۱۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۲
آیا همه انسان‌ها وارد جهنم می‌شوند؟

در پاسخ به پرسش یاد شده، مفسّران وجوهی را یادآور شده اند: ۱. اهل ایمان، در حالی که مُشرف بر جهنّم هستند، برای مشاهده وضعیّت دردناک ستمگران و مجرمان، آنان را نظاره می‌کنند و در حالی که آتش جهنّم برافروخته شده و زبانه می‌کشد و مؤمنان صحنه پرتاب طاغیان را در آتش می‌بینند، بدون آنکه آسیبی به آنان برسد، از کنار آتش به سلامت می‌گذرند. ۲. در این جا، تفسیر دقیقتری ارائه شده که به کلّی هرگونه شبهه ورود اهل ایمان را به دوزخ منتفی می‌سازد و آن این است که «ضمیر خطاب» در آیه «وَ إِن مِّنکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا» تنها به کافران و منکران روز رستاخیز باز گردد، و این گونه «التفات» (از غیبت به خطاب) برای افاده اختصاص است، و معنای آیه چنین می‌شود: این شما ـ کافران و منکران ـ هستید که وارد دوزخ می‌شوید.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا:

ورود همگان به دوزخ!

قرآن کریم می فرماید: «إِن مِّنکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا کَانَ عَلَی رَبِّکَ حَتْمًا مَّقْضِیًّا».(۱) این آیه شریفه خطابی است عام و فراگیر و از ورود همگان (مؤمن و کافر) به جهنّم خبر می‌دهد؛ شاهد درستی این معنی، آیه پس از آن است که می‌فرماید: «ثُمَّ نُنَجِّی الَّذِینَ اتَّقَواْ وَّ نَذَرُ الظَّالِمِینَ فِیهَا جِثِیًّا».(۲) جمله «نَذَرُ الظَّالِمِینَ فِیهَا» بر این معنی دلالت دارد که همگان وارد جهنّم می‌شوند و سپس مؤمنان از آن بیرون آمده و ستمگران در آن باقی می‌مانند.

این در حالی است که آیه شریفه «إِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُم مِّنَّا الْحُسْنَی أُوْلَـئِکَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ. لَا یَسْمَعُونَ حَسِیسَهَا» (۳) دلالت بر عدم تماس نیکوکاران با آتش جهنّم دارد و به ویژه جمله «لَا یَسْمَعُونَ حَسِیسَهَا» بر این نکته دلالت دارد که آنان حتّی طنین شعله‌ها و زبانه‌های آتش را نمی‌شنوند؛ چه رسد به اینکه در آتش جهنّم قرار گیرند.

پاسخ: در پاسخ به پرسش یاد شده، مفسّران وجوهی را یادآور شده اند: ابن مسعود، حسن بصری، قتاده و ابومسلم گفته اند که معنای آیه نخست چنین است: اهل ایمان، در حالی که مُشرف بر جهنّم هستند، برای مشاهده وضعیّت دردناک ستمگران و مجرمان، آنان را نظاره می‌کنند و در حالی که آتش جهنّم برافروخته شده و زبانه می‌کشد و مؤمنان صحنه پرتاب طاغیان را در آتش می‌بینند، بدون آنکه آسیبی به آنان برسد، از کنار آتش به سلامت می‌گذرند.

خداوند متعال می‌فرماید: «فَوَ رَبِّکَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَ الشَّیَاطِینَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِیًّا»؛ یعنی سوگند به پروردگارت که نه تنها مجرمان را بلکه شیاطین گمراه کننده آنان را نیز به همراهشان محشور خواهیم ساخت؛ زیرا میان گنهکاران با رهبرانشان پیوند تابع و متبوع و پیرو و رهبر است و آنان را در حالی که به زانو درآمده اند، گرداگرد دوزخ حاضر خواهیم ساخت و آنگاه از هر گروه کسانی را که در برابر خدای رحمان سرکش تر بوده اند، بیرون خواهیم کشید: «ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن کُلِّ شِیعَةٍ أَیُّهُمْ أَشَدُّ عَلَی الرَّحْمَانِ عِتِیًّا» و سپس می‌افزاید: «ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِینَ هُمْ أَوْلَی بِهَا صِلِیًّا»؛ یعنی ما بهتر می‌دانیم که چه کسانی به جهنم سزاوارترند.

سپس نوبت مؤمنان می‌رسد؛ آنان که سابقه کردار نیک دارند. گروه هایی از اهل ایمان ضمن مشاهده سرنوشت دردناک ستمگران از کنار منظره سوزاندن آنان به سلامت می‌گذرند. «ثُمَّ نُنَجِّی الَّذِینَ اتَّقَواْ»؛ یعنی پرهیزگاران را از آتش نجات می‌دهیم. «وَ نَذَرُ الظَّالِمِینَ فِیهَا جِثِیًّا»؛ (و ستمگران را در حالی که ذلیلانه در میان آتش زانو زده اند، به حال خود رها می‌کنیم).

بنابراین، مراد از ورود به دوزخ در آیه مذکور، مشرف بودن مؤمنان بر آن و مشاهده صحنه‌های عذاب مجرمان است و این معنی نظیر معنای ورود در آیه شریفه «وَ لَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ یَسْقُونَ» (۴) است؛ زیرا مراد از ورود، داخل شدن در آب نیست؛ بلکه نزدیک شدن و مشاهده آن است. همچنین مراد از ورود در آیه «فَأَرْسَلُواْ وَارِدَهُمْ فَأَدْلَی دَلْوَهُ» (۵) به همین معنی است. راغب اصفهانی می‌نویسد: اصل معنای ورود، قصد آب کردن است و سپس در سایر موارد نیز استعمال شده است. (۶)

بنابراین، جمله «وَ لَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْیَنَ» یعنی «قَصَدَه و اقترب منه». اصطلاح «وارد» درباره کسی به کار می‌رود که از همراهان خود پیشی گیرد تا به آب برسد و از آن بیاشامد. جمله «فَأَرْسَلُواْ وَارِدَهُمْ» یعنی «ساقیَهم من الماء المورود». راغب افزوده است: به هر کسی که به محلّ آب برسد، «وارد» گفته می‌شود و جمله «و اِن مِنْکُمْ إِلَّا وَارِدُها» از همین باب است و جمله «وَرَدَ مَاءَ مَدْیَنَ» یعنی به آب نزدیک شد. (۷)

همچنین در ضرب المثل عربی گفته می‌شود: «أن ترد الماء بماء أکیس» (۸)؛ یعنی احتیاط و هوشمندی اقتضا می‌کند کسی که بر آب وارد می‌شود، همراه خود مقداری آب داشته باشد؛ زیرا ممکن است بر محلّ آب وارد شوی، ولی آبی نیابی. زهیر، شاعر نامدار دوران جاهلیّت چنین سروده است:

فلمّا وَرَدْنَ الماء زُرقاً جِمامُه *** وَضَعن عِصِیّ الحاضر المتخیّم
یعنی وقتی به آب زلال و انبوه رسیدند، تصمیم گرفتند در آنجا بمانند و اردو بزنند. (۹)

زجّاج می‌گوید: آیه «إِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُم مِّنَّا الْحُسْنَی أُوْلَـئِکَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ. لَا یَسْمَعُونَ حَسِیسَهَا» (۱۰) دلیل روشنی است بر اینکه اهل ایمان وارد دوزخ نمی‌شوند. مرحوم طبرسی نیز اقوالی از مفسّران را مورد اشاره قرار داده و سپس خود سخنی بر آن افزوده است که ترجیح دادیم به بخش مهم تر آن اشاره کنیم و توضیحات بیشتر را به خواننده گرامی واگذاریم. ابن شهر آشوب نیز در این باره توجیه زیبایی دارد؛ زیرا وی با استفاده از صفت التفات، ضمیر خطاب در جمله «وَ إِن مِنکُمْ إلَّا ...» را به منکران حشر باز می‌گرداند.

در این جا، تفسیر دقیق تری ارائه شده که به کلّی هرگونه شبهه ورود اهل ایمان را به دوزخ منتفی می‌سازد و آن این است که «ضمیر خطاب» در آیه «وَ إِن مِّنکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا» تنها به کافران و منکران روز رستاخیز باز گردد، و این گونه «التفات» (از غیبت به خطاب) برای افاده اختصاص است، و معنای آیه چنین می‌شود:

این شما ـ کافران و منکران ـ هستید که وارد دوزخ می‌شوید... نظیر آن، در سوره «انسان» آمده، پس از آن که از «اَبرار» ستایش نموده «إِنَّ الاَبْرَارَ یَشْرَبُونَ مِن کَأْسٍ کَانَ مِزَاجُهَا کَافُورًا»، تا آنجا که می‌گوید: «عَالِیَهُمْ ثِیَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَ إِسْتَبْرَقٌ وَ حُلُّواْ أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَ سَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا» پس از آن و بی درنگ می‌افزاید: «إِنَّ هَـذَا کَانَ لَکُمْ جَزَاءً وَ کَانَ سَعْیُکُم مَّشْکُورًا» (۱۱) یعنی: آنچه تاکنون ـ در توصیف پاداش شما بندگان نیکوکار ـ یادآور شدیم، تنها شایستگی شما را دارد تا کوششتان همواره مورد قدردانی شناخته شده باشد. و لذا است که در برخی قراءات، «وَ إِنّ مِّنکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا» آمده(۱۲) که یک گونه قرائت تفسیری به شمار می‌رود.

امّا در رابطه با «ثُمَّ نُنَجِّی الَّذِینَ اتَّقَواْ ...» نیز گفته اند که مقصود: پرهیزکارانِ از زمره کافران اند. یعنی: در میان کافران و دین ناباوران، گاه کسانی یافت می‌شوند که در زندگی، رفتاری تعهّدگونه داشته، و از ظلم و ستم و تجاوز به حقوق دیگران پرهیز می‌کنند. که چنین افرادی چه بسا در میان زمره کفّار و دین ناباوران، بسیار یافت شود، که طبق فطرت اصیل خود عمل نموده، از ظلم و تجاوز برخوردارند! و چون رفتار نیک دارند، خداوند آنان را بی پاداش نمی‌گذارد، و پس از مدتی که عذاب برخی عصیان‌ها را چشیدند، برای رسیدن به پاداش نیک رفتاری خویش، از دوزخ نجات یافته تا به أجر نیکوکاری خود برسند.

زیرا «إِنّا لَا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلا» (۱۳)... «فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ» (۱۴) و این پاداش بر خوبیها، آنگاه لذت بخش است که در پایان شکنجه‌ها باشد نه پیش از آن. متذکّر می‌شویم که این تفسیر، با آیه «أُوْلَـئِکَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ. لَا یَسْمَعُونَ حَسِیسَهَا» بیشتر سازش دارد. (۱۵)


پی نوشت:

(۱). سوره مریم، آیه ۷۱: «و هیچ کس از شما نیست مگر اینکه وارد جهنّم می گردد و این امر همواره بر پروردگارت حکمی قطعی است».

(۲). سوره مریم، آیه ۷۲: «آنگاه کسانی را که پرهیزگار بوده اند، می رهانیم و ستمگران را به زانو در افتاده در دوزخ رها می کنیم».

(۳). سوره انبیاء، آیات ۱۰۱ و ۱۰۲.

(۴). سوره قصص، آیه ۲۳: «و چون موسی به آب مَدین رسید، گروهی از مردم را دید که دام های خود را آب می دادند».

(۵). سوره یوسف، آیه ۱۹.

(۶). المفردات فی غریب القرآن، ۵۱۹.

(۷). همان.

(۸). میدانی، مجمع الأمثال، ۱ / ۳۲، شماره ۱۲۹.

(۹). بیت یاد شده از معلّقات معروف جاهلیّت است. «زُرق» به معنای صاف و شفّاف بودن آب است، «جِمام» از «جَمّ» به معنای انبوه است، «وضَعنَ العِصیّ» کنایه از این است که قصد اقامت کردند؛ زیرا وقتی مسافر قصد ماندن می کند، عصا را کنار می گذارد و «تخیّم» یعنی برپایی خیمه و اردو زدن (شرح معلّقات سبع زوزنی، ص ۷۷).

(۱۰). سوره انبیاء، آیات ۱۰۱ و ۱۰۲.

(۱۱). سوره انسان، ‌آیات ۵ ـ ۲۲.

(۱۲). در «شواذّ القراءات» آن را به ابن عباس و عکرمة نسبت داده است. (ابن خالویه، ص ۸۶). مجمع البیان، ۶ / ۵۲۵.

(۱۳). سوره کهف، آیه ۳۰.

(۱۴). سوره زلزال، آیه ۷.

(۱۵). برگرفته از کتاب: نقد شبهات پیرامون قرآن کریم، معرفت، محمدهادی، مترجمان: حکیم باشی، حسن، رستمی، علی اکبر، علیزاده، میرزا، خرقانی، حسن، مؤسسه فرهنگی تمهید، چاپ دوم، ۱۳۸۸، ص ۳۳۹ الی ۳۴۲.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha