به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ دوم مرداد (اسد) سالروز فاجعه خونین شهدای دهمزنگ شهر کابل است. ۱۰ سال پیش (۲ مرداد ۱۳۹۵) در چنین روزی، جنبش روشنایی متشکل از شیعیان مناطق مرکزی افغانستان و کابل، در جریان تظاهرات صدهاهزار نفری و مسالمتآمیز هدف دو انفجار تروریستی قرار گرفت که حدود ۸۴ معترض شهید و بیش از ۴۰۰ نفر دیگر زخمی شدند.
این تظاهرات که در تاریخ معاصر افغانستان ماندگار شد، از مصلی خاتمالانبیا(ص) در غرب کابل آغاز و در چهارراه دهمزنگ متوقف گردید. لحظاتی پس از توقف، معترضان هدف دو انفجار مرگبار گروه تروریستی داعش قرار گرفتند.
جنبش روشنایی هدف مشخص و مشروعی داشت: مطالبه انتقال خط ۵۰۰ کیلوولت از شمال افغانستان به کابل، از مسیر بامیان و میدانوردک. این مسیر که ابتدا طراحی و تصویب شده بود، برخورداری مناطق مرکزی و شیعهنشین افغانستان از این خط انرژی را در پی داشت؛ اما در کابینه وقت افغانستان مسیر انتقال برق تغییر کرد و اعتراض شیعیان را برانگیخت. در این تظاهرات شعارهای عدالتخواهانه چون «نه به تبعیض» و «انکشاف/توسعه متوازن» سر داده میشد.
این اعتراضات در شرایطی شکل گرفت که وضعیت امنیتی افغانستان، بهویژه پایتخت، متزلزل و بهشدت ناامن بود. به همین دلیل مقامات امنیتی حکومت سابق به ریاست معصوم استانکزی، رئیس امنیت ملی، چندینبار از سران این جنبش خواسته بودند از برگزاری چنین تظاهراتی منصرف شوند.
در رهبری و سازماندهی جنبش روشنایی، عمدتاً تحصیلکردگان شیعه، فعالان رسانهای و تعدادی از نمایندگان پارلمان نقش مرکزی داشتند. بر اساس اطلاعات منتشرشده در آن زمان، در میان قربانیان ۱۱ معترض و جوان شیعه که بهتازگی دوره دکتری را به پایان رسانده بودند، حضور داشتند.

شهدای جنبش روشنایی در تپهای در شهرک امید سبز کابل به خاک سپرده شدند که بعدها به «تپه شهدای روشنایی» معروف شد. پس از ده سال، خانوادههای قربانیان همچنان بامداد هر جمعه بر مزار عزیزانشان عزاداری میکنند.
رویداد دهمزنگ و شهادت دهها نخبه شیعه مناطق مرکزی و کابل، تنها یادآور یک فاجعه نیست؛ بلکه یکی از تلخترین و سرنوشتسازترین اقدامات شیعیان در تاریخ چند دهه اخیر افغانستان بود. پیامدهای این حادثه فراتر از یک حمله خونین بود: از یکسو دیوار بزرگی از بیاعتمادی میان شیعیان و نظام وقت افغانستان ایجاد شد و از سوی دیگر، رهبران و مسئولان درجه اول در مجامع ملی و بینالمللی مورد انتقاد شدید قرار گرفتند که در تأمین امنیت اعتراضات مدنی و مسالمتآمیز کوتاهی کردهاند.
عارف رحمانی، یکی از اعضای جنبش روشنایی که در متن آن رویداد حضور داشت، میگوید این جنبش برای دفاع از عدالت و برابری تاوان بزرگی پرداخت.
آقای رحمانی دیروز (جمعه ۲ مرداد) در یادداشتی نوشت: اعتراض جنبش روشنایی بهعنوان یک جنبش کاملاً مدنی به تغییر مسیر خط انتقال برق ۵۰۰ کیلوولت از مسیر اصلی آن (بامیان – میدانوردک) تنها اعتراض به یک تصمیم فنی نبود؛ این موضوع برای مردم و جنبش روشنایی به نمادی از یک پرسش بزرگتر تبدیل شده بود: آیا در افغانستان توسعه و توزیع امکانات ملی بر اساس عدالت، شفافیت و منافع عمومی صورت میگیرد یا همچنان تابع مناسبات قدرت و ملاحظات سیاسی – قومی است؟

او در ادامه یادداشت خود آورده است: «امروز ممکن است برخی بپرسند که در میان این همه بحران و فاجعه در افغانستان و جهان، سخن گفتن از دوم اسد چه ضرورتی دارد؟ پاسخ من روشن است: اهمیت دارد زیرا دادخواهی پیش از آنکه مطالبه مجازات باشد، پاسداری از حقیقت است. فراموش نکنیم که ملتهایی که حافظه تاریخی خود را از دست میدهند، در برابر تکرار خشونت آسیبپذیرتر میشوند. فراموشی یک فاجعه تنها از دست دادن گذشته نیست؛ گشودن راه برای تکرار آن در آینده است. عدالت همیشه از محکمه آغاز نمیشود، بلکه گاهی از ایستادگی در برابر فراموشی آغاز میشود.»
از سوی دیگر، برخی از شرکتکنندگان در تظاهرات جنبش روشنایی، مسئولان این جنبش را به کوتاهی و عدم تجربه در ارائه مطالبات معترضان متهم میکنند و میگویند نه تنها مطالبات تحقق نیافت، بلکه بهدلیل بیکفایتیها صدها خانواده عزادار شدند.
حامد وکیلی، یکی از شرکتکنندگان اعتراضات، به مناسبت دهمین سالروز این حمله خونین گفته است که عدهای با راهاندازی تظاهرات فاجعهبار به دنبال امتیازگیری و سکوی پرش برای اهداف سیاسی بودند و میخواستند با استفاده از احساسات مردمی به مقاصد خود برسند.
با گذشت ده سال از حمله خونین به جنبش روشنایی در کابل، ابهامات و پرسشهای نخبگان شیعه افغانستان همچنان بیپاسخ مانده و هیچکس در قبال این فاجعه احساس مسئولیت نمیکند.
.................
پایان پیام/
نظر شما