۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۶:۵۸
مهریه؛ حق زن، نه عرصه مداخله دولت

مهریه زیاد؛ ناپسند ممکن است باشد، اما حق زن است در فقه اسلامی برای میزان مهریه سقف مشخصی تعیین نشده است. زن و مرد می‌توانند با رضایت یکدیگر بر مقدار مشخصی از مال توافق کنند. قرآن کریم در آیه ۲۰ سوره نساء حتی از تعبیر «قِنطار» استفاده می‌کند: ««وَإِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَکَانَ زَوْجٍ وَآتَیْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنْطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئًا»» اگر خواستید همسری را جایگزین همسر دیگری کنید و به یکی از آنان مال فراوانی داده باشید، چیزی از آن بازپس نگیرید.

خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)_ابنا: مهریه در نظام حقوقی و اخلاقی اسلام، صرفاً یک عدد در سند ازدواج نیست؛ بلکه حق مالی زن و بخشی از تعهد مرد در پیمان زناشویی است. قرآن کریم از مهر با تعبیرهایی همچون «صَدُقات» و «نِحْلَة» یاد کرده و آن را مالی می‌داند که با رضایت و به عنوان حق زن به او تعلق می‌گیرد.

از همین رو، بحث درباره مهریه را باید از دو مسئله جدا کرد: نخست اینکه آیا سبک گرفتن مهریه در اسلام پسندیده است؟ و دوم اینکه اگر زن و مرد بر مهریه‌ای بیشتر توافق کردند، آیا می‌توان پس از عقد آن را نادیده گرفت یا محدود کرد؟

پاسخ آموزه‌های اسلامی به این دو پرسش، در عین ارتباط با یکدیگر، یکسان نیست.

سبک بودن مهریه؛ یک توصیه اخلاقی و دینی

در روایات اسلامی، سبک گرفتن مهریه مورد سفارش قرار گرفته است. پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرمایند:

««مِنْ بَرَکَةِ الْمَرْأَةِ خِفَّةُ مَئُونَتِهَا»»

از نشانه‌های برکت زن، سبک بودن هزینه و مؤونه اوست. که شامل خرج های روزمره زندگی هم میشود

همچنین در روایت دیگری آمده است:

««أَفْضَلُ نِسَاءِ أُمَّتِی... أَقَلُّهُنَّ مَهْراً»»

برترین زنان امت من، زنانی هستند که مهریه آنان کمتر است.

حضرت علی(ع) نیز می‌فرمایند:

««لَا تُغَالُوا بِمُهُورِ النِّسَاءِ فَتَکونَ عَدَاوَةً»»

در مهریه زنان زیاده‌روی نکنید که می‌تواند زمینه دشمنی و عداوت شود.

این روایات نشان می‌دهد که سبک گرفتن مهریه یک رفتار پسندیده و توصیه‌شده است؛ زیرا فلسفه ازدواج در نگاه اسلام، معامله اقتصادی و مسابقه در تعیین ارقام نیست. هرچه موانع اقتصادی ازدواج کمتر باشد، تشکیل خانواده نیز آسان‌تر خواهد شد.

اما یک نکته مهم نباید فراموش شود: توصیه به «کم بودن مهریه» با «باطل دانستن مهریه زیاد» دو موضوع کاملاً متفاوت است.

مهریه زیاد؛ ناپسند ممکن است باشد، اما حق زن است

در فقه اسلامی برای میزان مهریه سقف مشخصی تعیین نشده است. زن و مرد می‌توانند با رضایت یکدیگر بر مقدار مشخصی از مال توافق کنند.

قرآن کریم در آیه ۲۰ سوره نساء حتی از تعبیر «قِنطار» استفاده می‌کند:

««وَإِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَکَانَ زَوْجٍ وَآتَیْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنْطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئًا»»

اگر خواستید همسری را جایگزین همسر دیگری کنید و به یکی از آنان مال فراوانی داده باشید، چیزی از آن بازپس نگیرید.

این آیه در مقام بیان یک نکته بسیار مهم است: حتی اگر مهریه زن بسیار زیاد باشد، پس از تحقق آن، مرد نمی‌تواند برای بازپس‌گیری آن به زن فشار وارد کند.

بنابراین باید میان دو گزاره تفاوت گذاشت:

«مهریه سبک بهتر و پسندیده‌تر است»

با

«مهریه سنگین بی‌اعتبار است»

یکی نیست.

ممکن است کسی برخلاف توصیه اخلاقی اسلام، مهریه سنگینی تعیین کند؛ اما صرف سنگین بودن مهریه، به خودی خود به معنای گناهکار بودن زن یا بطلان حق او نیست.

ماجرای عمر و یک درس مهم درباره مالکیت مهر

در برخی منابع تفسیری اهل سنت، ماجرایی درباره اعتراض عمر بن خطاب به افزایش مهریه‌ها نقل شده است. بر اساس این گزارش، هنگامی که او در مسجد از افزایش مهریه‌ها انتقاد کرد و قصد داشت برای مهریه سقفی تعیین کند، زنی به آیه ۲۰ سوره نساء استناد کرد و گفت اگر قرآن اجازه داده است زن مالی فراوان به عنوان مهر دریافت کند، چگونه می‌توان بخشی از آن را از او گرفت؟

در ادامه، عمر از سخن خود بازگشت.

فارغ از بررسی جزئیات تاریخی این گزارش، نکته‌ای که در بحث ما اهمیت دارد روشن است: وقتی مالی به عنوان مهر با عقد صحیح به زن تعلق گرفت، نمی‌توان بدون رضایت او آن را از وی سلب کرد.

این مسئله، مرز مهمی میان «توصیه به مهریه سبک» و «تصرف در حق مالی زن» ایجاد می‌کند.

مردی که از ابتدا قصد پرداخت مهریه ندارد

در طرف مقابل، اسلام درباره مردی که هنگام ازدواج قصد واقعی برای پرداخت مهریه ندارد، بسیار جدی برخورد کرده است.

در روایتی از امام صادق(ع) درباره مردی که با زنی ازدواج می‌کند ولی از ابتدا در ذهن خود قصد ندارد مهریه او را بپردازد، تعبیر بسیار سنگینی آمده است:

««فَهُوَ زِنًی»»

و در روایت دیگری از پیامبر(ص) نیز آمده است که کسی که با نیت نپرداختن مهریه ازدواج کند، هنگام مرگ با حالت گناهکارانه‌ای از دنیا می‌رود.

پیام این روایات روشن است: مهریه نباید وسیله فریب زن باشد.

اگر مرد هنگام عقد، مهریه‌ای را می‌پذیرد، این پذیرش باید واقعی باشد. نمی‌توان هنگام ازدواج رقم بزرگی را پذیرفت و از همان ابتدا تصمیم داشت که هرگز آن را پرداخت نکرد. همون جمله معروف کی داده کی گرفته؟

مهریه تعهدی واقعی است، نه یک عدد تشریفاتی برای ثبت در سند ازدواج.

پس دولت چه جایگاهی دارد؟

اینجا باید میان «سیاست‌گذاری برای آسان شدن ازدواج» و «تصرف در حق مالی افراد» تفاوت گذاشت.
از منظر دینی نیز بهتر است به جای ایجاد یک تصور نادرست از اینکه «مهریه زیاد مساوی با گناه است»، فرهنگ جامعه به سمتی برود که خانواده‌ها بدانند سبک گرفتن مهریه فضیلت است، اما سنگین بودن مهریه به خودی خود حق زن را از بین نمی‌برد.

زن و مرد می‌توانند با آگاهی، عقلانیت و در نظر گرفتن شرایط واقعی زندگی، مهریه‌ای را تعیین کنند که نه وسیله فشار بر مرد باشد و نه حقی صوری که مرد از ابتدا قصد پرداخت آن را ندارد.

در نهایت، مهریه یک قرارداد واقعی است و تعهدی که مرد با رضایت خود پذیرفته، باید محترم شمرده شود.

اسلام خانواده را با سخت‌گیری بنا نمی‌کند؛ اما برای حفظ حقوق زن نیز بسار جدی برخورد میکند.

پس اگر قرار است فرهنگ مهریه اصلاح شود، راه آن این نیست که دولت‌ها برای زن و مرد تعیین تکلیف کنند که چه مقدار «باید» مهریه قرار دهند؛ بلکه راه درست، بازگشت به همان منطق اسلامی است:

مهریه را سبک بگیرید، اما حق زن را سبک نشمارید.

زن و مرد در آغاز زندگی، با رضایت و آگاهی توافق کنند؛ و پس از توافق نیز هر دو به تعهد خود پایبند بمانند. دولت نیز به جای تصرف در این حق خصوصی، شرایطی فراهم کند که جوانان بتوانند بدون نیاز به مهریه‌های سنگین و قراردادهای پیچیده، با آرامش و امنیت وارد زندگی مشترک شوند.

این همان نقطه‌ای است که میان «توصیه به مهریه آسان» و «حفظ حق قطعی زن» جمع می‌شود.
دولت می‌تواند برای کاهش هزینه‌های ازدواج، فرهنگ‌سازی کند، خانواده‌ها را به ساده‌گیری دعوت کند، زمینه ازدواج آسان را فراهم کند، از مهریه‌های غیرواقعی انتقاد کند و درباره پیامدهای اقتصادی مهریه‌های بسیار سنگین هشدار دهد.

اما این با آن متفاوت است که دولت یا دولتمردان بخواهند پس از توافق زن و مرد، حق مالی زن را به دلخواه خود کاهش دهند یا بخشی از آن را از مالکیت او خارج کنند.

مهریه، پس از آنکه به عنوان تعهد معتبر در عقد قرار گرفت، متعلق به زن است. همان‌گونه که زن نباید بدون دلیل و صرفاً برای بالا بردن رقم مهریه، زندگی مشترک را به یک معامله اقتصادی تبدیل کند، حاکمیت نیز نباید با این تصور که «مهریه زیاد است، پس باید آن را کم کنیم»، وارد مالکیت خصوصی افراد شود.

راه اصلاح مهریه، تغییر مالک آن نیست؛ بلکه اصلاح فرهنگ تعیین مهریه است.

اگر جامعه‌ای به این نتیجه رسیده است که مهریه‌های بسیار سنگین به ازدواج آسیب می‌زند، راه‌حل آن آموزش، فرهنگ‌سازی و آسان کردن شرایط ازدواج است، نه سلب حق زن.

مهرالسنه؛ یک عدد برای همه تاریخ؟

در این میان، بحث «مهرالسنه» نیز اهمیت دارد.

مهرالسنه در منابع روایی، مقدار مشخصی دارد و در فرهنگ اسلامی به مهریه‌ای که پیامبر اکرم(ص) برای همسران و دختر بزرگوارشان حضرت فاطمه زهرا(س) قرار داده‌اند، اشاره می‌شود. مقدار مشهور آن پانصد درهم است.

اما اینکه امروز صرفاً همان عدد تاریخی «۵۰۰ درهم» را بدون توجه به ارزش اقتصادی آن در زمان خود تکرار کنیم، لزوماً به معنای حفظ فلسفه مهرالسنه نیست.

در هر دوره تاریخی، ارزش پول، قیمت نقره و طلا، قدرت خرید و شرایط اقتصادی جامعه تغییر می‌کند. بنابراین اگر هدف، فهم ارزش اقتصادی مهرالسنه در زمان حاضر باشد، باید معادل اقتصادی آن در شرایط روز مورد توجه قرار گیرد، نه اینکه صرفاً عدد تاریخی بدون توجه به ارزش واقعی آن تکرار شود.

به تعبیر دیگر، سخن از مهرالسنه نباید به یک عدد خشک و بی‌ارتباط با اقتصاد زمانه تبدیل شود. آنچه اهمیت دارد، توجه به معیار و ارزش آن در زمان صدور و سپس سنجش معادل آن با شرایط اقتصادی زمان حاضر است.

بنابراین اگر کسی بخواهد مهرالسنه را در روزگار خود مبنا قرار دهد، بررسی ارزش نقره و قدرت خرید آن در زمان پیامبر(ص) و مقایسه آن با شرایط اقتصادی امروز، می‌تواند راه دقیق‌تری برای معادل‌سازی باشد.

مهرالسنه را نباید با یک عدد اسمی اشتباه گرفت؛ مسئله، ارزش و معیار آن است.

داستان حضرت موسی(ع)؛ مهریه‌ای که فقط یک عدد نبود

گاهی برای اثبات اینکه اسلام با مهریه‌های سنگین مخالف است، به داستان حضرت موسی(ع) و حضرت شعیب(ع) استناد می‌شود؛ جایی که حضرت موسی(ع) پذیرفت سال‌هایی برای حضرت شعیب(ع) کار کند.

اما این ماجرا نیز نیازمند نگاه دقیق‌تری است.

در آیه ۲۷ سوره قصص، حضرت شعیب(ع) پس از پیشنهاد ازدواج، می‌فرماید:

««وَمَا أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ»»

من نمی‌خواهم تو را به سختی بیندازم.

پس نمی‌توان این ماجرا را صرفاً به عنوان الگویی برای «سنگین کردن مهریه» یا تحمیل یک تعهد طاقت‌فرسا تفسیر کرد. در این داستان، ازدواج، زندگی، کار، تأمین معاش و همراهی حضرت موسی(ع) با خانواده شعیب(ع) در یک مجموعه به هم پیوند خورده‌اند.

درس مهم این ماجرا نیز می‌تواند همین باشد: مهریه نباید ابزار سخت‌گیری و فشار باشد؛ بلکه باید در چارچوب عدالت، رضایت و مصلحت زندگی مشترک قرار گیرد.

مسئله اصلی، مهریه نیست؛ نگاه ما به مهریه است

مشکل از جایی آغاز می‌شود که مهریه از یک حق مالی و نشانه تعهد، به ابزار رقابت، چشم‌وهم‌چشمی، تضمین انتقام از آینده یا معیار ارزش زن تبدیل شود.

همان‌طور که مهریه ۱۰۰ یا ۵۰۰ سکه لزوماً به معنای ارزشمندتر بودن یک زن نیست، مهریه کم نیز به معنای بی‌ارزش بودن او نیست.

اسلام ارزش زن را با تعداد سکه‌ها اندازه‌گیری نمی‌کند.

از سوی دیگر، اگر زنی با رضایت خود و در یک عقد صحیح، مهریه‌ای را پذیرفته است، نمی‌توان بعداً صرفاً به دلیل سنگین بودن آن، اصل حق او را نادیده گرفت.

مهریه کم، توصیه اخلاقی و زمینه‌ساز آسانی ازدواج است؛ اما مهریه زیاد، مادامی که در چارچوب شرعی و با رضایت طرفین تعیین شده باشد، حق مالی زن است.

این دو گزاره هیچ تناقضی با یکدیگر ندارند.

دولت باید ازدواج را آسان کند، نه حق زن را سبک بشمارد

اگر هدف سیاست‌گذاران، کاهش سن ازدواج و آسان شدن تشکیل خانواده است، باید به سراغ ریشه‌های واقعی مشکل رفت: هزینه مسکن، اشتغال، درآمد جوانان، هزینه مراسم ازدواج، تورم و ناامنی اقتصادی.

نمی‌توان تمام مشکلات ازدواج را به مهریه نسبت داد و سپس برای حل آن، به جای اصلاح شرایط اقتصادی، حق مالی زن را هدف گرفت.
 

نویسنده: فاطمه پورعباس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha