۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۸
خشم اسب وحشی چیست و چگونه کنترل میشود؟

خشم به خودی خود احساس بدی نیست. خشم گاهی به ما هشدار می‌دهد که حقی از ما ضایع شده، مرزی شکسته شده یا اتفاقی برخلاف خواسته‌مان رخ داده است. مشکل از جایی شروع می‌شود که خشم به جای اینکه یک پیام باشد، تبدیل به فرمانده ما می‌شود. در لحظه عصبانیت، ذهن ما معمولاً دنبال مقصر می‌گردد؛ دنبال کسی که باید جوابش را بدهیم، صدایمان را بلند کنیم یا او را با حرفی آزاردهنده سر جایش بنشانیم.

خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)_ابنا: گاهی یک نیش کوچیک بی‌دلیل ما را به‌هم می‌ریزد. جمله‌ای هست که می‌گوید: «مراقب باشید در مبارزه با هیولا، خودتان به هیولا تبدیل نشوید.»
گاهی با یک نیش از فردی دیگر که به جانمان زخم زده، کل اطرافیانمان را می‌سوزانیم و دچار رنج و عذاب می‌کنیم.

تصور کنید اسبی را که در حال دویدن است، حشره‌ای نیشش می‌زند. درد نیش کوچک است، اما اگر اسب نتواند خشم و دردش را کنترل کند، ممکن است لگدی بزند که نه‌تنها آن حشره، بلکه آدم‌ها و حیوانات اطرافش را هم گرفتار کند. ما انسان‌ها هم گاهی دقیقاً همین‌طور رفتار می‌کنیم.

یک نفر حرفی می‌زند، تحقیرمان می‌کند، بی‌احترامی می‌کند یا زخمی قدیمی را دوباره تازه می‌کند. خشم ما از همان‌جا شروع می‌شود؛ اما گاهی به جای اینکه خشممان را متوجه همان اتفاق کنیم، آن را با خودمان به خانه می‌بریم.

با همسرمان تند صحبت می‌کنیم، سر بچه‌ها فریاد می‌زنیم، با دوستمان سرد می‌شویم یا حتی با کسی که هیچ نقشی در ماجرا نداشته، رفتار نامناسبی می‌کنیم. انگار یک نفر ما را نیش زده، اما ما تصمیم گرفته‌ایم همه اطرافمان را نیش بزنیم!

خشم همیشه دشمن ما نیست

خشم به خودی خود احساس بدی نیست. خشم گاهی به ما هشدار می‌دهد که حقی از ما ضایع شده، مرزی شکسته شده یا اتفاقی برخلاف خواسته‌مان رخ داده است. مشکل از جایی شروع می‌شود که خشم به جای اینکه یک پیام باشد، تبدیل به فرمانده ما می‌شود.

در لحظه عصبانیت، ذهن ما معمولاً دنبال مقصر می‌گردد؛ دنبال کسی که باید جوابش را بدهیم، صدایمان را بلند کنیم یا او را با حرفی آزاردهنده سر جایش بنشانیم.

اما یک سؤال ساده می‌تواند جلوی خیلی از این واکنش‌ها را بگیرد:

«آیا کسی که الان روبه‌روی من است، واقعاً باعث این زخمی شده که دارم با خشمم به او پاسخ می‌دهم؟»

گاهی جواب «نه» است.

گاهی ما عصبانیِ یک نفر هستیم، اما خشممان را سر نفر دیگری خالی می‌کنیم. حتی گاهی خشم ما روی کار ما اثر میگذارد و ممکن است یک تشکیلات و یک سازمان را کامل تخریب کند.

گاهی اتفاقی که صبح برایمان افتاده، عصر باعث دعوای ما با خانواده می‌شود. گاهی یک جمله از یک غریبه، تمام آرامش خانه را از بین می‌برد.

قبل از اینکه لگد بزنیم، بایستیم!

کنترل خشم به این معنی نیست که هیچ‌وقت عصبانی نشویم. یعنی بین «احساس خشم» و «واکنش نشان دادن» فاصله ایجاد کنیم.

وقتی عصبانی شدیم، چند ثانیه مکث کنیم. جواب ندهیم. اگر لازم است از موقعیت فاصله بگیریم. چند نفس عمیق بکشیم و اجازه بدهیم موج اولیه خشم فروکش کند.

بعد از خودمان بپرسیم:

چه چیزی واقعاً من را ناراحت کرده؟
من از چه کسی عصبانی هستم؟
آیا دارم خشمم را سر آدم اشتباهی خالی می‌کنم؟
اگر الان واکنش نشان بدهم، فردا از رفتارم پشیمان می‌شوم؟

همین چند سؤال ساده می‌تواند ما را از یک واکنش لحظه‌ای به یک انتخاب آگاهانه برساند.

زخممان را به دیگران منتقل نکنیم

آدمی که خودش زخمی شده، اگر مراقب نباشد ممکن است ناخواسته دیگران را هم زخمی کند. کسی که از بی‌احترامی رنجیده، ممکن است در خانه بی‌احترامی کند. کسی که در محل کار تحقیر شده، ممکن است خشمش را سر فرزندش خالی کند و یا حتی ممکن است نصیحت های همکاران را به عنوان قدی غیر منصفانه ببیند و رشته رفاقت را بی دلیل پاره کند.

اما درد ما، مجوز آسیب زدن به دیگران نیست.

اینکه کسی ما را نیش زده، دلیل نمی‌شود ما تبدیل به کسی شویم که همه را نیش می‌زند.

شاید نتوانیم رفتار دیگران را کنترل کنیم، اما می‌توانیم تصمیم بگیریم رفتار دیگران، شخصیت ما را تعیین نکند.

قرار نیست هرکس ما را عصبانی کرد، کنترل زندگی و اخلاقمان را هم به دست بگیرد.

گاهی بزرگ‌ترین پیروزی این نیست که جواب طرف مقابل را بدهیم؛
این است که اجازه ندهیم خشم او، ما را به آدمی تبدیل کند که خودمان دوست نداریم باشیم.

پس دفعه بعد که یک «نیش» کوچک آرامشتان را به‌هم زد، قبل از اینکه لگد بزنید، کمی مکث کنید.

شاید آن نیش فقط چند ثانیه درد داشته باشد؛اما یک واکنش نسنجیده می‌تواند زخمی بسازد که مدت‌ها روی دل خودمان و اطرافیانمان بماند.

خشم را احساس کن، اما اجازه نده خشم تو را هدایت کند.

نویسنده: فاطمه پورعباس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha