۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۲
سید شهدای مقاومت؛ نگهبان امانت شهدا

ایمان مصطفی در یادداشتی با گرامیداشت سید حسن نصرالله، نوشت: او شخصیتی استثنایی بود که حضورش در دل‌ها ماندگار شد و مهم‌ترین میراثش، حمایت و رسیدگی به خانواده‌های شهدا و بنیاد شهید بود؛ او این حمایت را به عهدی تبدیل کرد که هرگز شکسته نشد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ شخصیت‌های استثنایی هستند که اثرشان در یک لحظه گذرا نمی‌ماند، بلکه به عمق جان‌ها می‌روند و آنجا ماندگار می‌شوند.

چه کسی مانند، سید شهدای مقاومت، سید حسن نصرالله، چنین اثری در روح‌ها گذاشته است که روزگار نتواند آن را از بین ببرد و غیبت او آن را محو کند؟

شاید صادقانه‌ترین اثری که او به جا گذاشت، همان حمایتی بود که به عهدی شکست‌ناپذیر برای مؤسسه شهید و خانواده‌های شهدا تبدیل کرد. او غم آن‌ها را مانند ادامه رسالت خود حمل می‌کرد و در هر خانه‌شان امانتی می‌دید که غیبت نباید آن را از بین ببرد.

او به خانه‌هایشان می‌رفت و چیزی از غیبت فرزندانشان را با خود می‌برد؛ حال مادری را می‌پرسید که انتظار او را فرسوده کرده بود، پدری که دردش را پنهان می‌کرد، و کودکی که بزرگ شده بود و در خاطرش چهره‌ای بود که دیگر بازنمی‌گشت.

او به‌عنوان یک بازدیدکننده گذری وارد نمی‌شد؛ به آنچه از حکایت‌هایشان باقی مانده بود وارد می‌شد، جای خالی را لمس می‌کرد و در هر خانه چیزی از آرامشی می‌گذاشت که شبیه حضور غایب بود.

او می‌دانست که وفاداری به یک شهید، فقط با یاد کردن از افتخاراتش نیست؛ بلکه با حمایت از خانواده‌ای است که از او به جا مانده است. هر بار که غم نبودن او بر دوش آن خانواده سنگینی می‌کند، باید دست حمایت به سویشان دراز شود.

وی می‌دانست که شهادت نزدیک است. پس با همه چیز خداحافظی کرد و آماده شهادت شد. او به یاد خانواده‌های شهدا افتاد؛ خانواده‌هایی که به دیدارشان می‌رفت و با حضورش به آن‌ها آرامش می‌داد. سپس روح خود را برای شهادت آماده کرد؛ شهادتی که می‌دانست یاد و نامش در یک مکان محدود نمی‌ماند.

اذانی آخر، نه برای اعلام پایان حضور، بلکه برای به جا گذاشتن آنچه هر بار که وارد خانه‌ای از خانه‌های شهدا می‌شد می‌کاشت: اینکه زندگی، هر چقدر هم غم سنگینش کند، شایسته زندگی کردن با عزت است و شهادت، هر چقدر هم خانواده‌اش را درد دهد، کرامتی است که صاحبانش آن را ترک نمی‌کنند.

خانواده‌های شهدا برای سید حسن نصرالله یک پرونده اداری نبودند. حاج اسماعیل عبید، مدیرکل مؤسسه شهید، در گفت‌وگو با «العهد» این را تأکید می‌کند و می‌گوید: آن‌ها امانتی هستند که از لحظه شهادت آغاز می‌شود و با گذر روزها بزرگ‌تر می‌شود.  سید اصرار داشت که مسئولان، احوال خانواده‌های شهدا را در همه جزئیات عمومی و خصوصی پیگیری کنند؛ از لحظه شهادت تا تأمین همه نیازهایشان و رسیدن به زندگی آبرومندانه‌ای که شایسته جایگاه آنان باشد.

به گفته عبید، مؤسسه شهید نهادی فعال است که با تیمی گسترده در سراسر لبنان به خانواده‌های شهدا خدمت می‌کند و حمایت کامل و جامعی از آنان دارد. سید حسن نصرالله از برنامه‌های این مؤسسه آگاه بود، کار آن را جدی پیگیری می‌کرد و مؤسسه نیز همه جزئیات را از طریق گزارش‌های دوره‌ای مفصل شامل آمار و اطلاعات به او ارائه می‌داد.

او برای خانواده‌های شهدا دیدارهای ویژه‌ای اختصاص می‌داد و اصرار داشت آنان را در مناسبت‌های مختلف مانند سفره‌های افطار و دیگر مناسبت‌های اسلامی گرامی بدارد.

او هر سال جشن فارغ‌التحصیلی فرزندان شهدا را برگزار می‌کرد تا فداکاری آنان را گرامی بدارد و به خانواده‌هایشان وفادار بماند. دیدارهای مستقیم با خانواده‌های شهدا فرصتی برای توجه به آنان بود. سید هاشم صفی‌الدین به نمایندگی از سید حسن نصرالله این دیدارها را انجام می‌داد؛ به سخنان و نظراتشان گوش می‌داد و نیازهایشان را بررسی می‌کرد تا توجه سید به خانواده‌های شهدا عملی و حاضر باشد؛ نه فقط تأمین نیازهایشان، بلکه گوش دادن به آنان و شریک شدن در زندگی‌شان.

تصمیم‌های سید درباره فرزندان شهدا

عبید معتقد است تصمیم‌های سید نصرالله درباره فرزندان شهدا با معنای عمیق امانت گره خورده بود. او آنان را ادامه پدران رفته می‌دید و امانتی بر گردن امت که از طریق آن وفاداری به خونشان و قدردانی از کسانی که جانشان را در راه آن دادند، بیان می‌شود.

از جمله تصمیم‌هایی که اثر عمیقی گذاشت، این بود که سرپرستی یتیمان شهدا از شکل خصوصی خود که با نام‌های مشخص ارائه می‌شد و باعث تفاوت در موجودی مالی میان فرزندان می‌شد، به سرپرستی عمومی تبدیل شد که همه را دربر می‌گیرد تا وجوه رعایت میان آنان برابر شود.

به گفته عبید، نام‌گذاری نزد شهید معنایی داشت که به حافظه و الگوگویی پیوند می‌خورد. تصمیم او به استفاده از واژه «یتیم» برای فرزندان شهدا، به تأسی از یتیمی رسول خدا محمد(ص) بود؛ گویی این نام‌گذاری نه وصف فقدان، بلکه یادآوری جایگاهی بود که یتیم امروز را به سیره بزرگ‌ترین یتیمی که جهان شناخته، پیوند می‌داد.

سید از موضع خانواده‌های شهدا بسیار متأثر می‌شد؛ به‌ویژه وقتی می‌شنید آنان هنگام دریافت خبر شهادت فرزندانشان می‌گویند: «فدای سید». این کلمه برای او گذرا نبود؛ در برابر آن می‌ایستاد و صبر عظیم، وفاداری صادقانه و آمادگی آنان برای تحمل فقدان را می‌دید. این تأثر را نه در مجالس خصوصی پنهان می‌کرد و نه در سخنرانی‌های علنی. او در مناسبت‌های متعدد، عاطفه عمیق خود را نسبت به خانواده‌های شهدا بیان می‌کرد.

حتی وقتی خبر شهادت فرزندش هادی در سال ۱۹۹۸ به او رسید، از افتخار و شکر خود به خدا گفت؛ چون خدا به خانواده‌اش نظر کرد و از آن شهادت را انتخاب کرد.

و وقتی خودش پدر شهید شد، با هدیه مالی که به پدر و مادر شهید تعلق می‌گرفت مانند یک حق شخصی برخورد نکرد و آن را به خانواده‌ای برگرداند که آن را سزاوارتر و نیازمندتر می‌دید. از مدیریت مؤسسه خواست مبلغ ماهانه او را به خانواده‌ای پرجمعیت از شهید منتقل کنند تا هدیه به خانه‌ای برسد که نُه فرزند و مادرشان را در خود جای داده بود.

در این موضع ساده در ظاهر و عمیق در دلالت، روشن شد که آنچه درباره خانواده‌های شهدا می‌گفت، از رفتارش جدا نبود؛ حتی وقتی خودش یکی از پدران شهدا شد، همچنان می‌دید آنچه از راه شهادت به او می‌رسد باید به کسانی برود که بار آن را حمل می‌کنند.

حضور او میان خانواده‌های شهدا

به گفته عبید، دیدار با سید حسن برای خانواده‌های شهدا رویایی بود که در دلشان معنایی فراتر از خود دیدار داشت. حضور او میان آنان خلأیی را پر می‌کرد که هیچ چیز دیگری نمی‌توانست آن را پر کند. سید اصرار داشت در دوره‌هایی که مانع امنیتی نبود، خودش به دیدارشان برود، در شادی‌ها و غم‌هایشان شریک شود و در لحظاتی که بیشترین نیاز به حمایت را داشتند، در کنارشان بایستد.

وقتی شرایط امنیتی تغییر کرد و ناچار شد به ضوابطی پایبند باشد که مانع حضور مستقیمش می‌شد، اجازه نداد این غیبت به فاصله تبدیل شود. از همکارانش می‌فرستاد تا به نمایندگی از او به دیدار خانواده‌ها بروند، تسلیت و تبریک او را برسانند و بگویند که حمایت او از آنان تغییر نکرده، هرچند خودش حضور ندارد.

حضورش میان آنان معنای بسیاری داشت؛ برای آنان نه فقط یک رهبر، بلکه پدر معنوی و حامی مسیر جهاد و مقاومتی بود که فرزندانشان جانشان را در راه آن دادند و به شهادت رسیدند؛ وفاداری به یک روش محمدی اصیل که به آن ایمان داشتند و عزیزترین دارایی خود را برای آن تقدیم کردند.

غیبت او از مجالسشان به دلیل مقتضیات امنیتی، غیبت از راهشان نبود. خانه‌های شهدا بر عهد خود ماندند و بذل در آن‌ها با جان و مال عقب‌نشینی نکرد؛ بلکه کاروان‌های شهادت از داخل خود خانواده ادامه یافت؛ فرزندانی که به پدرانشان پیوستند، پدرانی که به فرزندانشان رسیدند و برادرانی که از یک خانه برخاستند، تا آنجا که برخی خانواده‌ها به صفحات پیوسته‌ای از وفاداری تبدیل شدند که نسلی پرچم شهادت را به نسل بعدی می‌سپارد.

عبید در پایان می‌گوید: با رحلت سید، مؤسسه آن نگاه مهربانی را از دست داد که خانواده‌های شهدا به آن اطمینان داشتند و قلبی را از دست داد که همه آنان را در خود جای می‌داد؛ قلبی که هر خانواده‌ای در آن جایگاهی ویژه داشت. حامل امانت رفت، اما امانت با او نرفت. پس از او، امین و درستکار این امانت را بر دوش گرفت؛ حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ نعیم قاسم و فرزندان حزب‌الله که عهد پدرانشان را حفظ کردند، تا جهاد در آنان عهدی پیوسته بماند که با رفتن مردان قطع نمی‌شود.

...................

پایان پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha