خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)-ابنا: واژه «تمدنسازی» معمولاً تداعیکننده مردانی بزرگ با شمشیرها و قلمهای مشهور است. اما واقعیت تاریخی چیز دیگری میگوید: ستونهای هر جریان فکری پایداری، اغلب توسط زنانی نصب شدهاند که یا نامشان در حاشیهها گم شده، یا اگر هم نامی از آنها مانده، سهم حقیقیشان در «تثبیت نام و نشان» آن جریان به درستی روایت نشده است.
توجه به زنان تمدن ساز در قرآن کریم
قرآن کریم به صراحت میفرماید:
«لِلرِّجالِ نَصیبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوالِدانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّساءِ نَصیبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوالِدانِ وَالْأَقْرَبُونَ»(1)
«برای مردان از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان به جای گذاشتهاند بهرهای است و برای زنان نیز بهرهای.»
این آیه تنها ناظر به ارث مالی نیست. «میراث فکری» و «نام و نشان فرهنگی» نیز سهمی زنانه دارد.
بخش اول: حضرت فاطمه معصومه (س)؛ بانوی هجرت علمی
درتاریخ اسلام، نقطه عطفی شکل گرفت که کمتر به عمق آن توجه شده است: زمانی که هجمههای فکری و سیاسی، مرزهای اعتقادی شیعیان را نشانه رفته بودو ارتباط میان امامان شیعه با پیروانشان دشوار میشد.
در چنین شرایطی، حضرت فاطمه معصومه (س) - دختر امام کاظم (ع) و خواهر امام رضا (ع) - دست به هجرتی آگاهانه زد. او از مدینه به سوی قم حرکت کرد. اما این هجرت یک جابهجایی جغرافیایی صرف نبود؛ یک «کوچ فکری» بود.
ویژگیهای فکری حضرت معصومه (س):
او را با عنوان «محدثه» میشناسیم؛ یعنی راوی حدیث و آگاه به دانش دینی.
در منابع کهن، از او به عنوان «فقیهه» و «عالِمَه» یاد شده است.
هجرت او، عملاً قم را به قطب علمی و فرهنگی شیعه تبدیل کرد.
خداوند میفرماید:
«فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ...»(2)
«چرا از هر گروهی، گروهی کوچ نمیکنند تا در دین آگاهی یابند؟»
هجرت حضرت معصومه (س) تجسم عینی همین «نَفر» (کوچکردن) برای «تفقّه» (آگاهی عمیق دینی) بود. امروز حرم مطهر ایشان نه فقط زیارتگاه که یک دانشگاه بزرگ علوم اسلامی است. ثبات نام «تشیع» و «قم» بهعنوان یک نشان تمدنی، مدیون خط فکری این بانوی دانشمند است.
بخش دوم: حضرت فاطمه زهرا (س)؛ خط فکری فاطمی و سپر ولایت
اگر از حضرت زهرا (س) تنها به عنوان «همسر امیرالمومنین علی (ع)» و «مادر امامان» یاد کنیم، بزرگترین سهم تاریخی او را نادیده گرفتهایم. فاطمه (س) یک «نظریهپرداز دفاع از ولایت» بود.
خط فکری فاطمه (س) در سه محور خلاصه میشود:
1. استدلالگرایی در برابر قدرت: خطبه فدکیه او یک متن کاملاً استدلالی است با تکیه بر قرآن، سنت و عقل.
2. تعریف «امامت» به مثابه یک نظام فکری: او نشان داد خلافت بدون امامت، یک پوسته بیمحتواست.
3. حفظ «نام و نشان» اهلبیت (ع): با فریادهایش در مسجد النبی، مانع تحریف کامل مفهوم ولایت شد.
خداوندمیفرماید:
«إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»(3)
«خدا فقط میخواهد پلیدی را از شما خاندان پیامبر بزداید و پاکتان گرداند.»
فاطمه (س) تفسیر عملی این آیه را به نمایش گذاشت. «تطهیر» برای او منفعلانه نبود؛ یک برنامه فکری هشیارانه بود برای نگهبانی از حریم نام و نشان اهلبیت. به برکت خط فکری او، «ولایت» به جریانی زنده و پایدار تبدیل شد که تا امروز نامش بر تارک تمدن اسلامی میدرخشد.
بخش سوم: زنان گمنام تاریخ طلایه داران فرهنگ و تمدن
- مادران محدث: زنانی که در خانه، قرآن و حدیث را به فرزندانشان میآموختند و آن فرزندان بعدها محدثان بزرگ تاریخ شدند.
- مدرسان گمنام: در مکتبخانههای خصوصی در عصر بنیامیه و عباسی، زنانی بودند که نسلی از راویان و نویسندگان را تربیت کردند.
- حافظان نسخ خطی: زنانی که در آتشسوزیهای فکری و حملات نظامی، کتابها و اسناد ارزشمند را نجات دادند.
- مشاوران خاموش پادشاهان و خلفا: در بسیاری از دورههای اسلامی، زنان عاقل و دانشمندی پشت پرده تصمیمات کلان بودند اما نامشان ثبت نشد.
خداوند میفرماید:
«إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ»(4)
«گرامیترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست.»
بخش چهارم: زنان ناقض حکم الهی؛ چگونه به زبالهدان تاریخ پیوستند؟
در برابر این تمدنسازان، گروهی قرار دارند که با زیر پا گذاشتن آگاهانه حکم الهی، نام خود را در زبالهدان تاریخ دفن کردند.
مصداق۱: همسر نوح و همسر لوط : «فَخَانَتَاهُمَا»(5) - آن دو خیانت کردند. آنها در خانه پیامبر زندگی میکردند، اما خط فکری آنان با کافران بود. خیانت آنان، خیانت در عقیده و رازداری بود. امروز نامشان ماند، اما نه به عنوان الگو که به عنوان عبرت.
مصداق ۲: همسر ابولهب (ام جمیل) : «وَالْمَرْأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ»(6) - همسرش که هیزمکش بود. او زنی با نسب و نفوذ بود، اما در برابر پیامبر (ص) صفآرایی کرد، شبها خار و خاشاک بر سر راهش میریخت و از دشمنان حق پیروی کرد.
قرآن نامش را در سورهای مستقل رسوا کرد. سنت قرآنی در مورد این گروه : «مَثَلُ کَلِمَةٍ خَبِیثَةٍ کَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ»(7) «مثل سخن پلید، چون درخت ناپاکی است که از روی زمین کنده شده و هیچ پایداری ندارد.» این زنان «درخت ناپاک» بودند؛ هر چند یک روز قدرتمند به نظر میرسیدند، اما امروز جز زبالهدان تاریخ، جایی ندارند. حتی نامشان اگر باقی مانده، همراه با نفرین و رسوایی است.
ستون فکری پشت پرده، ضامن پایندگی جریانها
قرآن وعده میدهد:
«مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً»(8)
«هر کس کار شایسته کند - خواه مرد باشد یا زن - در حالی که مؤمن است، قطعاً او را به زندگی پاک و پایدار زنده میداریم.»
این «حیات طیّبه» (زندگی پاک و پایدار) همان ثبات نام و نشان یک جریان فکری است. از حضرت فاطمه زهرا (س) و حضرت معصومه (س) تا هزاران زن گمنام در طول تاریخ، همگی ستونهای فکری پشت پردهای بودند که جریانهای ماندگار (اعم از دینی، علمی و تمدنی) را بر پایه نهادند.
هروقت نام و نشان پایداری را میبینید، یک مکتب، یک شهر علمی مثل قم، یک جنبش فکری، یا حتی یک خانواده با هویت دیرپا - حتماً پشت آن، ستونهای فکری زنانهای قرار دارد که یا نامشان بر تارک تاریخ نوشته شده، یا در لایههای تاریخ پنهان است. اما اثرشان باقی است و برخی درختان ناپاک سبب عبرت تاریخی هستند.امروز زنان و دختران ایران زمین نیز با الگو گیری از زنان تمدن ساز باعث سرافرازی ایران خواهند بود.
پی نوشت:
1.سوره نساء/آیه 7
2.سوره توبه/ آیه ۱22
3.سوره احزاب/ آیه 33
4. سوره حجرات/ آیه 13
5.سوره تحریم/آیه 7
6.سوره مسد/آیه 4
7.سوره ابراهیم/ آیه 26
8.سوره نحل/آیه 97
فیروزه دلداری(پژوهشگر، مشاوره خانواده، فعال رسانه و مجازی)
نظر شما