خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: این کتاب از کتابهای معتبر اهل سنت در زمینه نسب شناسی است که توسط ابو محمد علی بن احمد بن سعید بن حزم اندلسی (384ـ456ق) تالیف شده است. ابن حزم که یکی از بر جسته ترین علمای فرقه ظاهری (سلفیون) به شمار می رود.
جایگاه و اهمیت کتاب جمهرة أنساب العرب:
این کتاب را با رعایت اختصار و دقت کامل تدوین کرده است و یکی از جامع ترین منابع نسب شناسی به شمار می رود. نویسنده این کتاب را با ملاحظه همه کتاب های مهم و معتبر در این زمینه مثل آثار سعید بن مسیب، محمد بن ادریس شافعی و ابو عبید قاسم بن سلام، تدوین کرده؛ از این رو مورد توجه نسب شناسان جهان اسلام قرار گرفته است.
چرا که در بردارنده مطالب بسیار مهمی درباره صحابه، خاندان پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)، خلفاء، حاکمان، و مهم ترین حوادث تاریخی، ادبی، ایام عرب و امثال عرب می باشد که با ذکر اختلاف ها و بیان نظرات خودش تنظیم کرده است. اهمیت دیگر کتاب ابن حزم این است که مسائل مربوط به منطقه غرب جهان اسلام یعنی اندلس را نیز آورده است.
اصل و نسب همه قبائل:
چون ریشه همه نسب ها در سه قبیله «عدنان»، «قحطان»، و «قضاعه» است او در این کتاب فقط این سه قبیله را به طور تفصیلی به بحث گذاشته و برتری عدنان بر دو قبیله دیگر را مورد توجه قرار داده است که قبیله پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) است. به دلیل جامعیت کتاب ابن حزم، بیشتر مورخان و نسب شناسان مثل ابن خلدون برای تدوین کتاب های خود به این کتاب اعتماد و استناد کرده اند.
نسب فرزندان پیامبر و ابوطالب:
ابن حزم نسب همه فرزندان ابوطالب و ذریّه رسول اکرم (صلی الله علیهم اجمعین) را با دقت کامل تبیین کرده و با احترام از آنها یاد کرده است. به طوری که لقب امیرالمومنین را بر خلاف متعصبان اهل سنت که بر سایر خلفا به کار برده اند، فقط برای حضرت علی و امام حسن (علیهما السلام) به کار برده است.
او هیچ یک از خلفای اموی و عباسی را با این لقب نیاورده و این مطلب دارای نکته و پیام بسیار مهمی است و آن این که او به خلافت آنها، حتی معاویه و یزید قائل نبوده؛ بلکه آنها را فقط به عنوان حاکم تلقی کرده است.
او فرزندان و اعقاب امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) را کاملا ذکر کرده و جریان شهادت فرزندان امام حسین(علیه السلام) رابه طور اجمال بیان کرده است؛ اما به فرزند امام حسن عسکری(علیه السلام) که می رسد منکر وجود امام عصر ارواحنا فداه شده و همه نقل های معتبر اهل سنت را نادیده گرفته است.
این کتاب از جهات متعددی مورد توجه علمای شیعه و سنی قرار گرفته و بارها در کشورهای اسلامی چاپ شده است.
پی نوشت:
1ـ خیرالدین زرکلی، الأعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، چ 8، 1989م، ج4، ص254 و بعد.
2ـ ابوالقاسم ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالفکر، 1415ق، ج32، ص231; ج54، ص154; ج55، ص77.
3ـ ابن بستام شنترینی، الذخیرة فی محاسن اهل الجزیرة، بیروت، دارالغرب الاسلامی، 1412ق، ج2، ص15.
4ـ سید محسن امین، أعیان الشیعة، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1406 ق، ج4، ص1650 به بعد.
5ـ یاقوت حموی، معجم الادباء، ترجمه عبدالحمید آیتی، تهران، سروش، دارالغرب الاسلامی، 1421ق، ج2، ص718 به بعد.
6ـ شهاب الدین نویری، نهایة الأرب فی فنون الأدب، قاهره، دار الکتب و الوثائق القومیة، 1423ق، ج4، ص188; ج23، ص447 و ص451.
7ـ ابوحیان اندلسی، البحر المحیط فی تفسیر القرآن، تحقیق صدقی محمد جمیل، بیروت، دارالفکر، 1420ق، ج6، ص582.
8ـ ابو محمد علی ابن حزم، الأخلاق و السیر، تحقیق عادل ابوالمعاملی، قاهره، دار المشرق العربی، 1408ق.
نظر شما