۲۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۴۸
محمّد بن عبد الوهّاب

محمد بن عبدالوهاب، در سال۱۱۱۵هجری در حجاز به دنیا آمد و در سال ۱۲۰۷ مرد. پدرش قاضی حنبلی شهر بود. او از کودکی به مطالعه آثار این تیمیه و ابن قیم علاقه داشت و افکار آن ها خمیرمایه ذهنی او را تشکیل داد. او سفرهای زیادی داشت و بعد از بازگشت از این سفرها، دعوت خود را آغاز کرد. او پس از اخراج و تبعید از چند شهر، سرانجام به «درعیه» رفت و با حاکم آنجا هم پیمان شد. آن ها به شهرهای مختلف عربستان حمله کردند و دست به کشتار و تاراج زدند. محمد بن عبدالوهاب بهره کمی از سواد و علوم اسلامی داشت.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: مشهور این است که «محمّد بن عبدالوهّاب» پیشوای مذهب وهّابی در سال ۱۱۱۵ در شهر کوچک «عُیَینه» از شهرهای حجاز دیده به جهان گشود و در سال ۱۲۰۷ وفات کرد.


پدرش از قضات حنبلی بود و در کودکی به او درس می داد. نویسنده کتاب «ازالة الشبهات» می نویسد: او در کودکی علاقه شدیدی به مطالعه کتاب های «ابن تیمیّه» و «ابن قیم جوزی» که هر دو در قرن هشتم می زیستند، داشت و خمیرمایه افکار خود را از آن دو گرفت.


بسیاری نوشته اند که پدرش در همان سنین جوانی فهمیده بود که او اشتباهات فکری فراوانی دارد، و از آینده او نگران بود و پیوسته او را سرزنش می کرد و برحذر می داشت.


او سفرهای زیادی کرد، مدّتی به مکّه و مدینه و سپس به بصره رفت و از آنجا به ایران آمد و مدّتی در اصفهان نزد دانشمندی به نام میرزاجان اصفهانی درس خواند، سپس به قم رفت و مدّت کمی در آنجا ماند و بعد به قلمرو حکومت عثمانی و شام و مصر رفت سپس به جزیرة العرب (نجد) بازگشت و به اظهار عقاید خود پرداخت.


نخست گروهی به مخالفت با او برخاستند و از شهر «حریمله» بیرونش کردند و او به شهرک «عیینه» رفت. خبر افکار نادرست او به امیر احسا و قطیف «سلیمان بن محمّد» رسید و او به حاکم عیینه «عثمان» دستور داد او را به قتل برساند، ولی چون عثمان نمی خواست آلوده قتل او گردد دستور به اخراج او از شهر داد.


سرانجام او به شهر «درعیه» پناه برد. حکمران منطقه مردی از قبیله «غنیزه» به نام «محمّد بن سعود»، بود. شیخ محمّد با او ملاقات کرد و افکار خود را عرضه داشت و به او قول داد به کمک وی می تواند بر تمام سرزمین نجد مسلّط شود!


«محمّد بن سعود» جدّ اعلای پادشاهان سعودی احساس کرد می تواند از وجود محمّد بن عبدالوهّاب برای توسعه قلمرو خود کمک گیرد، زیرا یک عدّه جوان پر جوش و خروش اطراف او را گرفته و سر بر فرمان او بودند و آنها نیروی خوبی برای پیش برد اهداف «ابن سعود» محسوب می شدند.


ابن سعود قول حمایت و دفاع از شیخ را به دو شرط داد. نخست این که شیخ با دیگری جز او رابطه برقرار نکند، دیگر این که خراجی را که همه ساله از اهل شهر درعیّه دریافت می کند بازهم دریافت دارد! شیخ اوّلی را پذیرفت ولی دوّمی را تلویحاً رد کرد و گفت : امید است فتوحات و غنایم زیادی بیش از خراج درعیّه نصیب تو گردد!


امّا نباید فراموش کرد که غنایمی را که شیخ محمّد انتظار آن را می کشید، در درجه اوّل اموال مسلمانان حجاز و مکّه و مدینه وسپس سایر کشورهای اسلامی بود که از او پیروی نکرده بودند، زیرا او همه را غیر از پیروانش مشرک می پنداشت و خون و اموال آنها را مباح می شمرد!


پیروان محمّد بن عبدالوهّاب به شهرهای مختلف حجاز حمله کردند و برای ترویج وهّابیگری، و در واقع کشورگشایی، دست به کشتار و خونریزی عجیبی زدند و اموال زیادی را به تاراج بردند.
بعد از وفات محمّد بن عبدالوهّاب پادشاهان سعودی برنامه های او را دنبال کردند و دایره حکومت خود را گسترش دادند و بر تمام نجد و حجاز سلطه یافتند.
به هر حال محمّد بن عبدالوهاب دارای چند کتاب کوچک است که عقاید خود را به طور عریان در آنها بیان کرده است.


او بهره کمی از سواد و علوم اسلامی داشت و هیچ گاه در حوزه های مهمّ علمی اسلام و نزد بزرگان علمای پیشین درس زیادی نخوانده بود و به همین دلیل اشتباهات قابل ملاحظه ای داشت و متأسّفانه بر اشتباهات خود پافشاری می کرد.


یکی از کتاب های او کشف الشبهات است، این کتاب کوچک را ـ چنان که از نامش پیداست ـ به منظور پاسخ گویی از ایرادات علمای بلاد - اغلب از اهل سنّت - بر افکارش نوشته است. (۱)

پی نوشت:

(۱). گرد آوری از کتاب: وهّابیّت بر سر دو راهی، حضرت آیت الله مکارم شیرازی، ص ۳۱.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha