خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: همیشه صحنهها را نمیتوان فقط با آمار جمعیت یا تصاویر هوایی روایت کرد. گاهی عظمت در جزئیاتی نهفته است که شاید کمتر دیده شوند؛ در شبی که مردم، خواب را به انتظار ترجیح میدهند.
تشییع پیکر رهبر شهید در نجف از ساعت ۶ صبح آغاز شد، اما از غروب روز قبل، شهر حال و هوای دیگری گرفته بود. با نزدیک شدن به زمان مراسم و محدود شدن تردد در مسیرهای منتهی به محل تشییع، بسیاری از زائران تصمیم گرفتند شب را در همان حوالی بمانند تا با طلوع آفتاب، خود را در میان جمعیت عزاداران ببینند.
مساجد، حسینیهها و مواکب اطراف شارع کوفه، آن شب تنها محل پذیرایی از زائران نبودند؛ به پناهگاه عاشقانی تبدیل شدند که نمیخواستند حتی یک دقیقه از بدرقه آخر را از دست بدهند. هر جا که جایی برای استراحت بود، مأمنی برای منتظران شد.
روحانیونی که از شهرها و مناطق دوردست عراق به نجف آمده بودند، شب را در خانه اقوام و آشنایان نزدیک حرم گذراندند تا پیش از بسته شدن مسیرها، خود را به محل مراسم برسانند. بسیاری از مردم عادی نیز همین تدبیر را به کار بستند.
یکی از همکارانم که در یک مطب دندانپزشکی مشغول به کار است، تعریف میکرد پزشک آن مجموعه نیز شب را در یکی از مواکب کنار شارع کوفه سپری کرده بود؛ نه برای استراحت، بلکه برای آنکه صبح، بدون نگرانی از شلوغی و بسته بودن خیابانها، در مراسم حاضر باشد.
اما همه چنین امکانی نداشتند. کسانی که نه خانه آشنایی در نجف داشتند و نه جایی در موکبها پیدا کردند، کنار خیابان، روی پیادهروها یا در حاشیه مسیر تشییع شب را به صبح رساندند. شاید خوابشان کوتاه بود، اما اشتیاقشان برای حضور در مراسم، هر سختی را آسان کرده بود.
نجف آن شب، شهری بود که کمتر کسی در آن خواب عادی داشت. شهری که در سکوت نیمهشب نیز میشد انتظار را دید؛ انتظاری برای آخرین بدرقه. گویی مردم میخواستند پیش از آنکه خورشید طلوع کند، خود را به قرارگاهی برسانند که حضور در آن را ادای دین به رهبر شهید میدانستند.
صبح که مراسم آغاز شد، آنچه دیده میشد تنها انبوه جمعیت نبود؛ پشت هر چهره، شبی از انتظار، سختی و اشتیاق قرار داشت. شاید همین شبِ بیداری، بخشی از روایت ماندگار این تشییع باشد؛ روایتی که نشان میدهد گاهی عشق، پیش از آغاز مراسم، خود را در انتخابهای کوچک اما معنادار مردم آشکار میکند.
.





حجتالاسلام والمسلمین حسینپناه
..........................
پایان پیام
نظر شما