۱۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۳
ضربه ایران به چتر امنیتی واشنگتن/ سیاست‌های ضداسلامی ترامپ و جایگاه رو به افول آمریکا در خاورمیانه

روزنامه نشنال با اشاره به کاهش اعتماد برخی کشورهای منطقه به ترتیبات امنیتی تحت رهبری آمریکا، جنگ علیه ایران و سیاست‌های ضد مسلمانان ترامپ را در شرایطی بررسی کرد که کشورهای خاورمیانه به دنبال مسیرهای جایگزین امنیتی هستند.

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ مایکل یانگ، ستون‌نویس روزنامه نشنال امارات، در یادداشتی سیاست‌های مهاجرتی دولت دونالد ترامپ علیه اتباع کشورهای دارای اکثریت مسلمان را عاملی دانست که می‌تواند به تضعیف جایگاه آمریکا در خاورمیانه منجر شود. او استدلال می‌کند که رویکرد دولت ترامپ در قبال مسلمانان، فراتر از یک سیاست مهاجرتی، پیامدهایی برای روابط امنیتی و ژئوپلیتیکی واشنگتن با کشورهای منطقه دارد.

کاهش ۹۶ درصدی مهاجرت قانونی از کشورهای مسلمان

به نوشته یانگ، حساب رسمی واکنش سریع کاخ سفید در شبکه اجتماعی ایکس در ۳۰ سپتامبر، به پژوهشی از مؤسسه کاتو استناد کرد که نشان می‌دهد پس از روی کار آمدن ترامپ، مهاجرت قانونی از کشورهای دارای اکثریت مسلمان ۹۶ درصد کاهش یافته است. ۱۹ کشور از فهرست مورد بررسی، کشورهای عربی، کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا و همچنین اعضای اتحادیه عرب در شرق آفریقا مانند سومالی، سودان و جیبوتی بودند.

نویسنده معتقد است انتشار این آمار از سوی کاخ سفید نشان می‌دهد دولت ترامپ این کاهش را دستاوردی مثبت تلقی کرده است؛ اقدامی که از نگاه او تلاشی برای اجرای دوباره ایده «ممنوعیت مسلمانان» ترامپ در سال ۲۰۱۷ است، با این تفاوت که این بار تمرکز بر مهاجران قانونی قرار گرفته است.

انتقاد از سوی پژوهشگر «مؤسسه کاتو»

یانگ می‌نویسد اینکه دولت آمریکا به محدود کردن ورود مسلمانان، از جمله شهروندان کشورهایی که واشنگتن با آنها روابط سیاسی نزدیکی دارد، افتخار کند، نشانه‌ای از تداوم رویکرد ترامپ در هدف قرار دادن مسلمانان است. او این سیاست را بخشی از آنچه «قوم‌گرایی ملی» مورد نظر ترامپ می‌خواند، ارزیابی می‌کند.

این رویکرد حتی با واکنش دیوید بیرز، پژوهشگر مؤسسه کاتو که پژوهش مورد استناد کاخ سفید را انجام داده بود، مواجه شد. بیرز ضمن انتقاد از نحوه استفاده کاخ سفید از تحقیق خود، گفت این سیاست به آمریکایی‌ها آسیب می‌زند و کشور را «کمتر امن، کمتر آزاد و کمتر مرفه» می‌کند. او همچنین تأکید کرد مهاجران کشورهای دارای اکثریت مسلمان به طور میانگین تحصیلات بالاتر و مشاغل تخصصی‌تری دارند و طی سه دهه گذشته به کاهش کسری بودجه در سطوح فدرال، ایالتی و محلی آمریکا به میزان ۱.۱ تریلیون دلار کمک کرده‌اند.

اسلام‌هراسی؛ مسئله‌ای فراتر از مرزهای آمریکا

در بخش دیگری از یادداشت، یانگ به نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو در بهار ۲۰۲۶ اشاره می‌کند که بر اساس آن ۴۳ درصد بزرگسالان آمریکایی مسلمانان را نسبت به دیگر آمریکایی‌ها «کمتر میهن‌دوست» می‌دانند، در حالی که تنها چهار درصد آنها را «میهن‌دوست‌تر» ارزیابی کرده‌اند. همچنین ۴۲ درصد گفته‌اند مسلمانان آمریکایی تأثیر منفی بر کشور دارند و تنها ۱۷ درصد تأثیر آنها را مثبت دانسته‌اند.

نویسنده با اشاره به کتاب «اسلام‌هراسی در آمریکا» نوشته روزینا علی، تأکید می‌کند که با وجود تداوم تبعیض علیه مسلمانان، در جامعه آمریکا مقاومت‌هایی نیز در برابر این وضعیت وجود دارد. او واکنش سریع به پیام کاخ سفید درباره آمار مهاجرت را نمونه‌ای از همین مخالفت می‌داند.

از مهاجرت تا آینده نفوذ آمریکا در خاورمیانه

بخش اصلی استدلال یانگ از اینجا آغاز می‌شود که شاید در نگاه نخست، سیاست مهاجرتی آمریکا در قبال مسلمانان ارتباط مستقیمی با دوام نظم ژئوپلیتیکی تحت رهبری واشنگتن در خاورمیانه نداشته باشد. به نوشته او، روابط امنیتی معمولاً بر منافع استوارند، در حالی که سیاست مهاجرتی به برداشت دولت و جامعه از سازگاری اجتماعی مربوط می‌شود؛ اما این دو حوزه در عمل می‌توانند به یکدیگر پیوند بخورند.

یانگ برای توضیح این موضوع به ناتو، اتحادیه اروپا و پیمان امنیتی آکوس میان آمریکا، انگلیس و استرالیا اشاره می‌کند و می‌گوید این ترتیبات امنیتی علاوه بر منافع مشترک، بر نوعی اشتراک ارزشی نیز استوار بوده‌اند. به اعتقاد او، چنین پایه مشترکی در روابط آمریکا با خاورمیانه وجود نداشته و روابط امنیتی واشنگتن با کشورهای منطقه عمدتاً بر مبنای محاسبات معامله‌گرایانه شکل گرفته است.

ضربه جنگ علیه ایران و جست‌وجوی مسیرهای امنیتی جدید

به نوشته این ستون‌نویس، هنگامی که روابط میان کشورها صرفاً معامله‌محور باشد، با ناکامی یکی از طرفین در اجرای تعهدات خود، پایه‌های این رابطه نیز متزلزل می‌شود. یانگ معتقد است چتر امنیتی آمریکا در منطقه در جریان درگیری با ایران ضربه مهمی خورده و به همین دلیل برخی کشورهای منطقه در حال بررسی مسیرهای جایگزین برای تأمین امنیت خود هستند؛ از جمله او به توافق دفاعی مشترک مکه اشاره می‌کند.

نویسنده در ادامه به تجربه مصر پس از جنگ ژوئن ۱۹۶۷ اشاره می‌کند و می‌گوید با وجود شکست نظامی مصر، بخش‌هایی از جوامع عرب همچنان پیوند عاطفی خود را با مصر و جمال عبدالناصر حفظ کردند؛ عاملی که به قاهره امکان داد برای سال‌ها از نوعی قدرت نرم منطقه‌ای برخوردار باشد. او معتقد است نظم امنیتی آمریکا در خاورمیانه از چنین پشتوانه عاطفی و اجتماعی برخوردار نیست.

یانگ در جمع‌بندی خود استدلال می‌کند که برای بسیاری از مردم منطقه، نحوه سخن گفتن برخی چهره‌های سیاسی آمریکا درباره مسلمانان، به برداشت گسترده‌تری دامن زده است؛ برداشتی مبنی بر اینکه آمریکا نسبت به منافع و رفاه بخش بزرگی از مردم خاورمیانه بی‌اعتناست. او معتقد است اقدامات آمریکا در غزه نیز این تصور را در افکار عمومی منطقه تقویت کرده است.

به نوشته این تحلیلگر، اگر یک رابطه سیاسی برای جوامع عرب منافع عملی محدودی داشته باشد و همزمان با اظهارات تحقیرآمیز علیه مسلمانان و ارزش‌های مورد توجه آنها همراه شود، انگیزه چندانی برای دفاع از چنین رابطه‌ای باقی نمی‌ماند. یانگ در نهایت نتیجه می‌گیرد که سیاست دولت ترامپ در محدود کردن مهاجرت از کشورهای دارای اکثریت مسلمان، پیام سیاسی روشنی به منطقه منتقل می‌کند و می‌تواند پایه‌های «صلح آمریکایی» یا Pax Americana در خاورمیانه را بیش از پیش تضعیف کند.

..............

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha