۲۸ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۴
هالهٔ نورانی جمکران: تجلی «هاله»ی بنیامین در نوای ملکوتی نماز بر پیکر رهبر شهید

لحظه‌ای هست که نظریه، از کتاب‌های غبارگرفتهٔ علمی بیرون می‌جهد، بر شانه‌ات دست می‌گذارد و در اعماق جانت زنده می‌شود. برای من، این لحظه در مسجد مقدس جمکران رقم خورد. آن‌گاه که نوای ملکوتی نماز آیت‌الله جوادی آملی بر پیکر رهبر شهید در تمام فضا پیچید، ناگهان کلمات رمزآلود والتر بنیامین دربارهٔ «هاله»ی اثر هنری در جانم نشست. آنجا بود که دریافتم هاله، آن درخششِ این‌جا-و-اکنونی، نه فقط در یک تابلوی نقاشی، که در یک لحظهٔ ناب معنوی نیز می‌تواند چنان حجاب جهان را بدرد که هیچ دوربینی قادر به ثبت مجددش نباشد.

 خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: والتر بنیامین، نظریه‌پرداز فقید مکتب فرانکفورت، در شاهکار خود «اثر هنری در عصر بازتولیدپذیری فنی»، مفهوم رمزآلود و محوری «هاله» (Aura) را تشریح می‌کند. از منظر او، هاله عبارت است از «ظهور یگانهٔ فاصله‌ای، هرچند نزدیک». این تعریفِ به غایت شاعرانه، به تجربه‌ای اشاره دارد که در مواجههٔ بی‌واسطه و این‌جا-و-اکنونی با یک پدیده، چه یک اثر هنری اصیل و چه منظره‌ای طبیعی، رخ می‌دهد. هاله، آن درخشش منحصربه‌فرد، آن بافت زنده از زمان و مکان، و آن اصالتِ گره‌خورده به سنت و آیین است که در لختی ناب، مخاطب را در خود می‌پیچد. بنیامین استدلال می‌کند که تکثیر مکانیکی (عکاسی، فیلم و...) این هاله را از بین می‌برد؛ چراکه اثرِ بازتولیدشده، ریشه در بستر آیینی و مکانی خود ندارد و فاقد آن «اینجا و اکنون» مقدس است.

 من وقتی در مسجد مقدس جمکران برای نماز بر پیکر رهبر شهید به آیت الله جوادی آملی حفظه الله اقتدا کردم حس و حال عجیبی داشتم. شاید این سؤال به ذهن مخاطب کاوشگر بیاید که آیا نظریهٔ والتر بنیامین در باب هالهٔ اثر هنری، قابلیت تطبیق بر تجارب عمیق معنوی و روحانی را دارد؟ پاسخ، نه تنها مثبت است، بلکه حاوی لایه‌هایی شگرف از هم‌پوشانی است. اوج این تطبیق را می‌توان در تجربهٔ ناب و تکرارنشدنی شنیدن نوای دلنشین نمازی جست که حضرت آیت‌الله جوادی آملی برای رهبر شهید آیت‌الله خامنه‌ای، در مکان مقدس جمکران قرائت فرمودند، پیدا کرد. تجربه‌ای که گویی به تأیید عینی نظریهٔ هالهٔ بنیامین نشسته است.

 هستهٔ مرکزی استدلال بنیامین بر دو عنصر «آیین» و «فاصله» استوار است. هاله، زادهٔ ارزش آیینی اثر است. یک شمایل مذهبی در معبد، دارای هاله است، نه به دلیل ویژگی‌های بصری محض، بلکه به دلیل کارکرد آیینی‌اش و فاصله‌ای که قداست آن ایجاد می‌کند. این فاصله، جغرافیایی نیست، بلکه فاصله‌ای وجودی و روحانی است.

 حال، ماجرای نماز آیت الله جوادی آملی بر پیکر مطهر رهبر شهید در جمکران را در این چارچوب تحلیل می کنیم:
 ۱. مکان آیینی (جمکران): مسجد مقدس جمکران، خود ظرفی عظیم از هالهٔ معنوی است. این مکان، صرفاً یک مختصات جغرافیایی نیست، بلکه کانونی از «آیین» تشیع، انتظار و ارتباط با امر قدسی است. هالهٔ مکان، بستری از پیش آماده برای تجربه‌ای متعالی فراهم می‌سازد.

 ۲. شخصیت‌های حاضر در آیین (آیت الله جوادی آملی و شهید خامنه‌ای): حضور روحانی بلندمرتبه چون آیت‌الله جوادی آملی، که خود عمری را در طریق سلوک معنوی سپری کرده و وجودش با هاله‌ای از تقدس و علم آمیخته، خود بخشی از این «اینجا و اکنون» یگانه است. سوگِ رهبری شهید، شخصیتی که نماد مقاومت و معنویت برای میلیون‌ها انسان بود، نیز به این لحظه، بُعد عاطفی و تاریخی بی‌نظیری می‌بخشد. پیوند این دو شخصیت، گره‌خوردن دو سرنوشت بزرگ در بستر یک آیین کهن است.

 ۳. نوای نماز میت (اثر آیینی ناب): نماز میت، در بطن خود، یک عمل آیینی محض است؛ گفت‌وگویی مستقیم با خداوند برای طلب آمرزش و رحمت، آن هم در غیاب جسمانی فرد متوفی. نوای حزین و ملکوتی آیت‌الله جوادی آملی با آن عبارات عجیب و اذعان به شهادت و مقام والای رهبر شیهد در این لحظه، دیگر صرفاً یک صوت یا یک اجرای موسیقایی نیست؛ این نوا، خودِ آیین است. این صدا، حامل «تجربهٔ زیسته»ی ایشان، حامل حزن امت و حامل دعایی است که به مقام اتصال می‌رود.

 اینجاست که منطق «شکستِ تکثیر» بنیامین به وضوح خود را نشان می‌دهد. «ما با دیدن هزار بار فیلم و عکس این رویداد، هرگز آن حسی را که در آن فضا و آن زمان تجربه کردیم، نخواهیم داشت». این گزاره، جوهرهٔ نظریهٔ هاله است.دوربین فیلمبرداری و عکاسی، صرفاً سایه‌ای بی‌جان از آن لحظه را ثبت می‌کنند. آنچه در قاب تصویر و بلندگوی یک دستگاه پخش می‌گنجد، امواج صوتی و نوری است. اما آنچه در جمکران رخ داد، تبادلی وجودی بود. «هاله»ی آن لحظه، محصول تلاقی چهار عنصر غیرقابل تکثیر بود: قداست مکان، عظمت شخصیت‌های حاضر، حقیقت آیین، و آگاهی جمعی لحظه. این هاله، آن درخشش دورِ لغزانی بود که بنیامین از آن سخن می‌گوید؛ فاصله‌ای که در عین نزدیکیِ فیزیکی، انسان را به ملکوت پیوند می‌زند و لرزه بر اندام جان می‌اندازد.

 بنابراین، تجربهٔ نابی که من و دیگر نمازگزاران در شنیدن آن نوا، به دست آوردیم، تأییدی است بر اینکه نظریهٔ هالهٔ بنیامین نه‌تنها در مورد آثار هنری، بلکه به شکلی عمیق‌تر و تکان‌دهنده‌تر، در مورد تجارب معنوی صادق است. آن نماز، در آن مکان و توسط آن شخصیت، تبدیل به یک «اثر هنری آیینی» بی‌بدیل شد که هاله‌اش، حجاب میان زمین و آسمان را لحظه‌ای کنار زد. و این تجربه، گنجینه‌ای است که هیچ تکنولوژیِ تکثیری قادر به رونوشت‌برداری از آن نخواهد بود، چراکه روحِ این اثر، در «اینجا و اکنونِ» مقدسش دمیده شده بود و برای همیشه در همان جا، در قلوب حاضران، ماندگار شد. این است راز و رمز «هاله» در عصر جدید؛ پناه بردن به اصالتِ تجارب نابی که هنوز از دایرهٔ تنگ بازتولید گریخته‌اند.

 زهرا صالحی فر، کارشناس ارشد قرآن و حدیث، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه باقرالعلوم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha