خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: حجاب سالهاست به ویترین چالشهای فرهنگی ایران تبدیل شده است. تقلیل دادن این مسئله به یک «حکم صرفاً فقهی» یا «قانون خشک اجتماعی»، خطایی شناختی است که مانع از درک ابعاد عمیق آن میشود؛ چراکه حجاب فراتر از یک پوشش ساده، یک «راهبرد هویتی» و تقابلی میان دو جهانبینی متفاوت است.
حجاب؛ مدیریت جاذبه یا محدودیت؟
در اندیشه اسلامی، مرزبندی میان «حوزه خصوصی» و «حوزه عمومی» یکی از شاهبیتهای تمدنسازی است. فلسفه تشریع حجاب چنانکه در آیه ۵۳ سوره احزاب به پاکیزگی قلوب اشاره شده (۱)، ایجاد محدودیت برای حضور اجتماعی زن نیست؛ بلکه مدیریت هوشمندانه جاذبههاست تا فضای اجتماعی به بستری برای تعاملات خردورزانه، کارآمدی و رشد تبدیل شود. در این نگاه، انسان در ساحت عمومی باید با انسانیت، تخصص و اندیشهاش تعریف شود، نه با میزان جلوهگریاش.
شکست فرمول غربی در مواجهه با زن
سرمایهداری مدرن در دو سده اخیر با حذف حیا و مهندسی فرهنگی، غریزه را به نفع مصرفگرایی به عرصه عمومی کشاند و زن را به کالایی جذاب برای التذاذ تبدیل کرد؛ تا جایی که امروز در پارادوکسی آشکار، در مجالس رسمی غرب، مردان پوشیدهاند و زنان به سمت برهنگی سوق داده شدهاند. اعترافات اخیر زنان برجسته غربی پیرامون سوءاستفادههای سیستماتیک در محیط کار، گواهی بر ناکارآمدی این رویکرد است. در مقابل، اسلام با طرح حجاب به دنبال مصونسازی محیط جامعه است تا ارزشهای انسانی و علمی افراد به حاشیه نرود.
پدافند رسانهای؛ الگوی سوم زن مسلمان
نظام استکبار بیش از دو قرن تبلیغ کرد که شرط رسیدن زن به قلههای علمی و سیاسی، رها کردن قیود اخلاقی است. ظهور انقلاب اسلامی و تولد «الگوی سوم زن»، این ساختار ذهنی را در هم شکست. حضور زن مسلمان ایرانی با حجاب کامل بر سکوهای قهرمانی المپیک و مدیریت برترین مراکز علمی، نه تنها یک رویداد ورزشی یا علمی، بلکه یک پدافند رسانهای و اقتدار فرهنگی است و نشان میدهد که زن، در عالیترین سطوح اجتماعی میتواند مؤثر باشد، بیآنکه هویت و حیای خود را فدای استانداردهای غربی کند. تمرکز رسانههای غربی بر این موضوع نیز ریشه در خشم تاریخی آنها از صدور الگوی جدید دارد.
ضرورت نگاه همدلانه و عبور از دوقطبیسازی
بزرگترین خطای استراتژیک در مواجهه با حجاب، قضاوتهای صفر و یکی است. وجوب شرعی و قانونی حجاب غیرقابلانکار است و حاکمیت در قبال سلامت فضای عمومی مسئولیت دارد. این امر نباید موجب طرد طیفی از جامعه شود که در رعایت این فریضه دچار ضعف هستند؛ زیرا مرز ظریفی میان مخالفت سازمانیافته با اصل دین، و ضعف در عمل به یک واجب شرعی وجود دارد. کسانی که «ضعیفالحجاب» خوانده میشوند، بخشی از بدنه همین جامعهاند که تعلقخاطر آنان به دین و میهن در مراسمهای معنوی و ملی بارها اثبات شده است. امروز که در میانه «جنگ ارادهها» قرار داریم، رسالت نخبگان پرهیز از ادبیات دافعهانگیز و دوری از قضاوتهای سطحی است.
بنابراین، برای عبور از این چالش و حفظ سنگر هویتی جامعه، پیشنهاد میشود سه سطح کنشگری در دستور کار خانوادهها، نخبگان و مسئولان قرار گیرد:
۱. در سطح خانواده: با تغییر ادبیات از «تکلیفِ صِرف» به «کرامت»، میتوان گفتوگوی اقناعی را جایگزین مواجهه تحکمی کرد. حجاب باید به عنوان امتیازی مصونیتبخش برای نسل جوان تبیین شود که موجب حفظ تمرکز بر استعدادهای علمی و اجتماعی میگردد. همچنین با تقویت سواد رسانهای، باید ماهیتِ ابزاریِ جریانهای سرمایهداری برای نسل جدید آشکار شود تا آنان تفاوت میان «آزادی واقعی» و «کالاشدگیِ زن» را درک کنند.
۲. در سطح کنشگران رسانهای و فرهنگی: روایتگری هوشمندانه یک ضرورت است. به جای تمرکزِ صرف بر نقد بدحجابی، موفقیتهای زنان باحجاب در عرصههای فناوری، ورزش، طبابت و هنر باید بازنمایی شود. تصویرسازی از «الگوی موفق و عینی»، قویترین پادافند علیه هجمههاست. در تولیدات رسانهای، باید ضمن پرهیز از ادبیات دوقطبیساز، دختران کمحجاب را نه در جایگاه «مخالف»، بلکه مخاطبانِ هدفِ تبیینِ صادقانه و محبتآمیز دانست.
۳. در سطح نهادها و حاکمیت: رویکرد باید بر پایه «اقتدارِ قانونمدارانه» استوار باشد. در فضای عمومیِ جامعه، قانون نه یک امرِ سلیقهای، بلکه یک ضابطه لازمالاجرا برای صیانت از امنیت روانی و سلامت اخلاقی جامعه است. از همین رو، حاکمیت باید با قاطعیتِ تمام در برابر شبکههای سازمانیافته و جریانهای معاندی که حجاب را دستمایهی هنجارشکنیِ ساختاریافته قرار دادهاند، بایستد و اجازه ندهد هنجارشکنی به یک رویه اجتماعی تبدیل شود.
برخورد با قانونشکنان در عین حفظِ متانت و کرامت، وظیفه نهادهای انتظامی و قضایی است. همزمان، رویکرد اقناعی برای آحاد جامعه، نه به معنای کوتاه آمدن از قانون، بلکه تلاشی برای تبیینِ احکام الهی و شرایط بندگی است تا فضای عمومی، صحنهی ترویج ارزشها و نه جولانگاهِ هنجارشکنی باشد.
به نظر شما، چگونه میتوان قانون حجاب را به ابزاری برای حکمرانی هوشمند تبدیل کرد؛ بهگونهای که اقتدار قانونی با پذیرش و اقناع اجتماعی پیوند بخورد؟
نویسنده: زینب خاتون شیرینکار
پینوشت:
۱. «أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ؛ برای قلب شما و قلبهای آنان پاکیزهتر است» سوره احزاب، آیه ۵۳.
نظر شما