خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: از ظاهر کلام امام علی(علیه السلام) در حکمت ۱۳۰ نهج البلاغه چنین بر می آید که او با ارواح مردگان سخن می گوید و آنها سخنان امام(علیه السلام) را درک می کنند و حتی از آن استفاده می شود که اگر اذن پروردگار باشد آنها نیز می توانند با انسان ها ارتباط برقرار کنند و به این ترتیب دلیلی است بر امکان ارتباط با ارواح، هرچند بسیاری از مدعیان در این زمینه دروغ می گویند و با خیالات خود ارتباط پیدا می کنند ولی اصل ارتباط امکان پذیر است.
در اینجا این سؤال پیش می آید که آیا این تعبیرات با آنچه در قرآن مجید در سوره «فاطر»، آیه ۲۲ آمده هماهنگ است که می فرماید: «وَ مَا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَّنْ فِی الْقُبُورِ»؛ (و تو نمی توانی سخن خود را به گوش آنان که در گور [خفته اند] برسانی).
در پاسخ باید به نکته ای توجه داشت که مشرکان قطعاً سخنان پیامبر(صلی الله علیه وآله) را می شنیدند و گوششان از این نظر کر نبود؛ ولی این سخنان حکمت آمیز در دل و جانشان نفوذ نمی کرد، بنابراین معنای آیه شریفه چنین می شود: همان گونه که نمی توانی مردگان را هدایت کنی این قوم مشرک لجوج و متعصب را نیز نمی توان هدایت کرد، چرا که گوش شنوا ندارند؛ گوشی که مطالب را بشنود و به درون جان انسان منتقل کند.
شاهد سخن این که مطابق آنچه در منابع اسلامی، از جمله منابع اهل سنت همچون «صحیح بخاری» (۱)، تفسیر «روح المعانی» ذیل آیه مورد بحث آمده: پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) بعد از پایان جنگ بدر دستور داد اجساد کفار را در چاه خشکی بیفکنند، سپس آنها را صدا زد و فرمود: «هَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ اللهُ وَ رَسُولُهُ حَقّاً؟ فَإنِّی وَجَدْتُ ما وَعَدَنِیَ اللهُ حَقّاً»؛ (آیا آنچه را که خدا و رسولش وعده داده بود حق یافتید؟ من آنچه را خداوند به من وعده داده بود حق یافتم).
در اینجا عمر اعتراض کرد و گفت: ای رسول خدا! چگونه با اجسادی سخن می گویی که روح ندارند؟ فرمود: (شما سخنان مرا بهتر از آنها نمی شنوید. جز این که آنها توانایی پاسخ گویی ندارند)؛ «مَا أنْتَ بِأسْمَعٍ لِما أَقُولُ مِنْهُمْ غَیْرَ أنَّهُمْ لَا یَسْتَطیعُونَ أنْ یَرُدُّوا شَیْئاً». در «مسند احمد» نیز همین معنا به صورت روشن تری آمده است. (۲)
اضافه بر این ممکن است در موارد عادی اهل قبور صدای کسی را نشنوند؛ اما در مواقع فوق العاده، هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه وآله) یا امام معصوم(علیه السلام) یا یکی از اولیاء الله با آنها سخن خاصی بگوید آن را خواهند شنید.
از اینجا پاسخ بعضی از وهابیان ناآگاه و کم سواد نیز داده می شود که می گویند: چرا شما به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) بعد از رحلتش متوسل می شوید. او سخن کسی را نمی شنود!؟
راستی جهل و نادانی چه عقاید زشتی برای انسان به بار می آورد؛ هنگامی که خداوند درباره شهدا [هر چند از افراد عادی لشگر اسلام باشند] می فرماید: «أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» (۳) و آنها را زندگان جاوید می نامد، چگونه می توانند مقام پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) را از مقام آنها کمتر بشمرند؟
به علاوه خودشان همه روز در نمازها بر پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) سلام و خطاب می دهند آیا سلام، آن هم از دور به کسانی که در قبورند و چیزی نمی فهمند معنا دارد؟ همچنین در حدیثی از خود آن حضرت می خوانیم که فرمود: «صَلُّوا عَلَیَّ فَإنَّ صَلَاتَکُمْ تَبْلُغُنِی حَیْثُ کُنْتُمْ» (۴)؛ (بر من درود بفرستید که درود شما هر جا که باشید به من می رسد).
جالب این که در مسجد پیامبر(صلی الله علیه وآله) تابلوی بزرگی زده اند و بر روی آن نوشته اند: «لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ» (۵)؛ (صدای خود را از صدای پیامبر بالاتر نبرید) و به همین دلیل، مردم را به سکوت در مقابل قبر شریف پیامبر(صلی الله علیه وآله) دعوت می کنند. اگر نعوذ بالله پیامبر(صلی الله علیه وآله) بعد از وفات چیزی نمی فهمد این کارها چه معنا دارد. (۶)
پی نوشت:
(۱). صحیح البخاری، أبو عبدالله البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل، تحقیق: دیب البغا، مصطفی، دار ابن کثیر، الیمامة، بیروت، ۱۴۰۷ قمری / ۱۹۸۷ میلادی، الطبعة الثالثة، ج ۴، ص ۱۴۶۲، باب (قتل ابی جهل).
(۲). مسند أحمد بن حنبل، أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشیبانی، المحقق: النوری، السید أبو المعاطی، عالم الکتب، بیروت، ۱۴۱۹ قمری / ۱۹۹۸ میلادی، الطبعة الأولی، ج ۳، ص ۲۱۹، ح ۱۳۳۲۹.
(۳). قرآن کریم، سوره آل عمران، آیه ۱۶۹.
(۴). سنن أبی داود، أبو داود السجستانی الأزدی، سلیمان بن الأشعث، تحقیق: عبد الحمید، محمد محیی الدین، دار الفکر، بی تا، ج ۱، ص ۶۲۲، ح ۲۰۴۲؛ ابن حجر نیز در فتح الباری فی شرح صحیح البخاری، العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل، دار المعرفة، بیروت، ۱۳۷۹ قمری، ج ۶، ص ۴۸۸، این حدیث را نقل کرده تصریح می کند که سند این حدیث صحیح است.
(۵). همان، سوره حجرات، آیه ۲.
(۶). پیام امام امیر المؤمنین(علیه السلام)، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ شمسی، چاپ اول، ج ۱۳، ص ۸۰.
نظر شما