خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: همانطور که می دانیم نمونه ای از رستاخیز و دادگاه بزرگ آن در وجود ما قرار دارد که بعد از انجام یک کار نیک یا بد بلافاصله در درون جان انسان تشکیل می گردد.
گاهی در برابر یک کار نیک و مؤثر آن چنان احساس آرامش درونی می کند و روح او لبریز از شادی و نشاط می شود که لذت و شکوه و زیبائی آن با هیچ بیان و قلمی قابل توصیف نیست و بعکس، گاهی به دنبال یک خلاف و جنایت که از او سر زده چنان دچار کابوس های وحشتناک و طوفان های غم و اندوه می گردد و از درون می سوزد که از زندگی بکلی سیر می شود، و حتی برای رهائی از چنگال این ناراحتی، خود را آگاهانه به چوبه دار تسلیم می کند.
شاید سوال شود که این دادگاه عجیب درونی چه شباهتی به دادگاه رستاخیز دارد؟ در جواب باید گفت شباهت های متعددی دارد از جمله:
۱. قاضی و شاهد و مجری حکم در حقیقت در اینجا یکی است، همان طور که در قیامت چنین است: «عالِمَ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ أَنْتَ تَحْکُمُ بَیْنَ عِبادِکَ» (۱)؛ (خداوندا! تو از اسرار پنهان و آشکار آگاهی، و تو در میان بندگانت قضاوت خواهی کرد).
۲. دادگاه وجدان، توصیه و رشوه و پارتی و پرونده سازی رایج بشری را نمی پذیرد، همانطور که درباره دادگاه قیامت نیز می خوانیم: «وَ اتَّقُوا یَوْماً لَا تَجْزی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لا یُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا یُوْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ» (۲)؛ (از آن روز بترسید که هیچ کس به جای دیگری مجازات نمی شود و نه شفاعتی پذیرفته می گردد و نه فدیه و رشوه ای و نه یاری می شوند).
۳. محکمه وجدان، مهمترین و قطورترین پرونده ها را در کوتاهترین مدت رسیدگی کرده و حکم نهائی خود را به سرعت صادر می کند، نه استیناف در آن هست و نه تجدید نظر و نه ماهها و سالها سرگردانی و در به دری، همانطور که درباره دادگاه رستاخیز نیز می خوانیم: «وَ اللّهُ یَحْکُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُکْمِهِ وَ هُوَ سَریعُ الْحِسابِ» (۳)؛ (خداوند حکم می کند و حکم او رد و نقض نمی شود و حساب او سریع است).
۴. مجازات و کیفرش بر خلاف مجازات های معمولی این جهان نخستین جرقه هایش در درون افروخته می شود و از آنجا به بیرون سرایت می کند، نخست روح انسان را می آزارد سپس آثارش در جسم و چهره و خواب و خوراک او آشکار می گردد همانطور که درباره دادگاه قیامت نیز می خوانیم: «نَارُ اللّهِ الْمُوقَدَةُ * الَّتی تَطَّلِعُ عَلَی الأَفْئِدَةِ» (۴)؛ (آتش برافروخته الهی که از قلبها زبانه می کشد).
۵. این دادگاه وجدان چندان نیاز به ناظر و شهود ندارد، و در صورت لزوم دست به خارج از وجود انسان دراز نمی کند؛ بلکه معلومات و آگاهی های خود انسان را به عنوان شهود به نفع یا بر ضد او می پذیرد. همانطور که در دادگاه رستاخیز نیز ذرات وجود انسان حتی دست و پا و پوست تن او گواهان بر اعمال او هستند: «حَتّی إِذا ما جاوُوها شَهِدَ عَلَیْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ» (۵)؛ (چون به کنار آتش دوزخ برسند گوش و چشم و پوست تن آنها بر ضد آنها گواهی می دهد).
این شباهت عجیب در میان این دو دادگاه نشانه دیگری بر فطری بودن این مسأله است؛ زیرا چگونه می توان باور کرد در وجود یک انسان که قطره کوچکی از این اقیانوس عظیم هستی است چنان حساب و کتاب و دادگاه مرموز و اسرارآمیزی وجود داشته باشد؛ اما در درون این عالم بزرگ مطلقاً حساب و کتاب و دادگاه و محکمه ای وجود نداشته باشد، این باور کردنی نیست. (۶)
پی نوشت:
(۱). سوره زمر، آیه ۴۶.
(۲). سوره بقره، آیه ۴۸.
(۳). سوره رعد، آیه ۴۱.
(۴). سوره همزه، آیه ۶ و ۷.
(۵). سوره فصلت، آیه ۲۰.
(۶). گردآوری از کتاب: معاد و جهان پس از مرگ، مکارم شیرازی، ناصر، سرور، قم، ۱۳۷۶ شمسی، چاپ: ششم، ص ۱۴۴.
نظر شما