم. این کار برای کودکان، به خصوص وقتی همهٔ اعضای خانواده کنار هم بنشینند، امنیتی بسیار عمیق تر از هر امنیت سیاسی ایجاد می کند؛ امنیتی از جنس تعلق و ایمان به اینکه این موج هم فروکش خواهد کرد.

 ۷. تعریف دوباره از «همکاری ملی» به بچه ها بیاموزیم که کم سر و صدا کردن در خانه، مهربان ماندن با اعضای خانواده و انجام تکالیف بدون پرخاشگری، تنها وظیفه ای شخصی نیست؛ آنها با این کار عملاً کشور را در برابر جنگ روانی دشمن مقاوم تر می کنند؛ چرا که دشمن منتظر فروپاشی روانی تک تک ماست. پس هر لبخندی در خانه، یک قدم عقب نشینی دشمن است.

 جمعبندی

 خانواده جاییست که یا موج تند حوادث در آن می شکند، یا تبدیل به سیلی ویرانگر می شود. آمریکا و تمام کسانی که ایران را زیر فشار گذاشته اند، نه تنها موشک نمی خواهند، بلکه خواهان فروپاشی حوصله ها، شکست صبرها و تلخی زبان ها در همین آشپزخانه ها و اتاق نشیمن های ما هستند. راه خنثی کردن این نقشه، ساختن آگاهانهٔ آرامش در خانه است؛ با تقسیم عادلانهٔ کار، مدیریت هوشمندانهٔ فناوری، گفت وگوی مهربانانه و تمرکز بر داشته های کوچکی که در اختیارمان است. وقتی تک تک ما، به عنوان پدر، مادر، خواهر یا برادر، چراغ محبت را در خانه روشن نگه داریم، به دشمن ثابت می کنیم که از درون نمی پاشیم. صلح از درون خانه ها شروع می شود و اگر این سنگرها مستحکم بمانند، هیچ طوفانی نخواهد توانست کشور را از پا درآورد. از همین امشب، یک تغییر کوچک را امتحان کنیم؛ همان یک تغییر، آغاز پایداری بزرگیست.

 زهرا صالحی فر، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه باقرالعلوم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha