به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ دونالد ترامپ در جایی به مردم آمریکا قول داد: «آنقدر پیروز خواهیم شد که از پیروزی خسته شوید.» اما اگر این وضعیت «پیروزی» نام دارد، آمریکا تاب تحمل حتی اندکی بیشتر از آن را ندارد.
واقعیتهای میدانی نشان میدهد که ایالات متحده در عرصه اقتصادی عقبنشینی میکند، اعتبار بینالمللی خود را از دست میدهد و شاهد خروج گردشگران، کارگران و سرمایههای انسانی است. حتی مهاجرت که همواره رگ حیات رشد اقتصادی، نوآوری و نیروی کار آمریکا بوده، مسیر خود را معکوس کرده است. بر اساس برخی برآوردها، آمریکا اکنون خالص مهاجرت منفی را تجربه میکند؛ یعنی شمار خروجیها از ورودیها بیشتر شده است.
آمریکاییها به جای رفاه، اقتصادی را دریافت کردهاند که در آن سودهای شرکتی و شاخصهای بورس، فشاری را اعمال میکند که بر خانوارهای معمولی وارد میشود و کاهش پساندازها، افزایش بدهیها و خورده شدن مستمر دستمزدها توسط هزینههای اولیه زندگی را در پی دارد.
به جای احترام جهانی، اکنون آمریکا نه تنها از سوی رقبا، بلکه از نگاه متحدان، سرمایهگذاران و بازدیدکنندگان بالقوه، کشوری ناپایدار، خصومت جو، غیرقابل پیشبینی و ناامن تلقی میشود.
وعده پایان جنگها به افزایش تحرکات نظامی، تشدید تنشها، چکهای سفید امضا برای ماشین جنگی و بهانههای تازه برای گسترش قدرت اجرایی بدل شده است.
زبان حاکمانِ فراقانونی
ترامپ اعلام کرده است: «کسی که کشورش را نجات دهد، هیچ قانونی را نقض نمیکند.» این ادبیات، زبان پادشاهان، دیکتاتورها و زورمدارانی است که باور دارند نیاتشان آنها را فراتر از قانون قرار میدهد. این در حالی است که به اعتقاد کارشناسان، قانون اساسی آمریکا دقیقا برای جلوگیری از ریشهداشتن چنین طرز فکری نوشته شده است.
معمای پیروزی به سبک ترامپ
مشکل بنیادین این نوع از پیروزی آن است که تحقق آن مستلزم باخت آمریکاییهاست:
برای پیروزی دولت پلیسی، متمم چهارم قانون اساسی (حفاظت در برابر تفتیش و توقیف غیرمنطقی) باید کنار رود؛
برای پیروزی دولت نظارتی، حریم خصوصی باید شکست بخورد؛
برای پیروزی ماشین جنگی، صلح باید شکست بخورد؛
برای پیروزی قوه مجریه، تفکیک قوا باید شکست بخورد؛
برای پیروزی الیگارشها، خانوادههای کارگر باید شکست بخورند؛
برای پیروزی ماشین پروپاگاندا، حقیقت باید رنگ ببازد و
برای پیروزی یک زورگو، قانون اساسی آمریکا باید شکست بخورد.
پیروزیِ به سبک ترامپ درواقع جدیدترین کمپین برندسازی برای یک کلاهبرداری قدیمی است: متقاعد کردن مردم به اینکه در حال پیروزی هستند، در حالی که قدرت اداره کردن خود را از آنها میگیرند.
برندگان و بازندگان واقعی
برندگان همیشگی یکسان هستند: پیمانکاران دفاعی، دلالان داده، اپراتورهای زندانهای خصوصی، شرکتهای نظارتی، لابیها، دلالان سیاسی، سفتهبازان والاستریت و مراکز قدرت بوروکراتیکی که از ترس، بحران و کنترل تغذیه میکنند. در این مین بازندگان واقعی مردم آمریکا هستند.
معیار درست قضاوت
معیار واقعی سنجش هر دولتی نه در بلندی ادعاهای آن، نه در تعداد دشمنانی که مجازات میکند، نه در انبوه فرمانهای اجرایی که امضا میکند و نه در تسلط بر تیتر رسانههاست. بلکهمعیار واقعی این است: آیا مردم آزادترند؟ آیا حقوقشان بیشتر تاین میشود؟ آیا در برابر سوءاستفاده دولت امنیت بیشتری دارند؟ آیا توان بیشتری برای پاسخگو کردن قدرتمندان دارند؟ با این معیار، آمریکا پیروز نیست. بلکه به تمام معنا در حال باخت است.
رئیسجمهور آمریکا میتواند وضعیت فعلی را پیروزی بنامد، أحزاب میتوانند آن را پیروزی بنامند و رسانهها میتوانند شکست را به شکل پیروزی به مردم قالب کنند اما واقعیت در جای دیگری رقم میخورد.
......
End/ 345A