۶ تیر ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۳
درس هایی از شجاعت در بیان و سیره اهل بیت (ع)

در احادیث ائمه علیهم السّلام و آموزه های مربوط به سیره تاریخی آن بزرگواران، درس های زیادی درباره آثار شجاعت به چشم می خورد. به عنوان مثال در فرمان مالک اشتر که جامع ترین فرمان الهی سیاسی برای کشورداری است، در موارد متعدّدی به این مسأله اشاره شده است. در یک جا حضرت امیرالمؤمنین (ع) به مالک هشدار می دهد که افراد ترسو و حریص را جزء مشاوران خود قرار ندهد.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: نقطه مقابل صفت رذیله جُبن و ترس، همان «شجاعت و دلیری» است. شناخت مفهوم جُبن و ترس بدون شناخت مفهوم شجاعت مشکل است؛ همان گونه که شناخت مفهوم شجاعت بدون شناخت جُبن و ترس دشوار می‌ باشد.

در احادیث ائمه علیهم السّلام و آموزه های مربوط به سیره تاریخی آن بزرگواران، درس های زیادی درباره آثار شجاعت به چشم می خورد.

۱. در فرمان مالک اشتر که جامع ترین فرمان الهی سیاسی برای کشورداری است، در موارد متعدّدی به این مسأله اشاره شده است. در یک جا حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام به مالک هشدار می دهد که افراد ترسو و حریص را جزء مشاوران خود قرار ندهد. [۱]

در جای دیگر در مورد فرماندهان بزرگ لشکر می فرماید: «ثُمَّ الْصَقْ بِذَوِی الْمُرُوءَاتِ وَ الْأَحْسَابِ وَ أَهْلِ الْبُیُوتَاتِ لصَّالِحَةِ وَ السَّوَابِقِ الْحَسَنَةِ ثُمَّ أَهْلِ النَّجْدَةِ وَ الشَّجَاعَةِ وَ السَّخَاءِ وَ السَّمَاحَةِ فَإِنَّهُمْ جِمَاعٌ مِنَ الْکَرَمِ وَ شُعَبٌ مِنَ الْعُرْفِ؛ [۲] رابطه خود را با افراد با شخصیّت و اصیل و خاندان های صالح و خوش سابقه برقرار ساز، سپس با افراد شجاع و با شهامت و سخاوتمند و بزرگوار همکاری داشته باش، چراکه آنها کانون بزرگواری و مرکز نیکی هستند». در اینجا امام علیه السّلام مسأله شجاعت و شهامت را از اصول اساسی صفات برجسته انسانی و فرماندهان لشکر یا کارگزاران به طور عام شمرده است.

۲. در بیانات دیگری از خود حضرت علی علیه السّلام در ستایش شجاعت می خوانیم: «الشَّجَاعَةُ زَیْنٌ، [۳] شجاعت زینت است».

۳. امیرالمؤمنین در جایی دیگر می فرماید: «السَّخَاءُ وَ الشَّجَاعَةُ غَرَائِزُ شَرِیفَةٌ یَضَعُهَا اللَّهُ سُبْحَانَهُ فِیمَنْ أَحَبَّهُ وَ امْتَحَنَهُ؛ [۴] سخاوت و شجاعت صفات شریفی است، که خداوند سبحان آن را در وجود کسانی که دوست شان دارد و آزموده است، قرار می دهد».

۴. پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله در مقام ذکر افتخارات اهل بیت طاهرینش، هفت صفت را ذکر می کند، که یکی از آنها «شجاعت» است. [۵]

۵. در حدیث «لیلة المبیت»، همان شبی که علی علیه السّلام به جای پیامبر صلّی الله علیه و آله در بسترش خوابید، تا آن حضرت هجرت به مدینه را آغاز کند، می خوانیم که صبحگاهان هنگامی که محاصره کنندگان خانه پیامبر به درون خانه ریختند و به سوی بستر حمله کردند، علی علیه السّلام را به جای پیامبر دیدند، و با سخنان زشتی نسبت به مقام والای ایشان اهانت کردند.

امام فرمود: این سخنان را درباره من می گویید در حالی که خداوند افتخارات بزرگی به من داده. از جمله آن افتخارات ذکر فرمود: «... بَلِ اللَّهُ تَعَالَی قَدْ أَعْطَانِی‌ ... وَ مِنَ الشَّجَاعَةِ مَا لَوْ قُسِمَ عَلَی جَمِیعِ جُبَنَاءِ الدُّنْیَا لَصَارُوا شَجْعَاناً؛ [۶] خداوند آن قدر شجاعت به من عطا فرموده، که اگر بر تمام افراد ترسو و جبان دنیا تقسیم شود، همه شجاع خواهند شد».

۶. در خطبه معروف امام سجّاد علی بن الحسین علیه السّلام در شام نیز می خوانیم که امام در آغاز خطبه تکان دهنده و تاریخی اش فرمود: «أَیُّهَا النَّاسُ أُعْطِینَا سِتّاً وَ فُضِّلْنَا بِسَبْعٍ أُعْطِینَا الْعِلْمَ وَ الْحِلْمَ وَ السَّمَاحَةَ وَ الْفَصَاحَةَ وَ الشَّجَاعَةَ وَ الْمَحَبَّةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ...؛ [۷] ای مردم! خداوند شش موهبت به ما عطا فرموده و به هفت چیز ما را برتری داده است. آن شش موهبت عبارت است از علم، بردباری، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبوبیّت در دل های مؤمنان ...».

۷. امام صادق علیه السّلام فرمود: گروهی از اسیران را خدمت پیامبر صلّی الله علیه و آله آوردند. آن حضرت به خاطر جنایاتی که آنها انجام داده بودند، دستور قتل آنها را صادر کرد، به استثنای یک نفر. آن فرد تعجّب نمود و عرض کرد چگونه مرا از میان همه آنها آزاد کردی!؟

فرمود: جبرئیل از سوی خدا این خبر را به من داده است که تو دارای پنج صفت هستی که خدا و پیامبرش آن را دوست دارند: «... أَنَّ فِیکَ خَمْسَ خِصَالٍ یُحِبُّهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَسُولُهُ الْغَیْرَةَ الشَّدِیدَةَ عَلَی‌ حَرَمِکَ‌ وَ السَّخَاءَ وَ حُسْنَ الْخُلُقِ وَ صِدْقَ اللِّسَانِ وَ الشَّجَاعَةَ ...؛ [۸] غیرت شدید نسبت به ناموست و سخاوت و خسن خلق و راستگویی و شجاعت». هنگامی که آن مرد اسیر آزاد شده این سخن را شنید اسلام آورد و در زمره مسلمانان شایسته قرار گرفت. [۹]

از این احادیث و نقل های تاریخی، ارزش والای فضیلت شجاعت کاملا روشن می شود. ذکر این نکته نیز لازم به نظر می رسد که «شجاعت» معنای وسیع و گسترده ای دارد که دلیری در میدان نبرد یکی از شاخه های آن است. شجاعت در میدان سیاست، در مسائل علمی و ابراز و اظهار نظرات جدید منطقی و نوآوری ها و شجاعت در مقام قضاوت و داوری و مانند آن هر کدام یکی از شاخه های مهمّ شجاعت محسوب می شود.

لذا در بعضی از روایات می خوانیم: «الصَّبْرُ شَجَاعَةٌ؛ صبر نوعی شجاعت است». یا در حدیثی از امام علی علیه السّلام آمده است: «أَشْجَعُ النَّاسِ أَسْخَاهُمْ؛ [۱۰] شجاع ترین مردم کسی است که از همه با سخاوت تر باشد». یا در جایی دیگر از همان بزرگوار با این مضمون مواجه می شویم که: «لَوْ تَمَیَّزَتِ الْأَشْیَاءُ، لَکَانَ الصِّدْقُ مَعَ الشَّجَاعَة، ِ وَ کَانَ الْجُبنُ مَعَ الْکَذِبِ؛ [۱۱] هرگاه اشیاء از هم جدا شوند [و گروه بندی گردند]، صدق و راستی در کنار شجاعت، و ترس در کنار دروغگویی قرار خواهد گرفت».

این احادیث هر کدام به یکی از شاخه های شجاعت اشاره می کند که در مفهوم جامع این واژه درج شده است. [۱۲]


پی نوشت:

[۱]. نهج البلاغة، شریف الرضی، محمّد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، نشر هجرت، قم، ۱۴۱۴هـ ق، چاپ اوّل، ص۴۳۰، نامه۵۳؛ «من کتاب له کتبه للأشتر النخعی لما ولّاه علی مصر».

[۲]. همان، ص۴۳۳.

[۳]. غرر الحکم و درر الکلم، تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمّد، محقق / مصحح: رجائی، سید مهدی، دار الکتاب الإسلامی، قم، ۱۴۱۰هـ ق، چاپ دوّم، ص۲۱، «الفصل الاوّل ممّا ورد من حکم أمیر المؤمنین علیّ بن أبی طالب فی حرف الألف و قد یعبّر عنه مجازا بالهمزة»، ح۱۲۶.

[۴]. همان، ص۹۸، ح۱۸۴۴.

[۵]. «أُعْطِینَا أَهْلَ الْبَیْتِ سَبْعَةً لَمْ یُعْطَهُنَّ أَحَدٌ کَانَ قَبْلَنَا وَ لَا یُعْطَاهُنَّ أَحَدٌ بَعْدَنَا الصَّبَاحَةَ وَ الْفَصَاحَةَ وَ السَّمَاحَةَ وَ الشَّجَاعَةَ وَ الْعِلْمَ وَ الْحِلْمَ وَ الْمَحَبَّةَ فِی النِّسَاءِ؛ به ما اهل بیت، هفت ویژگی داده شده است، که به هیچ کس پیش از ما یا پس از ما داده نشده و نخواهد شد: زیبایی، گشاده زبانی، بخشش، دلیری، بردباری، دانش، دوست داشتن زنان». (بحار الأنوار، مجلسی، محمّد باقر بن محمّد تقی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ه ق، ‌ چاپ دوّم، ج۲۶، ص۲۶۵، «أبواب سائر فضائلهم و مناقبهم و غرائب شئونهم صلوات الله علیهم؛ باب جوامع مناقبهم و فضائلهم»، ح۵۲).

[۶]. التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری علیه السّلام، حسن بن علی علیه السّلام، مدرسة الإمام المهدی، قم، ۱۴۰۹هـ ق، چاپ اوّل، ص۴۹۶، «قِصَّةُ لَیْلَةِ الْمَبِیت».

[۷]. «... أَیُّهَا النَّاسُ أُعْطِینَا سِتّاً وَ فُضِّلْنَا بِسَبْعٍ أُعْطِینَا الْعِلْمَ وَ الْحِلْمَ وَ السَّمَاحَةَ وَ الْفَصَاحَةَ وَ الشَّجَاعَةَ وَ الْمَحَبَّةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ وَ فُضِّلْنَا بِأَنَّ مِنَّا النَّبِی الْمُخْتَارَ مُحَمَّداً وَ مِنَّا الصِّدِّیقُ وَ مِنَّا الطَّیَّارُ وَ مِنَّا أَسَدُ اللَّهِ وَ أَسَدُ رَسُولِهِ وَ مِنَّا سِبْطَا هَذِهِ الْأُمَّة ...». (بحار الأنوار، همان، ج۴۵، ص۱۳۸، «تتمة أبواب ما یختص بتاریخ الحسین بن علی صلوات الله علیهما؛ باب الوقائع المتأخرة عن قتله صلوات الله علیه إلی رجوع أهل البیت (ع) إلی المدینة و ما ظهر من إعجازه صلوات الله علیه فی تلک الأحوال»، ذیل حدیث۱).

[۸]. الأمالی، صدوق، ابن بابویه، محمّد بن علی، ‌ نشر کتابچی، تهران، ۱۳۷۶هـ ش، چاپ ششم، ص۲۷۱، «المجلس السادس و الأربعون»، ح۷.

[۹]. همان.

[۱۰]. غرر الحکم و درر الکلم، همان، ص۱۸۸، «الفصل الثّامن، ممّا ورد من حکم أمیر المؤمنین علیّ بن أبی طالب فی حرف الألف علی وزن أفعل و یعبّر عنها بألف التّعظیم»، ح۷۱.

[۱۱]. همان، ص۵۶۸، «الفصل الخامس و السّبعون ممّا ورد من حکم امیر المؤمنین علیّ بن أبی طالب (ع) فی حرف اللّام بالّلام الثّابتة بلفظ لو»، ح۳۰.

[۱۲]. اخلاق در قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات مدرسه الامام علی بن ابی طالب (ع)، قم، ۱۳۷۷هـ ش، چاپ اوّل، ج۲، ص۲۴۶-۲۴۸.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha