خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: یکی از نام های «روز قیامت»، «القارعة» است. خداوند در سوره «قارعه» آیات ۱ تا ۴ می فرماید: (قارعه آن حادثه کوبنده * و چه حادثه کوبنده ای!؟ * تو چه می دانی که حادثه کوبنده چیست؟ * روزی که مردم مانند پروانه ها، پراکنده به هر سو می روند * و کوه ها مانند پشم رنگین حلاّجی شده [در فضا پراکنده] می گردد * هر کس در آن روز ترازوی اعمالش سنگین است * در یک زندگی رضایتبخش خواهد بود)؛ «اَلْقارِعَةُ * مَا الْقارِعَةُ * وَ ما اَدْراکَ مَا الْقارِعَةُ * یَوْمَ یَکوُنُ النّاسُ کَالْفَراشِ الْمَبْثوُثِ * وَ تَکوْنُ الْجِبالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ * فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ * فَهُوَ فِی عِیشَةٍ رَاضِیَةٍ».
«اَلْقارِعَة» از مادّه «قرع» (بر وزن فرع) در اصل به معنای کوبیدن با شدّت است به گونه ای که صدای بلندی از آن برخیزد و به همین جهت، چکش را «مقرعه» می گویند.
در اینکه منظور از «قارعه» در این آیات چیست؟ گروهی از مفسّران گفته اند که این تعبیر یکی از نام های قیامت است؛ زیرا حوادثی که در آن رخ می دهد هم ظاهراً شدید و کوبنده است و هم از نظر کوبیدن قلب، به خاطر شدّت وحشت آن.
بعضی تصریح کرده اند که این تعبیر بر مجموعه حوادث قیامت که از نفخ صور اوّل شروع می شود و پایان آن خاتمه داوری خداوند درباره بندگان است اطلاق شده است. (۱)
فخر رازی در تفسیر خود می گوید: «اجماع مفسّران بر این است که این واژه از نام های قیامت است و سپس در علّت این نامگذاری اموری را بیان کرده، از جمله اینکه: این نامگذاری به خاطر نفخه اولی است که سبب نابودی همه ساکنان زمین و آسمانها می شود، دوّم این که به خاطر اصطکاک شدیدی است که به هنگام تخریب جهان به وجود می آید، سوّم به خاطر کوبیدن دلها با انواع وحشت و ترس است و چهارم کوبیدن دشمنان خدا با عذاب و رسوایی است».(۲)
ولی آیاتی که به دنبال این آیات آمده نشان می دهد که این تعبیر بیشتر ناظر به نفخه اولی است که همه انسان ها را در وحشت فرو برده، سپس نابود می کند و کوه ها را ویران می سازد و در تعقیب این موضوع، حوادث قیامت به عنوان یک تسلسل طبیعی ذکر شده است.
به هر حال تعبیر فوق یا اشاره به نفخه اوّل صور است و یا نفخه اوّل، جزئی از آن می باشد و اما این احتمال که اشاره به نفخه دوّم بوده باشد با ترتیب طبیعی آیات نمی سازد؛ زیرا بسیار بعید است که آیه: «یَوْمَ یَکُونُ النّاسُ کَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ»، اشاره به نفخه دوّم باشد و آیه بعد از آن: «وَ تَکُونُ الْجِبالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ» اشاره به نفخه اوّلی (دقت کنید).(۳)
پی نوشت:
(۱). تفسیر روح البیان، حقی بروسوی، اسماعیل، دارالفکر، بیروت، بی تا، ج ۱۰، ص ۴۹۹؛ روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، آلوسی، سید محمود، تحقیق: علی عبدالباری عطیه، دارالکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۱۵ قمری، چاپ: اول، ج ۱۵، ص ۴۴۷.
(۲). مفاتیح الغیب، فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۲۰ قمری، چاپ: سوم، ج ۳۲، ص ۲۶۵.
(۳). گردآوری از کتاب: پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۸۶ شمسی، چاپ: نهم، ج ۶، ص ۵۱.
نظر شما