۱۷ تیر ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۸
نمایشگاه بزرگ «از کربلای حضرت سکینه(س) تا کربلای میناب» در دارالسلام تانزانیا برگزار شد

نمایشگاه بزرگ «از کربلای حضرت سکینه(س) تا کربلای میناب» با مساحتی بالغ بر ۶۰۰ متر مربع در شهر دارالسلام تانزانیا برگزار شد و با تلفیقی از تئاتر محیطی، طراحی صحنه و روایت‌گری، مخاطبان را در دوازده پرده از تاریخ عاشورا تا جنایت میناب و شهادت رهبر شهید انقلاب همراه کرد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ نمایشگاه بزرگ و کم‌نظیر جوانان تانزانیا امسال با موضوع «از کربلای حضرت سکینه(س) تا کربلای میناب» در شهر دارالسلام و در فضایی به وسعت ۶۰۰ متر مربع برگزار شد.

این نمایشگاه، تلفیقی هنرمندانه از تئاتر محیطی، طراحی صحنه و روایت‌گری بود؛ به‌گونه‌ای که در هر بخش، علاوه بر فضاسازی متناسب با واقعه، بازیگران به ایفای نقش می‌پرداختند و راوی، مخاطبان را گام‌به‌گام در مسیر این روایت احساسی و اندیشه‌برانگیز همراه می‌کرد.

دوازده پرده؛ از کربلا تا میناب

پرده اول؛ اتاق تفکر: دختری، حضرت سکینه(س)، در زندان است. او از مخاطب می‌خواهد که راه امام حسین(ع) را نه تنها در عزاداری، بلکه با رهایی از زندان شهوات و دلبستگی‌های دنیا دنبال کند. سپس راوی این پرسش را مطرح می‌کند: «به‌راستی چه کسی در زندان است؟ او، آن‌گونه که ما می‌بینیم، یا ما، آن‌گونه که او می‌بیند؟»

پرده دوم؛ رؤیای یک دختر: اتاقی زیبا با فضایی بهشتی. دخترک، همچون هر دختر دیگری، آرزو دارد زندگی را با همه زیبایی‌هایش تجربه کند؛ رؤیاهایی ساده و کودکانه... اما گویا سرنوشت دیگری برای او رقم زده شده است.

پرده سوم؛ کوچه‌های مدینه، خانه امام حسین(ع): دخترک در خانه پدر، با نوزاد خانواده، حضرت علی‌اصغر(ع)، بازی می‌کند. اجاق خانه روشن است و کودکان، بی‌خبر از دغدغه‌های بزرگ‌ترها، در دنیای شیرین کودکی غرق‌اند. اما ناگهان امام حسین(ع) از او می‌خواهد آماده سفر شود؛ سفری طولانی.

پرده چهارم؛ وداع با مدینه: امام حسین(ع) اهل خانه را برای سفر فرا می‌خواند. دیگر مدینه جای ماندن نیست؛ به‌ویژه اگر ماندن، به بهای پذیرش ذلت باشد.

پرده پنجم؛ در مسیر کربلا: زهیر بن قین در خیمه‌ای دور از خیمه امام حسین(ع) نشسته است. با اکراه به دیدار امام می‌رود، اما دگرگون و عاشق بازمی‌گردد. شادی معصومانه دخترک، از اینکه غریبه‌ها هم به جمع آنها اضافه می‌شوند، بازتاب امیدی است که در دل‌ها زنده می‌شود.

پرده ششم؛ انتظار آب: دخترک همراه دیگر کودکان چشم‌انتظار آب است. همه امید دارند که عمو عباس(ع) با مشک پر بازگردد. اما آن که بازمی‌گردد، پدر است؛ تنها، اندوهگین و با پرچمی خونین در دست. چرا عمو نیامد؟ پس آب کجاست؟

پرده هفتم؛ آخرین آغوش: پدر برای وداع آمده است. دخترک از اشک‌های اطرافیان دریافته که نوبت پدر فرا رسیده است. دست در گردن او می‌اندازد و با خواهشی کودکانه می‌گوید: «مثل شب‌ها پیش از خواب، فقط یک بار دیگر مرا در آغوش بگیر».

پرده هشتم؛ علی‌اصغر(ع): پدر، خسته و خون‌آلود از میدان بازمی‌گردد و علی‌اصغر(ع) را در آغوش می‌گیرد. او را به سوی سپاه دشمن می‌برد، شاید قبول کرده‌اند که به نوزاد بی‌حال آب بدهند؛ اما چرا کودک به خیمه بازنمی‌گردد و پدر، تنها و شکسته، کودک را به پشت خیمه‌ها برد؟

پرده نهم؛ آخرین زمزمه: پدر بر زمین افتاده، در میان انبوه تیرها، زمزمه می‌کند: «خدایا، به قضای تو راضی‌ام.» صدا آرام‌آرام محو می‌شود... و پدر دیگر بازنمی‌گردد.

پرده دهم؛ بازار شام: در بازاری میان راه شام، فروشندگان سرگرم دادوستدند و دخترکی کوچک، در میان اسیران، غریبانه ایستاده است. برخی مردم با آنان نامهربان‌اند، تا آنکه حضرت ام‌کلثوم(س) سخن می‌گوید؛ سخنانی که دل‌ها را دگرگون می‌کند و نگاه بسیاری را از بی‌تفاوتی به مهربانی می‌کشاند.

پرده یازدهم؛ آرامگاه حضرت سکینه(رقیه)(س): بار غم آن‌چنان سنگین است که قلب کوچک یک کودک تاب نمی‌آورد. دیدار سرِ پدر، بی‌پیکر، آخرین توان دختر را نیز می‌گیرد و روایت اندوه به اوج می‌رسد.

پرده دوازدهم؛ خرابه‌های کربلای میناب: روایت، از تاریخ به امروز می‌رسد. در میان ویرانه‌های کربلای میناب، دختران مظلوم همچنان قربانی ظلم و جنایت‌اند. پدران و رهبران شهید نیز در کنار آنان دیده می‌شوند؛ امام شهید خامنه‌ای، سید حسن نصرالله، شهید سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس. اما پیام پایانی نمایش، پیام یأس نیست؛ هنوز سنگرهای مقاومت پابرجاست و راه مبارزه و ایستادگی همچنان ادامه دارد.

پایانی معنوی در بین‌الحرمین

پیش از آنکه بازدیدکنندگان نمایشگاه را ترک کنند، آخرین بخش نمایشگاه، آنان را با تجربه‌ای متفاوت و عمیق روبه‌رو می‌سازد. هنگامی که از فضای نمایشگاه خارج می‌شوند، ناگهان خود را در بین‌الحرمین می‌یابند؛ گویی تمام این سفر روایی و عاطفی، از آغاز تا پایان، در داخل حرم حضرت اباالفضل العباس(ع) رقم خورده است؛ همان علمدار وفاداری که حضرت سکینه(س) پیوندی عمیق و سرشار از محبت با او داشت. سپس بازدیدکنندگان در امتداد این مسیر معنوی، به سوی حرم مطهر حضرت اباعبدالله الحسین(ع) حرکت می‌کنند و با حضور در برابر ضریح‌واره آن حضرت، زیارت را به جا آورده و حاجات و زمزمه‌های دل خود را با سیدالشهدا(ع) در میان می‌گذارند. بدین‌گونه، آخرین بخش، آغازی است بر پیوندی درونی و ماندگار میان مخاطب و پیام جاودانه کربلا.

گفتنی است این نمایشگاه، به همت مؤسسه «خدمات اسلامی جوانان»، از ۱۱ تا ۱۴ تیرماه در شهر دارالسلام برپا شد و با استقبال گسترده علاقه‌مندان همراه بود. در آیین پایانی این رویداد، «محمدجواد همت‌پناه» سفیر جمهوری اسلامی ایران در تانزانیا، و «محسن معارفی» رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تانزانیا، به عنوان مهمانان ویژه از بخش‌های مختلف نمایشگاه بازدید و ضمن تشکر از عوامل نمایشگاه، محتوای هنری و روایت تأثیرگذار نمایشگاه را ستودند.

نمایشگاه بزرگ «از کربلای حضرت سکینه(س) تا کربلای میناب» در دارالسلام تانزانیا برگزار شد

نمایشگاه بزرگ «از کربلای حضرت سکینه(س) تا کربلای میناب» در دارالسلام تانزانیا برگزار شد

نمایشگاه بزرگ «از کربلای حضرت سکینه(س) تا کربلای میناب» در دارالسلام تانزانیا برگزار شد

نمایشگاه بزرگ «از کربلای حضرت سکینه(س) تا کربلای میناب» در دارالسلام تانزانیا برگزار شد

...............

پایان پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha