۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۲
رشوه‌ای که امام علی(ع) رد کرد

«اشعث بن قیس» به قصد رشوه دادن نیمه های شب به درب خانه امام علی(ع) ظرف حلوایی برد، تا فردا امام(ع) در محکمه به نفع او حکم کند. وقتی امام(ع) حلوای او را می بیند به «اشعث» می گوید این رشوه است؟ یا صدقه؟ یا زکات؟ که اینها بر من علی(ع) حرام است. «اشعث» می گوید این هدیه است. امام(ع) فرمود: می خواهی با این حلوا من را بفریبی تا ظلم کرده و فردا به نفع تو حکم کنم؟ هرگز! به خدا قسم اگر هفت آسمان را به علی(ع) بدهند تا بر مورچه ای ظلم کند، هرگز چنین نخواهد کرد.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: «اشعث بن قیس» منافق، عامل بسیاری از مفاسد و اختلافات در دوران کوتاه خلافت حضرت علی(علیه السلام) بود. ظاهراً اشعث با کسی اختلافی داشت، و پرونده این اختلاف نزد حضرت علی(ع) بود، و قرار بود روز بعد در مورد آن قضاوت کند.

حضرت می فرماید: از سرگذشت عقیل شگفت آورتر داستان کسی است که نیمه شب ظرفی سرپوشیده پر از حلوای خوش طعم و لذیذ به درب خانه ما آورد؛ ولی این حلوا معجونی بود که من از آن متنفّر شدم.

گویا آن را با آب دهان مار، یا استفراغش خمیر کرده بودند! لذا نگاه تندی به او افکندم و گفتم: آیا این کاسه حلوا رشوه است؟ یا صدقه؟ یا زکات؟ (۱) علی، نه اهل رشوه است تا به سبب رشوه بر خلاف حقّ قضاوت کند و نه اهل صدقه و زکات، که اینها بر بنی هاشم حرام است.


اشعث که از این برخورد قاطع و تند امیر زمامداران، دست و پای خود را گم کرده بود، گفت: نه، هیچ کدام نیست؛ بلکه هدیه است! هر مسلمانی حقّ دارد به مسلمان دیگر هدیه دهد. حضرت که چهره هزار رنگ اشعث را می شناخت و به نیّت واقعی او واقف گشته بود، فرمود: اشعث! آیا دیوانه شده ای!؟ یا عقلت را از دست داده ای!؟ یا هذیان می گویی!؟ تو نیمه شب با این کاسه حلوا می خواهی علی را بفریبی و او را به ظلم دعوت کنی تا فردا به نفع تو حکم دهد! اشعث تو مرا با خود مقایسه کرده ای!

بگذار تا خود را بشناسانم: اشعث این حلوا که سهل است چون این حلوایی که من دیدم، گویا با آب دهان مار مخلوط گشته [اگر چه ظاهری زیبا دارد؛ ولی باطنش بسیار کثیف است] به خدا قسم اگر آسمان های هفتگانه را به علی دهند تا بر مورچه ای ظلم کند، چنین نخواهد کرد.


حضرت پس از بیان این داستانِ عجیب، جمله ای بسیار زیبا و سرشار از عدالت می گوید که جز امام علی(علیه السلام) کسی نمی تواند بر زبان آورد، و شایسته است این جملات با آب طلا نوشته و در تمام ادارات در مقابل چشمان مسئولان نصب شود.

فرمود: «وَ اللهِ لَوْ أُعْطِیتُ الْأَقَالِیمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلَاکِهَا عَلَی أَنْ أَعْصِیَ اللهَ فِی نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جُلْبَ شَعِیرَةٍ مَا فَعَلْتُهُ، وَ إِنَّ دُنْیَاکُمْ عِنْدِی لَأَهْوَنُ مِنْ وَرَقَةٍ فِی فَمِ جَرَادَةٍ تَقْضَمُهَا» (۲)؛ (به خداوند سوگند! اگر اقلیم های هفتگانه با آنچه در زیر آسمانهاست [همه جهان هستی] را به من بدهند که خداوند را با گرفتن پوست جویی از دهان مورچه ای نافرمانی کنم، هرگز چنین نخواهم کرد! [چرا که] دنیای شما، از برگ جویده ای که در دهان ملخی باشد نزد من خوارتر و بی ارزش تر است).(۳)


پی نوشت:

(۱). به یقین زکات بر تمام بنی هاشم حرام است، و صدقه که اشاره به انفاق های مستحبی است و بنابر قول مشهور بر بنی هاشم حرام نیست ممکن است بر خصوص اهل بیت(علیهم السلام) حرام بوده باشد. بعضی نیز احتمال داده اند که صدقه اشاره به کفّارات و صدقات واجبه غیر از زکات باشد که آن هم بر بنی هاشم حرام است (پیام امام امیرالمؤمنین(علیه السلام)، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ شمسی، چاپ اول، ج ۸، ص ۴۱۷).

(۲). نهج البلاغه، شریف رضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صبحی صالح، هجرت، قم، ‌۱۴۱۴ قمری، چاپ اول، ص ۳۴۶، خطبه ۲۲۴.

(۳). گردآوری از کتاب: داستان یاران، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: علیان نژادی، ابوالقاسم، ‌مدرسه امام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، قم، ۱۳۹۰ شمسی، ‌چاپ اول، ص ۱۴۴.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha