به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ نمایشگاه بزرگ و کمنظیر جوانان تانزانیا امسال با موضوع «از کربلای حضرت سکینه(س) تا کربلای میناب» در شهر دارالسلام و در فضایی به وسعت ۶۰۰ متر مربع برگزار شد.
این نمایشگاه، تلفیقی هنرمندانه از تئاتر محیطی، طراحی صحنه و روایتگری بود؛ بهگونهای که در هر بخش، علاوه بر فضاسازی متناسب با واقعه، بازیگران به ایفای نقش میپرداختند و راوی، مخاطبان را گامبهگام در مسیر این روایت احساسی و اندیشهبرانگیز همراه میکرد.
دوازده پرده؛ از کربلا تا میناب
پرده اول؛ اتاق تفکر: دختری، حضرت سکینه(س)، در زندان است. او از مخاطب میخواهد که راه امام حسین(ع) را نه تنها در عزاداری، بلکه با رهایی از زندان شهوات و دلبستگیهای دنیا دنبال کند. سپس راوی این پرسش را مطرح میکند: «بهراستی چه کسی در زندان است؟ او، آنگونه که ما میبینیم، یا ما، آنگونه که او میبیند؟»
پرده دوم؛ رؤیای یک دختر: اتاقی زیبا با فضایی بهشتی. دخترک، همچون هر دختر دیگری، آرزو دارد زندگی را با همه زیباییهایش تجربه کند؛ رؤیاهایی ساده و کودکانه... اما گویا سرنوشت دیگری برای او رقم زده شده است.
پرده سوم؛ کوچههای مدینه، خانه امام حسین(ع): دخترک در خانه پدر، با نوزاد خانواده، حضرت علیاصغر(ع)، بازی میکند. اجاق خانه روشن است و کودکان، بیخبر از دغدغههای بزرگترها، در دنیای شیرین کودکی غرقاند. اما ناگهان امام حسین(ع) از او میخواهد آماده سفر شود؛ سفری طولانی.
پرده چهارم؛ وداع با مدینه: امام حسین(ع) اهل خانه را برای سفر فرا میخواند. دیگر مدینه جای ماندن نیست؛ بهویژه اگر ماندن، به بهای پذیرش ذلت باشد.
پرده پنجم؛ در مسیر کربلا: زهیر بن قین در خیمهای دور از خیمه امام حسین(ع) نشسته است. با اکراه به دیدار امام میرود، اما دگرگون و عاشق بازمیگردد. شادی معصومانه دخترک، از اینکه غریبهها هم به جمع آنها اضافه میشوند، بازتاب امیدی است که در دلها زنده میشود.
پرده ششم؛ انتظار آب: دخترک همراه دیگر کودکان چشمانتظار آب است. همه امید دارند که عمو عباس(ع) با مشک پر بازگردد. اما آن که بازمیگردد، پدر است؛ تنها، اندوهگین و با پرچمی خونین در دست. چرا عمو نیامد؟ پس آب کجاست؟
پرده هفتم؛ آخرین آغوش: پدر برای وداع آمده است. دخترک از اشکهای اطرافیان دریافته که نوبت پدر فرا رسیده است. دست در گردن او میاندازد و با خواهشی کودکانه میگوید: «مثل شبها پیش از خواب، فقط یک بار دیگر مرا در آغوش بگیر».
پرده هشتم؛ علیاصغر(ع): پدر، خسته و خونآلود از میدان بازمیگردد و علیاصغر(ع) را در آغوش میگیرد. او را به سوی سپاه دشمن میبرد، شاید قبول کردهاند که به نوزاد بیحال آب بدهند؛ اما چرا کودک به خیمه بازنمیگردد و پدر، تنها و شکسته، کودک را به پشت خیمهها برد؟
پرده نهم؛ آخرین زمزمه: پدر بر زمین افتاده، در میان انبوه تیرها، زمزمه میکند: «خدایا، به قضای تو راضیام.» صدا آرامآرام محو میشود... و پدر دیگر بازنمیگردد.
پرده دهم؛ بازار شام: در بازاری میان راه شام، فروشندگان سرگرم دادوستدند و دخترکی کوچک، در میان اسیران، غریبانه ایستاده است. برخی مردم با آنان نامهرباناند، تا آنکه حضرت امکلثوم(س) سخن میگوید؛ سخنانی که دلها را دگرگون میکند و نگاه بسیاری را از بیتفاوتی به مهربانی میکشاند.
پرده یازدهم؛ آرامگاه حضرت سکینه(رقیه)(س): بار غم آنچنان سنگین است که قلب کوچک یک کودک تاب نمیآورد. دیدار سرِ پدر، بیپیکر، آخرین توان دختر را نیز میگیرد و روایت اندوه به اوج میرسد.
پرده دوازدهم؛ خرابههای کربلای میناب: روایت، از تاریخ به امروز میرسد. در میان ویرانههای کربلای میناب، دختران مظلوم همچنان قربانی ظلم و جنایتاند. پدران و رهبران شهید نیز در کنار آنان دیده میشوند؛ امام شهید خامنهای، سید حسن نصرالله، شهید سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس. اما پیام پایانی نمایش، پیام یأس نیست؛ هنوز سنگرهای مقاومت پابرجاست و راه مبارزه و ایستادگی همچنان ادامه دارد.
پایانی معنوی در بینالحرمین
پیش از آنکه بازدیدکنندگان نمایشگاه را ترک کنند، آخرین بخش نمایشگاه، آنان را با تجربهای متفاوت و عمیق روبهرو میسازد. هنگامی که از فضای نمایشگاه خارج میشوند، ناگهان خود را در بینالحرمین مییابند؛ گویی تمام این سفر روایی و عاطفی، از آغاز تا پایان، در داخل حرم حضرت اباالفضل العباس(ع) رقم خورده است؛ همان علمدار وفاداری که حضرت سکینه(س) پیوندی عمیق و سرشار از محبت با او داشت. سپس بازدیدکنندگان در امتداد این مسیر معنوی، به سوی حرم مطهر حضرت اباعبدالله الحسین(ع) حرکت میکنند و با حضور در برابر ضریحواره آن حضرت، زیارت را به جا آورده و حاجات و زمزمههای دل خود را با سیدالشهدا(ع) در میان میگذارند. بدینگونه، آخرین بخش، آغازی است بر پیوندی درونی و ماندگار میان مخاطب و پیام جاودانه کربلا.
گفتنی است این نمایشگاه، به همت مؤسسه «خدمات اسلامی جوانان»، از ۱۱ تا ۱۴ تیرماه در شهر دارالسلام برپا شد و با استقبال گسترده علاقهمندان همراه بود. در آیین پایانی این رویداد، «محمدجواد همتپناه» سفیر جمهوری اسلامی ایران در تانزانیا، و «محسن معارفی» رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تانزانیا، به عنوان مهمانان ویژه از بخشهای مختلف نمایشگاه بازدید و ضمن تشکر از عوامل نمایشگاه، محتوای هنری و روایت تأثیرگذار نمایشگاه را ستودند.




...............
پایان پیام/
نظر شما