۱۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۷:۲۹
چرا خدا انسان را آفرید؟

آیین اسلام در مباحث کلی و اساسی انسان و جهان معتقد است که همه چیز در این جهان برای انسان آفریده شده و مسخر فرمان او و در راه تأمین منافع اوست. مبدأ وجود همه چیز خداست و بازگشت همه به سوی اوست. منظور از آفرینش انسان نشانه‌ای برای ذات پاک خدا و پرورش صفات عالی انسانیت است. هدف بعثت پیامبران اقامه اصول عدالت، تربیت و تعلیم و نجات از گمراهی‌ها و هدایت از تاریکی گناه به نور ایمان است. همه انسان‌ها پس از مرگ بار دیگر در روز رستاخیز به زندگی بر می‌گردند و نتیجه کارهای نیک و بد خود را می‌بینند.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: هر یک از ادیان و مذاهب جهان از نظر معارف مذهبی و به اصطلاح مکتب خاصّ فکری و روحانی قیافه مخصوصی دارند که در برخوردهای نخست خود را به انسان نشان می‌دهند. این قیافه کلّی و عمومی مذهب بسیار چیزها می‌تواند به ما بیاموزد و راهنمایی برای ارزیابی آن مذهب و پی بردن به سایر محتویّات آن است.


منظور از قیافه مذهب همانا برداشت کلّی آن مذهب درباره مسائلی از قبیل هدف آفرینش جهان، منظور از آفرینش انسان، هدف بعثت پیامبران، سرنوشت انسان پس از مرگ، راه رسیدن به سعادت واقعی و کیفیّت روابط انسان‌ها در زندگی اجتماعی و چگونگی تفسیری است که از این مسائل دارد. بدیهی است این برداشت کلّی، مسیر مذهب را در مسائل کوچک‌تر روشن می‌سازد.
در اینجا نخست قیافه اصلی اسلام را در این مسائل بررسی می‌نمائیم. متون اصلی اسلام (آیات قرآن مجید) درباره مسائل مزبور چنین می‌گوید:


۱. همه چیز در این جهان برای انسان آفریده شده و مسخّر فرمان او و در راه تأمین منافع اوست:
ـ «أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللهَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَـوَاتِ وَ مَا فِی الاَرْضِ».(۱)
ـ «وَ سَخَّرَ لَکُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دَائِبَیْنِ».(۲)
ـ «وَ سخَّرَ لَکُمُ الَّیْلَ وَ النَّهَارَ».(۳)
ـ «وَ هُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ».(۴)
ـ «وَ سَخَّرَ لَکُمُ الاَنْهَارَ».(۵)
ـ «وَ سَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لِتَجْرِیَ فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ».(۶)
و به این ترتیب، بزرگ‌ترین ارزش و شخصیّت از آنِ انسان است و همه موجودات این جهان برای او آفریده شده‌اند.


۲. مبدأ وجود همه خداست و بازگشت همه هم به سوی اوست. به عبارت دیگر همه به سوی آن وجود کامل و بی پایان از هر جهت، در حرکت‌اند: «وَ هُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّة وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ».(۷)


۳. منظور از آفرینش انسان این بوده که نشانه‌ای باشد از آن ذات پاک که منبع تمام صفات کمال است؛ قرآن در سرگذشت آفرینش انسان، نخست می‌گوید: «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الاَرْضِ خَلِیفَةً» (۸) و سپس داستان خلقت انسان و تعلیم حقایق موجودات به او (علم اسماء) و آموختن آن به فرشتگان و اعتراف گرفتن از آنها به عجز در برابر معلومات انسان تشریح می‌کند. گذشته از این، پرورش صفات عالی انسانیّت را نیز هدف دیگری از آفرینش انسان معرّفی کرده و از «انسان کامل» به بنده خدا تعبیر می‌کند: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ» (۹) و به این ترتیب، هدف را تربیت انسان کامل (بنده خدا) ذکر می‌کند.


قرآن صفات بندگان خدا و انسان کامل را در دوازده آیه در سوره فرقان(۱۰) بیان کرده که مضمون آن چنین است:
«بندگان خاصّ خدا کسانی‌اند که آرام و بی‌تکبّر بر زمین راه می‌روند و در برابر سخنان نابخردانه پرخاش نمی‌کنند و آنها را به نیکی پاسخ می‌گویند، در پیشگاه خداوند سر به سجده می‌نهند و در برابر او به نیایش برمی‌خیزند، از کیفرهای او در هراسند و لذا مراقب اعمال خویش‌اند. در راه خدا انفاق و بخشش می‌کنند و در این راه از اسراف و بخل برکنارند. هرگز برای خدا همتا قائل نمی‌شوند و هرگز دست به خون بی‌گناهان نمی‌آلایند. دامان عفّت خویش را آلوده نمی‌سازند و اگر مرتکب گناه شوند توبه کرده، به سوی خدا باز می‌گردند و با کار شایسته و نیک، کار بد خود را جبران می‌کنند.


هرگز در مجالس باطل حضور نمی‌یابند و بزرگوارانه از برابر لغو و باطل می‌گذرند. در برابر سخنان خدا و آثار او در سراسر جهان هستی، همچون کوران و کران نیستند. آنان توجّه خاصّی به اصلاح خانواده خویش دارند و از خدا می‌خواهند که همسر و فرزند پاک و لایقی که مایه روشنی چشمشان شود به آنها عطا کند. آنها بزرگی و عزّت را در پرهیزگاری می‌جویند و از خدا می‌خواهند که آنها را پیشوا و سرمشق پرهیزگاران قرار دهد». منطق اسلام در این بخش از آیات مزبور به خوبی روشن می‌شود.


۴. هدف بعثت پیامبران از نظر اسلام چند چیز است:
الف) اقامه اصول عدالت: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَ أَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَ الْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ».(۱۱)


ب) پرورش و آموزش، یا تربیت و تعلیم و نجات از گمراهی‌ها: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الاُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ ءَایَاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلاَل مُبِین».(۱۲)
ج) هدایت از تاریکی‌های گناه به سوی نور ایمان و حقیقت و اطاعت: «کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ».(۱۳)


د) بخشیدن حیات و زندگی معنوی به انسان‌ها: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ».(۱۴)


۵. همه انسان‌ها پس از مرگ بار دیگر در روز رستاخیز به زندگی بر می‌گردند و نتیجه آنچه از نیک و بد انجام داده‌اند می‌بینند: «فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّة خَیْراً یَرَهُ * وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّة شَرّاً یَرَهُ».(۱۵) و به این ترتیب، سرسوزنی از اعمال خوب و بد او از بین نخواهد رفت و جزای آن را می‌بیند. اعضای بدن او و حتّی زمینی که بر آن زندگی می‌کند گواه اعمال او خواهند بود: «اَلْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلَی أَفْوَاهِهِمْ وَ تُکَلِّمُنَا أَیْدِیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُم بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ».(۱۶) «یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا * بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحَی لَهَا».(۱۷)


سرنوشت هر کس به دست خود اوست و هر کس در گرو عمل خویش است: «کُلُّ نَفْس بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ».(۱۸) و در سایه سعی و کوشش خود به جایی می‌رسد.
خداوند همه را راهنمایی کرده و این انسان‌ها هستند که راه خوب یا بد را با اراده خود بر می‌گزینند: «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً».(۱۹)
هیچ کس گناهکار از مادر متولّد نمی‌شود و همه پاک و با فطرت ایمان به این جهان قدم می‌گذارند.


کسی به گناه دیگری مجازات نمی‌شود: «وَ لاَتَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَی».(۲۰) و شفاعت جز به فرمان خدا ممکن نیست «مَنْ ذَاالَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ».(۲۱)
این، دورنمایی از قیافه اسلام درباره مسائل مزبور بود. (۲۲)

پی نوشت:

(۱). ترجمه: «آیا ندیدید خداوند آنچه را در آسمان‌ها و زمین است مسخّر شما کرده است». (سوره لقمان، آیه ۲۰)

(۲). ترجمه: «و خورشید و ماه را [که با برنامه منظّمی در حرکت‌اند] به تسخیر شما درآورد». (سوره ابراهیم، آیه ۳۳)
(۳). ترجمه: «و شب و روز را مسخّر شما ساخت». (سوره ابراهیم، آیه ۳۳)
(۴). ترجمه: «او کسی است که دریا را مسخّر [شما] ساخت». (سوره نحل، آیه ۱۴)
(۵). ترجمه: «و نهرها را مسخّر شما کرد». (سوره ابراهیم، آیه ۳۲)
(۶). ترجمه: «و کشتی ها را مسخّر شما ساخت، تا بر صفحه دریا به فرمان او حرکت کنند». (سوره ابراهیم، آیه ۳۲)
(۷). ترجمه: «و او شما را نخستین بار آفرید و به سوی او بازگردانده می‌شوید». (سوره فصّلت، آیه ۲۱)
(۸). ترجمه: «من بر روی زمین جانشینی قرار خواهم داد». (سوره بقره، آیه ۳۰)
(۹). ترجمه: «من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه مرا بپرستند [و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند]». (سوره ذاریات، آیه ۵۶)
(۱۰). سوره فرقان، آیات ۶۳ ـ ۷۴.
(۱۱). ترجمه: «ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب آسمانی و میزان [شناسایی حق از باطل و قوانین عادلانه] نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند». (سوره حدید، آیه ۲۵)
(۱۲). ترجمه: «او کسی است که در میان جمعیّت درس نخوانده، پیامبری از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها بخواند و آنها را تزکیه کند و به آنان کتاب [قرآن] و حکمت بیاموزد، هرچند پیش از آن در گمراهی‌ای آشکار بودند». (سوره جمعه، آیه ۲)
(۱۳). ترجمه: «[این] کتابی است که بر تو نازل کردیم، تا مردم را از تاریکی‌ها [ی شرک و ظلم و جهل] به سوی روشنایی [ایمان و عدل و آگاهی]، بیرون آوری». (سوره ابراهیم، آیه ۱)
(۱۴). ترجمه: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد». (سوره انفال، آیه ۲۴)
(۱۵). ترجمه: «پس هر کس هم‌ وزن ذرّه‌ای کار خیر انجام دهد آن را می‌بیند * و هر کس هم‌ وزن ذرّه‌ای کار بد کرده آن را نیز می‌بیند». (سوره زلزله، آیات ۷ و ۸)
(۱۶). ترجمه: «امروز بر دهانشان مُهر می‌نهیم و دست‌هایشان با ما سخن می‌گویند و پاهایشان به کارهایی که انجام می‌دادند گواهی می‌دهند». (سوره یس، آیه ۶۵)
(۱۷). ترجمه: «در آن روز زمین تمام خبرهایش را بازگو می‌کند * چرا که پروردگارت به آن وحی کرده است». (سوره زلزله، آیات ۴ و ۵)
(۱۸). ترجمه: «هر کس در گرو اعمال خویش است». (سوره مدّثّر، آیه ۳۸)
(۱۹). ترجمه: «ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد [و پذیرا شود] یا ناسپاس». (سوره انسان، آیه ۳)
(۲۰). ترجمه: «هیچ گناهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد». (سوره فاطر، آیه ۱۸)
(۲۱). ترجمه: «کیست که در نزد او، جز به فرمانش شفاعت کند؟» (سوره بقره، آیه ۲۵۵)
(۲۲). گردآوری از کتاب: مسیحیت در دنیای کنونی، مکارم شیرازی، ناصر، مدرسه امام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، قم، ۱۳۹۰ شمسی، چاپ اول، ص ۶۷.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha