۷ تیر ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۶
منبع: ایرنا
راهبرد نظامی آمریکا علیه ایران شکست خورد/ روایت نادرست واشنگتن درباره تهران

نویسنده، سیاست آمریکا در قبال ایران از سال ۱۹۷۹ را مبتنی بر خصومت توصیف کرده و می‌گوید نخبگان سیاسی آمریکا همواره ایران را تهدیدی برای منطقه و ایالات متحده معرفی کرده‌اند.

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ «حملات متقابل ایران به اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا در منطقه و همچنین بسته شدن تنگه هرمز نشان داد که راهبرد نظامی واشنگتن برای وادار کردن ایران به عقب‌نشینی موفق نبوده است.»

«کول هریسون» فعال سیاسی و مدیر یک سازمان مدنی صلح‌طلب در ایالت ماساچوست آمریکا در یادداشتی که در پایگاه Common Dreams منتشر شده، از یادداشت تفاهم امضا شده میان دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، به عنوان چارچوبی «منطقی» برای پایان دادن به درگیری‌های اخیر و حرکت به سوی صلح یاد کرده و خواستار حمایت سیاستمداران آمریکایی از این توافق شده است.

به نوشته این تحلیلگر، اگرچه روند رسیدن به این توافق دشوار بوده، متن آن ابهام‌های متعددی دارد و دولت ترامپ نیز به دلیل نقش خود در آغاز جنگ، با چالش‌های جدی برای اجرای آن روبه‌رو است، اما این توافق همچنان شایسته حمایت است.

نویسنده با اشاره به مواضع نمایندگان دموکرات ایالت ماساچوست می‌نویسد که آنها به‌درستی آغاز جنگ از سوی ترامپ را اقدامی اشتباه، غیرقانونی، مغایر قانون اساسی، پرهزینه و زیان‌بار برای اقتصاد جهانی توصیف کرده‌اند، اما در عین حال، کمتر به محتوای توافق پرداخته و عمدتاً آن را مورد انتقاد قرار داده‌اند.

به اعتقاد نویسنده، «اگر آغاز جنگ اشتباه بود، پایان دادن به آن اقدامی درست است.» او یادداشت تفاهم را چارچوبی مناسب برای پایان دادن به درگیری و آغاز روندی دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن می‌داند.

بر اساس این گزارش، مفاد اصلی این توافق شامل بازگشایی تنگه هرمز، کاهش تدریجی تحریم‌های آمریکا علیه ایران (که به گفته نویسنده، تعلیق تحریم‌های فروش نفت ایران آغاز شده است)، کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه، اعمال محدودیت‌هایی بر برنامه هسته‌ای ایران با جزئیاتی که قرار است در مذاکرات بعدی مشخص شود، خروج اسرائیل از لبنان و ایجاد صندوقی برای بازسازی ایران با سرمایه کشورهای دیگر و بدون استفاده از منابع مالی آمریکا است.

نویسنده در ادامه، سیاست آمریکا در قبال ایران از سال ۱۹۷۹ را مبتنی بر خصومت توصیف کرده و می‌گوید نخبگان سیاسی آمریکا همواره ایران را تهدیدی برای منطقه و ایالات متحده معرفی کرده‌اند. به گفته او، این دیدگاه بر ادعاهایی مانند احتمال نظامی شدن برنامه هسته‌ای ایران، تهدید موشکی علیه همسایگان، حمایت از گروه‌های مسلح منطقه و تلاش برای نابودی اسرائیل استوار بوده است.

این تحلیلگر این پیش‌فرض‌ها را نادرست دانسته و تاکید کرد که ایران طی دهه‌های گذشته به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نبوده و در چند سال اخیر هم توسعه برنامه هسته‌ای خود را بیشتر به عنوان ابزاری برای وادار کردن آمریکا به مذاکره و رفع تحریم‌ها دنبال کرده است. او همچنین با انتقاد از سیاست‌های آمریکا و اسرائیل، این دو کشور را عامل اصلی بی‌ثباتی و جنگ‌های اخیر در منطقه معرفی می‌کند.

در ادامه این یادداشت، سیاست آمریکا در قبال ایران به دو رویکرد تقسیم شده است: نخست، رویکردی که بر دیپلماسی همراه با تحریم برای گرفتن امتیاز از ایران تأکید دارد و نمونه آن توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ (برجام) در دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما عنوان شده است؛ دوم، رویکردی که با حمایت بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر (رژیم) اسرائیل، خواستار استفاده از گزینه نظامی برای تضعیف توان دفاعی و اقتصادی ایران و حتی تغییر حکومت این کشور بوده است.

در ادامه این گزارش آمده است: حملات متقابل ایران به اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا در منطقه و همچنین بسته شدن تنگه هرمز نشان داد که راهبرد نظامی واشنگتن برای وادار کردن ایران به عقب‌نشینی موفق نبوده است. از همین رو، یادداشت تفاهم ۱۷ ژوئن بازتاب این واقعیت جدید است و در صورت اجرای کامل، می‌تواند علاوه بر پایان جنگ، زمینه‌ساز کاهش خصومت چند دهه‌ای میان دو کشور باشد.

این تحلیلگر در عین حال تأکید می‌کند که هرچند دولت ترامپ سابقه‌ای متناقض در سیاست خارجی دارد اما همان‌گونه که ریچارد نیکسون روابط آمریکا با چین را دگرگون کرد یا ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود مذاکراتی با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، انجام داد، تغییر در سیاست آمریکا نسبت به ایران نیز دور از انتظار نیست.

نویسنده با اشاره به اظهارات جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، می‌گوید در صورت دستیابی به توافق نهایی، امکان تشکیل صندوقی ۳۰۰ میلیارد دلاری با مشارکت کشورهای حوزه خلیج فارس برای بازسازی ایران وجود دارد. به اعتقاد او، کشورهای ثروتمند عربی از طریق این سرمایه‌گذاری هم به دنبال کسب منافع اقتصادی از بازار ایران هستند و هم امیدوارند وابستگی‌های اقتصادی، احتمال وقوع جنگ‌های آینده را کاهش دهد.

در پایان، نویسنده نتیجه می‌گیرد که حل‌وفصل دیپلماتیک اختلافات میان ایران و آمریکا به سود هر دو کشور و کل منطقه خواهد بود و از نمایندگان دموکرات کنگره آمریکا می‌خواهد به جای مخالفت با این توافق، از مسیر دیپلماسی و اجرای آن حمایت کنند.

.............................
پایان پیام/ 167

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha