خبرگزاری بینالمللی اهلبیت (ع) ـ ابنا: مسأله «ضرورت حکومت در روایات اسلامی» بازتاب گستردهای دارد; و در آنها تصریح شده که مردم بدون حکومت نمی توانند زندگی کنند; و حتی یک حکومت ظالم، از هرج و مرج و بی حکومتی بهتر است!
نمونه ای از این روایات پر معنی را در ذیل با هم بررسی می کنیم:
در نهجالبلاغه آمده است در پاسخی که امیرمؤمنان علی(علیه السلام) به خوارج داد ; که می گفتند: «لا حُکْمَ اِلاّ لِلّهِ»: «حکومت و حاکمیت و داوری مخصوص خدا است» ; فرمود: «کَلِمَةُ حَقٍّ یُرادُبِها الْباطِلُ»: «این سخن حقی است که از آن اراده باطل شده »، سپس فرمود: «نَعَمْ اِنَّهُ لا حُکْمَ اِلاّ لِلّهِ وَ لکِنَّ هؤُلاءِ یَقُولُونَ لا اِمْرَةَ اِلاّ لِلّهِ»: «آری درست است که فرمانی جز فرمان خدا نیست، ولی اینها می گویند: حکومت و زمامداری مخصوص خدا است»، سپس فرمود: «وَ اِنَّه لابُدَّ لِلنّاسِ مِنْ اَمیر بَرٍّ اَوْ فاجِر یَعْمَلُ فی اِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ، وَ یَسْتَمْتِعُ فیها الْکافِرُ، وَ یُبَلِّغُ اللهُ فیها الاَجَلَ، وَ یُجْمَعُ بِهِ الْفَیْئُ، وَ یُقاتَلُ بِهِ الْعَدُوُّ، وَ تَأْمَنُ بِهِ السُّبُلُ، وَ یُؤخَذُ بِهِ لِلضِّعیفِ مِنَ الْقَوِیِّ حَتّی یَسْتَریحَ بَرٌّ وَ یُسْتَراحَ مِنْ فاجِر»:
«مردم به هر حال نیازمند به امیر و زمامداری هستند، خواه نیکوکار باشد یا بدکار! تا مؤمنان در سایه حکومتش به کار خویش مشغول باشند، و کافران نیز بهره مند شوند، و مردم در دوران حکومت او زندگی راحتی داشته باشند; به وسیله او اموال بیت المال گردآوری شود، و به کمک او با دشمنان مبارزه کنند، جاده ها امن گردد، و حق ضعیفان از زورمندان گرفته شود ; مردم نیکوکار در رفاه باشند و از دست بدکاران در امان». (۱)
بدیهی است اینکه می فرماید: «امیری لازم است، خواه نیکوکار یا بدکار» مفهومش این نیست که این دو یکسان اند، بلکه منظور این است که در درجه اوّل باید زمامداری عادل و نیکوکار پیدا کرد; و اگر نشد وجود زمامدار ظالم از هرج و مرج بهتر است; و این امر منافات با حاکمیت خداوند بر کلّ جهان هستی ندارد; چرا که حاکمیت مانند: نبوّت و قضاوت از ذات پاک او نشأت می گیرد.
حکومت ظالم، مقدم بر هرج و مرج و بی حکومتی شمرده شده; چنانکه از امیر مؤمنان علی(علیه السلام)می خوانیم: «وال ظَلُوم عَشُوم خَیْر مِنْ فِتْنَة تَدُومُ»: « زمامدار ظالم و ستمگر، بهتر است از فتنه (و هرج و مرجی) که پیوسته در جامعه وجود داشته باشد». (۲) این به خاطر آن است که اگر دسترسی به حکومت عادل نباشد، حدّاقل حکومت ظالم برای حفظ خویش مجبور است امنیت را حفظ کند، و مرزهای کشورش را از تجاوز دشمنان محفوظ نگهدارد; در حالی که اگر قید و بند حکومت برداشته شود همه چیز به هم می ریزد; و افراد فاسد و مفسد، اموال مردم را به تاراج می برند; و خون بی گناهان را بی حساب می ریزند، و دشمنان به آسانی در قلمرو آن کشور نفوذ می کنند، و آنها را تحت سلطه خویش در می آورند.
من وصیّته علیه السلام لکمیل بن زیاد: یا کمیل! لست واللّه متملقاً حتی أطاع و لاممنیاً حتی لاأعصی و لا مائلاً لطعام الأعراب حتی انحل امرة المؤمنین وادعی بها.(۳)
در این فراز از وصیت، حضرت از روشهای متداول و معمولی که اهل دنیا برای بدستآوردن حکومت و تحکیم و حفظ آن، به آنها متشبث میشوند تبرّی میجوید.
تملق همیشه، در برابر صاحبان قدرت و سرمایه و مقام نیست. گاهی یک حاکم به آحاد ملت و حتی به افراد زیردست و مطیع نیز تملق میگوید تا این که از او اطاعت کنند.
میفرماید: من آرزوها را در دل مردم زنده نمیکنم و آنان را با وعدههای پوچ و توخالی سرگرم نمیکنم تا از من اطاعت کنند، و گرایش به خوراک ساده صحرانشینان نکرده و مثل آن غذا نمیخورم تا از این طریق ریاست و امارت مؤمنین را بدست گیرم.
باید توجه کرد که این جمله را کسی میگوید که سادهترین طعامها را میل کرده، سختترین و دشوارترین شرائط را برای خود در زندگی انتخاب کرده بود. اما در عین حال میفرماید: من به خاطر حکومت، ریاکاری و تظاهر نمینمایم و این مسأله برای ما، خیلی مهم است و باید از آن درس بگیریم که هدف و نیت ما خالص و الهی باشد و هر کار که انجام میدهیم، از متن شرع فقط برای خدا باشد.
منبع:
۱. نهج البلاغه، خطبه ۴۰.
۲.غرر الحکم، جلد ۲، صفحه ۷۸۴ ،حدیث ۵۰، باب واو.
۳.تحف العقول، ص ۱۷۵.
نظر شما