به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ نام «خاتمالنبیین» برای بسیاری از شیعیان افغانستان تنها نام یک حوزه علمیه یا دانشگاه نیست. این عنوان در طول سالهای گذشته با مجموعهای از فعالیتهای علمی و فرهنگی گره خورده است که حوزه علمیه خاتمالنبیین(ص)، دانشگاه خاتمالنبیین(ص)، مدرسه علمیه حضرت خدیجه کبری(س)، کتابخانهها، مراکز علمی و پژوهشی و تلویزیون تمدن مهمترین بخشهای آن را تشکیل میدهند.
پشت شکلگیری این مجموعه نیز نام آیتالله شیخ محمدآصف محسنی(ره)، از فقهای برجسته شیعه افغانستان، قرار دارد؛ عالمی که بخش مهمی از سالهای پایانی عمر خود را صرف ایجاد نهادهایی کرد که بتوانند نیازهای دینی، علمی و فرهنگی جامعه شیعه افغانستان را در داخل کشور پاسخ دهند.
در شرایطی که بخش بزرگی از جامعه شیعه افغانستان در طول دهههای گذشته برای تحصیلات دینی یا دانشگاهی ناچار به مهاجرت یا مراجعه به مراکز خارج از کشور بود، ایجاد مجموعهای که حوزه، دانشگاه و رسانه را در کنار یکدیگر قرار دهد، تجربهای متفاوت در جامعه شیعی افغانستان به شمار میرفت.
از یک حوزه علمیه تا یک مجموعه علمی و فرهنگی گسترده
حوزه علمیه خاتمالنبیین از مهمترین بخشهای این مجموعه است. فعالیت این حوزه در کابل، امکانی برای آموزش منظم علوم اسلامی در داخل افغانستان فراهم کرد؛ بهویژه برای طلابی که پیش از آن بخش مهمی از مسیر تحصیلی خود را در حوزههای علمیه ایران، عراق یا دیگر کشورها دنبال میکردند.
در این حوزه، آموزش رشتههای مختلف علوم اسلامی، از فقه و اصول گرفته تا تفسیر، کلام، فلسفه، منطق و ادبیات عرب دنبال شد. حضور استادان حوزوی، کتابخانه، فضای آموزشی، مسجد و امکانات اقامتی برای طلاب، خاتمالنبیین را به یکی از مراکز شناختهشده آموزش دینی شیعی در کابل تبدیل کرد.
اهمیت چنین مرکزی تنها در برگزاری درسهای حوزوی نبود. حوزه خاتمالنبیین به مرور به محلی برای برگزاری نشستهای علمی، برنامههای مذهبی، مراسم دینی، سخنرانیها و ارتباط میان طلاب، روحانیون و بخشی از جامعه شیعه افغانستان تبدیل شد.
در جامعهای که دههها جنگ و مهاجرت، بسیاری از ساختارهای آموزشی آن را تضعیف کرده بود، ایجاد یک مرکز بزرگ و دائمی برای آموزش علوم اسلامی، خود بخشی مهم از بازسازی زیرساخت علمی جامعه شیعه به شمار میرفت.
آموزش زنان؛ یکی از بخشهای مهم کارنامه خاتمالنبیین
یکی از نقاط قابل توجه در فعالیتهای این مجموعه، توجه به آموزش دینی زنان بود.
مدرسه علمیه حضرت خدیجه کبری(س) با هدف آموزش بانوان شکل گرفت و در برنامههای آموزشی آن موضوعاتی همچون فقه، اصول فقه، منطق، فلسفه، کلام، تفسیر قرآن و ادبیات عرب قرار داشت.
اهمیت این مرکز در آن بود که زنان در آن صرفاً مخاطب مراسم مذهبی نبودند، بلکه به عنوان دانشپژوه علوم اسلامی آموزش میدیدند.
تربیت بانوان مبلغ، پاسخگویی به مسائل دینی زنان، برگزاری نشستهای علمی و فرهنگی و فعالیتهای انتشاراتی از جمله برنامههایی بود که در چارچوب این مرکز دنبال میشد.
در جامعه افغانستان که دسترسی زنان به مراکز آموزش تخصصی دینی همواره محدودتر از مردان بوده است، ایجاد چنین ساختاری، فرصت تازهای برای حضور علمی و فرهنگی زنان شیعه فراهم کرد.
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم بسیاری از موضوعات مرتبط با خانواده، احکام بانوان، تربیت کودکان و آموزش دینی نسل جدید، نیازمند حضور زنان آموزشدیده در حوزه علوم اسلامی است. از این منظر، مدرسه حضرت خدیجه کبری(س) بخشی از تلاش برای تربیت نیروی دینی زن در داخل جامعه افغانستان بود.
دانشگاه خاتمالنبیین؛ ورود از آموزش دینی به آموزش تخصصی
اگر حوزه علمیه وظیفه آموزش علوم اسلامی را برعهده داشت، تأسیس دانشگاه خاتمالنبیین مرحله دیگری از فعالیتهای این مجموعه بود.
دانشگاه خاتمالنبیین فعالیت خود را در سالهای پایانی دهه ۱۳۸۰ خورشیدی آغاز کرد و بهتدریج رشتهها و دانشکدههای متعددی را در حوزههای مختلف ایجاد کرد.
حقوق و علوم سیاسی، اقتصاد و مدیریت، علوم رایانه، مهندسی و رشتههای مرتبط با علوم پزشکی از جمله حوزههایی بودند که در این دانشگاه توسعه یافتند.
ایجاد چنین دانشگاهی یک پیام روشن داشت: جامعه شیعه افغانستان برای پیشرفت، در کنار آموزش دینی، به پزشک، حقوقدان، استاد دانشگاه، متخصص فناوری، مدیر و نیروی حرفهای نیز نیاز دارد.
به همین دلیل دانشگاه خاتمالنبیین را میتوان بخشی از تلاش برای پیوند میان هویت دینی و آموزش تخصصی دانست.
بر اساس آمار منتشرشده از سوی دانشگاه، هزاران دانشجو در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد از این دانشگاه فارغالتحصیل شدهاند. بسیاری از این دانشآموختگان در سالهای بعد وارد بازار کار، مراکز آموزشی، نهادهای حقوقی، بخشهای درمانی و دیگر عرصههای اجتماعی شدند.
به این ترتیب، اثر دانشگاه تنها به افرادی که چند سال در کلاسهای آن درس خواندهاند محدود نمیشود؛ دانشآموختهای که بعدها پزشک، استاد، وکیل، کارمند یا متخصص شده است، بخشی از این سرمایه انسانی را به جامعه منتقل کرده است.
گسترش فعالیت دانشگاه به غزنی
یکی دیگر از اقدامات مهم دانشگاه خاتمالنبیین، تأسیس شعبه در غزنی بود.
تمرکز بخش بزرگی از دانشگاههای خصوصی و امکانات آموزشی افغانستان در کابل، همواره یکی از مشکلات دانشجویان ساکن استانها بوده است. بسیاری از خانوادهها توانایی فرستادن فرزندان خود به کابل و پرداخت هزینههای اقامت و زندگی در پایتخت را نداشتند.
ایجاد شعبه دانشگاه خاتمالنبیین در غزنی، بخشی از آموزش عالی این مجموعه را از کابل خارج کرد و دسترسی دانشجویان مناطق مرکزی و اطراف غزنی به تحصیلات دانشگاهی را افزایش داد.
این موضوع بهویژه برای خانوادههای شیعه مناطق مرکزی افغانستان اهمیت داشت؛ مناطقی که با وجود جمعیت قابل توجه جوان، امکانات آموزش عالی در آنها محدود بوده است.
کتابخانه؛ سرمایهای برای دانشجویان و پژوهشگران
در کنار کلاس درس، کتابخانه یکی از پایههای مهم هر مرکز علمی است و خاتمالنبیین نیز از این جهت سرمایهگذاری قابل توجهی انجام داد.
هم حوزه علمیه و هم دانشگاه دارای مجموعههای کتابخانهای بودند و کتابخانه دانشگاه در دو بخش عمومی و پزشکی فعالیت میکرد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی دانشگاه، بیش از ۲۰ هزار عنوان کتاب در کتابخانه دانشگاه در دسترس دانشجویان قرار داشت و فضای مطالعه نیز برای استفاده همزمان شمار قابل توجهی از دانشجویان فراهم شده بود.
برای دانشجویی که توانایی خرید دهها کتاب تخصصی را ندارد، کتابخانه صرفاً یک فضای جانبی دانشگاه نیست؛ بخشی از امکان واقعی تحصیل است.
این مسئله در افغانستان اهمیت بیشتری دارد؛ کشوری که دسترسی به کتابهای تخصصی، منابع علمی و پایگاههای پژوهشی در بسیاری از مناطق آن دشوار و پرهزینه است.
پژوهش و تولید علمی
فعالیت علمی خاتمالنبیین به تدریس محدود نماند.
دانشگاه در حوزه پژوهش و انتشار آثار علمی نیز فعالیتهایی را دنبال کرد. انتشار نشریات دانشگاهی و مجلات تخصصی از جمله اقداماتی بود که با هدف تقویت فضای پژوهشی انجام شد.
از نمونههای قابل توجه در این زمینه، فعالیت نشریه انگلیسیزبان مرتبط با علوم پایه پزشکی افغانستان است که مقالات علمی در حوزه سلامت و پزشکی را منتشر میکرد.
وجود چنین بستری از این جهت اهمیت دارد که یکی از مشکلات دیرینه دانشگاههای افغانستان، محدودبودن تولید علمی و دشواری انتشار پژوهشهای دانشگاهی بوده است.
ورود یک دانشگاه خصوصی به حوزه نشر علمی، بهویژه در رشتههای پزشکی، بخشی از تلاش برای عبور از دانشگاه صرفاً آموزشی و حرکت به سوی دانشگاه پژوهشمحور بود.
پزشکی و پیوند دانشگاه با نیازهای اجتماعی
توسعه رشتههای پزشکی و ایجاد امکانات آموزشی مرتبط با علوم سلامت نیز بخش دیگری از فعالیتهای دانشگاه بود.
آموزش پزشکی بدون دسترسی دانشجو به محیط بالینی امکانپذیر نیست و به همین دلیل مجموعههای آموزشی مرتبط با دانشگاه، تلاش کردند میان آموزش نظری و تجربه عملی دانشجویان ارتباط ایجاد کنند.
تربیت نیروی پزشکی در افغانستان اهمیت ویژهای دارد. کمبود پزشک متخصص، محدودیت خدمات درمانی در استانها و هزینه بالای درمان، از مشکلات مزمن کشور بوده است.
هر پزشکی که در داخل افغانستان آموزش میبیند و در کشور به فعالیت ادامه میدهد، بخشی از نیازهای نظام سلامت را پاسخ میدهد. از این جهت، سرمایهگذاری خاتمالنبیین در آموزش پزشکی را باید یکی از خدمات اجتماعی آن نیز دانست.
حقوق؛ از دانشگاه تا میان مردم
یکی دیگر از بخشهای قابل توجه فعالیت دانشگاه، تلاش برای انتقال دانش حقوقی از فضای دانشگاه به جامعه بود.
دانشکده حقوق و مجموعههای وابسته به آن در دورههایی برنامههای مشاوره و آموزش حقوقی برای مردم برگزار کردند.
برای نمونه، در خرداد ۱۴۰۵ برنامه مشاوره حقوقی در مسجد ولیعصر(عج) در منطقه قلعه علیمردان کابل برگزار شد که طی آن موضوعاتی مانند حقوق خانواده، مسئولیتهای مدنی و شیوه پیگیری دعاوی حقوقی برای مردم تشریح شد.
چنین برنامههایی نشان میدهد دانشگاه میتواند فراتر از آموزش دانشجویان، مستقیماً وارد حل مسائل روزمره جامعه شود.
آشنایی مردم با حقوق خانوادگی، شیوه تنظیم قراردادها، مسائل ارث، اختلافات مالی و راههای قانونی حل اختلاف، در جامعهای که دسترسی عمومی به مشاوره حقوقی محدود است، میتواند نقش مهمی در کاهش مشکلات داشته باشد.
تلویزیون تمدن؛ صدای فرهنگ و معارف شیعی در رسانه
در کنار حوزه و دانشگاه، تلویزیون تمدن سومین ضلع مهم مجموعهای بود که با نام آیتالله محسنی شناخته میشد.
تمدن در فضایی آغاز به کار کرد که رسانههای خصوصی افغانستان بهسرعت در حال گسترش بودند. تفاوت این شبکه با بسیاری از رسانههای دیگر، توجه جدی آن به مسائل دینی، فرهنگی و اجتماعی و بهویژه بازتاب معارف و مناسک شیعی بود.
برای جامعه شیعه افغانستان، داشتن رسانهای که بتواند مراسم مذهبی، سخنرانیهای عالمان دینی، برنامههای قرآنی، عزاداریهای محرم و مسائل فرهنگی جامعه را پوشش دهد، اهمیت ویژهای داشت.
پیش از گسترش رسانههای تصویری، بسیاری از فعالیتهای مذهبی شیعیان تنها در محدوده مسجد، حسینیه یا یک منطقه خاص دیده میشد. تلویزیون این امکان را فراهم کرد که یک مراسم، سخنرانی یا برنامه دینی به خانه هزاران خانواده در نقاط مختلف افغانستان برسد.
آموزش قرآن در تلویزیون
یکی از بخشهای مهم فعالیت تمدن، تولید برنامههای آموزش قرآن بود.
برنامههایی مانند «مصباح» به موضوعاتی همچون تجوید، مخارج حروف، صوت و لحن، وقف و ابتدا و شیوه صحیح قرائت قرآن میپرداختند.
این نوع برنامهها عملاً آموزش قرآن را از کلاسهای محدود حضوری به فضای عمومی رسانه منتقل کردند.
کودک، نوجوان یا فرد بزرگسالی که امکان حضور در کلاس قرآنی نداشت، میتوانست از طریق تلویزیون یا آرشیو اینترنتی برنامهها به آموزش دسترسی پیدا کند.
این خدمت بهویژه در افغانستان، با پراکندگی جغرافیایی بالا و محدودیت دسترسی بسیاری از خانوادهها به مراکز آموزشی، قابل توجه بود.
بازتاب محرم، عاشورا و فرهنگ شیعی
یکی از شناختهشدهترین کارکردهای تلویزیون تمدن، پوشش مناسبتهای مذهبی شیعی بود.
محرم، عاشورا، اربعین، اعیاد مذهبی، مجالس قرائت قرآن، سخنرانیهای مذهبی و برنامههای معرفتی بخش قابل توجهی از محتوای این شبکه را تشکیل میداد.
برنامه «تکیهخانه» نمونهای از این فعالیت بود که در آن تلاوت قرآن، سخنرانی مذهبی، نوحه و مرثیه در کنار یکدیگر قرار میگرفت.
در جامعهای چندقومیتی و چندزبانه مانند افغانستان، بازتاب رسانهای مناسک شیعی افزون بر کارکرد مذهبی، در حفظ هویت فرهنگی جامعه نیز نقش داشت.
نسل جدید شیعیان از طریق همین تولیدات تصویری با بخش مهمی از مراسم، مداحیها، سخنرانیها و سنتهای مذهبی جامعه خود ارتباط برقرار میکرد.
ثبت حافظه تاریخی شیعیان
تلویزیون تمدن تنها به پخش مراسم زنده یا برنامههای مذهبی محدود نبود.
ساخت مستند درباره مساجد، حسینیهها، شخصیتهای دینی و مراکز تاریخی، بخشی از فعالیت فرهنگی این رسانه را تشکیل میداد.
مجموعههایی همچون «سنگر اسلام» به معرفی مراکز مذهبی میپرداختند و از این طریق بخشی از تاریخ محلی شیعیان افغانستان را در قالب تصویر ثبت میکردند.
اهمیت این مسئله شاید در زمان تولید یک برنامه چندان محسوس نباشد؛ اما با گذشت سالها، آرشیو تصویری چنین رسانهای به منبعی برای شناخت تاریخ اجتماعی و مذهبی یک دوره تبدیل میشود.
تصاویر یک حسینیه، سخنان یک عالم دینی، شیوه برگزاری مراسم در یک منطقه یا روایت مردم از گذشته خود، همگی بخشی از حافظه تاریخی جامعهاند.
الگویی که سه نیاز را همزمان دنبال میکرد
اگر مجموعه خاتمالنبیین را در یک تصویر کلی ببینیم، شاید مهمترین ویژگی آن تلاش برای پاسخ دادن همزمان به سه نیاز جامعه شیعه افغانستان باشد: دین، دانش و رسانه.
حوزه علمیه قرار بود نیروی دینی و علمی تربیت کند.
دانشگاه، آموزش تخصصی و حرفهای را گسترش دهد.
و تلویزیون تمدن، معارف، فرهنگ و مسائل اجتماعی را به فضای عمومی ببرد.
این ترکیب در افغانستان تجربهای قابل توجه بود؛ زیرا معمولاً مراکز دینی، دانشگاهها و رسانهها هرکدام مسیر جداگانهای را دنبال میکنند.
اما در این تجربه، یک طلبه میتوانست در حوزه تحصیل کند، یک جوان در دانشگاه حقوق یا پزشکی بخواند، یک زن در مرکز آموزش دینی به تحصیل علوم اسلامی بپردازد و یک خانواده از طریق تلویزیون به آموزش قرآن یا یک برنامه مذهبی دسترسی داشته باشد.
این شبکه خدمات، خاتمالنبیین را از یک «ساختمان» یا یک «مؤسسه» فراتر برد و آن را به مجموعهای از نهادهای آموزشی و فرهنگی تبدیل کرد.
سرمایه انسانی؛ مهمتر از ساختمانها
وقتی درباره کارنامه خاتمالنبیین صحبت میشود، توجه معمولاً به ساختمان بزرگ حوزه، دانشگاه یا تجهیزات تلویزیونی جلب میشود؛ اما شاید مهمترین دستاورد این مجموعه را باید در انسانهایی جستوجو کرد که در این مراکز آموزش دیدهاند.
هزاران دانشجو، صدها طلبه، استاد، پژوهشگر، خبرنگار، مجری، نیروی فنی و دانشآموخته طی سالهای فعالیت این مراکز با آنها در ارتباط بودهاند.
یک دانشگاه ممکن است تعطیل شود، یک شبکه تلویزیونی ممکن است امکان پخش خود را از دست بدهد و یک ساختمان ممکن است کاربری سابق خود را نداشته باشد؛ اما دانشی که به دانشجو منتقل شده یا تجربهای که یک نیروی حرفهای کسب کرده است، به این سادگی از بین نمیرود.
به همین دلیل کارنامه خاتمالنبیین را نمیتوان تنها با وضعیت امروز ساختمانهای آن ارزیابی کرد.
بخش مهمی از این کارنامه اکنون در جامعه پراکنده است؛ در میان پزشکان، حقوقدانان، دانشآموختگان، طلاب، استادان، خبرنگاران و نیروهایی که سالها در این مجموعه تحصیل یا فعالیت کردهاند.
خاتمالنبیین و مسئله هویت شیعه در افغانستان
شیعیان افغانستان در تاریخ معاصر کشور دورههای دشواری از محرومیت، جنگ، مهاجرت و ناامنی را تجربه کردهاند.
در چنین جامعهای، داشتن نهادهای پایدار اهمیت مضاعف پیدا میکند.
جامعهای که دانشگاه، حوزه، کتابخانه، رسانه، مرکز پژوهشی و نیروی متخصص خود را داشته باشد، امکان بیشتری برای حفظ هویت و بازتولید سرمایه علمی و فرهنگی خود دارد.
از این منظر، یکی از مهمترین خدمات مجموعه خاتمالنبیین را باید در «نهادسازی» جستوجو کرد.
آیتالله محسنی تنها به تألیف کتاب یا تدریس علوم دینی بسنده نکرد؛ بخشی از تلاش او به ایجاد ساختارهایی اختصاص یافت که پس از او نیز بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند.
حوزه، دانشگاه، مدرسه بانوان و رسانه، هرکدام بخشی از این نگاه نهادسازانه بودند.
میراثی فراتر از یک مجموعه
امروز، هنگام بررسی کارنامه خاتمالنبیین، میتوان درباره هر بخش از این مجموعه به صورت جداگانه سخن گفت؛ درباره شمار دانشجویان دانشگاه، استادان حوزه، برنامههای تلویزیون تمدن، کتابهای کتابخانه یا فعالیتهای پژوهشی.
اما تصویر کامل زمانی به دست میآید که همه این بخشها در کنار یکدیگر قرار گیرند.
حاصل این تجربه، ایجاد یکی از گستردهترین مجموعههای علمی و فرهنگی مرتبط با جامعه شیعه افغانستان در دوره پس از ۱۳۸۱ بود؛ مجموعهای که از آموزش ابتدایی علوم دینی تا تحصیلات دانشگاهی و از کتابخانه و پژوهش تا رسانه تصویری را پوشش داد.
خاتمالنبیین در طول سالهای فعالیت خود برای بخشی از جامعه شیعه افغانستان فرصتی فراهم کرد تا علم دینی را در داخل کشور بیاموزد، برای تحصیلات دانشگاهی به یک مرکز آموزشی مراجعه کند، به کتاب و منابع علمی دسترسی داشته باشد، در رشتههای تخصصی آموزش ببیند و فرهنگ و مناسک مذهبی خود را در رسانهای سراسری مشاهده کند.
به همین دلیل، بررسی این مجموعه صرفاً مرور تاریخ یک مؤسسه نیست؛ بخشی از روایت تلاش جامعه شیعه افغانستان برای ساخت نهادهای علمی، آموزشی و فرهنگی در یکی از دشوارترین دورههای تاریخ معاصر کشور است.
در نهایت، شاید مهمترین میراث خاتمالنبیین را بتوان در یک عبارت خلاصه کرد: تبدیل ظرفیت فردی و علمی به نهادهای ماندگار.
ساختمانها ممکن است در معرض تغییر و محدودیت قرار گیرند، رسانه ممکن است با فشار روبهرو شود و فعالیت دانشگاه یا حوزه با موانع سیاسی و اداری مواجه شود؛ اما نسلی که در این مراکز آموزش دیده، آثاری که تولید شده، منابعی که گردآوری شده و حافظهای که ثبت شده است، بخشی از تاریخ علمی و فرهنگی شیعیان افغانستان باقی خواهد ماند.
.....................................
پایان پیام/
نظر شما