به گزارش خبرگزاری اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ آیتالله روحالله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران در تازه ترین جلسه اخلاق خود به موضوع «مجمع بدیها در چیست؟» پرداخت که مشروح آن در ادامه میآید:
*دعوت انبیاء به خیر و دعوت شیاطین به شرّ؛ هر دو از درون انسان!
همانطور که پروردگار عالم، انسانها را برای رشد و تعالی و رسیدن به آن مقام انسانیّت (خلیفهاللّهی)، دعوت به خیر میکند، اولیاء خدا، انبیاء عظام و حضرات معصومین(ع) را برای این دعوت به خیر، مأمور میکند و آنها را به عنوان فرستادگان خود قرار میدهد؛ ابلیس ملعون هم، بشر را دعوت به شرّ میکند و مأموران خود را که به تعبیر قرآن کریم و مجید الهی، «مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ» هستند، دعوت به این میکند که انسانها را به سمت شرّ هدایت کنند.
اولیاء خدا، حسب روایات شریفه و آیات الهی، یک نکته بسیار عالی را بیان کردهاند که بسیار مهم است. اولیاء خدا میگویند: پروردگار عالم، دعوت خوبیها را، درون خود انسان قرار داده است، «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّه»؛ یعنی انسان، فطرتاً به خوبیها عشق میورزد و به همه زیباییهای الهی، علقه دارد، پس پروردگار عالم به انبیایش بیان میفرماید: انسانها را دعوت کن، همانطور که روایات شریفه این را بیان میکند که انبیاء آمدند و گفتند: ای انسان! تو پیچیده شده در فجور و تقوایی و تقوای تو، چنین است و انگشت روی خوبیها میگذارند و میگویند: اینها را تقویت کن و رشد بده، تا بتوانی رشد کنی.
همانطور که انبیاء و اولیاء خدا، دعوت انسان به خوبیها را از درون خود انسان قرار میدهند؛ ابلیس ملعون هم، انسان را به بدیها، زشتیها و پلشتیها دعوت میکند که دعوت او هم، از درون خود انسان است و این هم، نکته بسیار مهمّی است.
*مجمع بدیها در سه مورد
در یک روایت بسیار عالی داریم که پیغمبر اکرم، خاتم الانبیاء، حضرت محمّد مصطفی(ص) بیان میفرمایند: ابلیس ملعون، شیطانها را جمع میکند و برای آنها، سخنرانی میکند، «إِنَّ إِبْلِیسَ یَخْطُبُ شَیَاطِینَهُ وَیَقُولُ عَلَیْکُمْ بِاللَّحْمِ وَالْمُسْکِرِ وَالنِّسَاءِ فَإِنِّی لَا أَجِدُ جِمَاعَ الشَّرِّ إِلَّا فِیهَا».
پروردگار عالم، به خوبیهای انسان متوسّل میشود و به انبیائش بیان میکند: خوبیها را برای آنها شرح بده، هدایت را از درون خودشان ترویج بده و آنها را، الهی، بنده خاص و عبد خدا کن و به مقام انسانیّت و خلیفه اللّهی و به جایی برسان که مسجود ملائکه بشوند.
امّا حضرت میفرماید: ابلیس ملعون، برای شیطانهای خودش، سخنرانی میکند، خطبه میخواند و میگوید: بر شما باد به انحراف انسان، با گوشت و مشروبات الکلی (و هرآنچه که مسکر است- که عرض میکنیم حسب روایات شریفه، منظور از مسکرات، چیست -) و همچنین به واسطه زنان؛ چون من مجموعه بدیها و شرارتها را نیافتم، مگر در این سه چیز!
شیطان ملعون، ابلیس، به شیاطین و اصحاب خودش، بیان میکند: سه چیز است که میتوانید به واسطه این سه چیز، انسان را بیچاره کنید و او را وادار به شرارتها کنید و من بدتر از این سه چیز که بتواند جمع بدیها باشد و انسان را فریب بدهد، نیافتم.
*آنچه که قلب را سفت و انسان را درندهخو میکند! (گوشت)
اوّلین مورد، از آن سه چیز، گوشت است. افراط در خوردن گوشت، به انسان، حالت درّندگی میدهد و او را از این حالت انسانیّت، خارج میکند. لذا اولیاء خدا حسب روایات شریفه تذکار دادهاند که اگر میخواهید قلبتان، قلب سلیم باشد، خودتان را زیاد مثل درندگان قرار ندهید.
آیتالله سیّد ابوالحسن اصفهانی تعبیری را بیان کردند که ملّا محسن فیض کاشانی و ملّای نراقی هم بیان فرمودند که اگر بخواهید قلبتان، قلب رئوف و نرمی باشد و بتواند مرکز رحمت الهی باشد، نباید خودتان را شبیه به درندگان کنید.
آیتالله العظمی مرعشی نجفی، آن مرد الهی میفرمودند: استاد عظیمالشّأنمان، آیتالله آمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی بارها میفرمودند: «علیکم بالخصلة حیوان المفترس» دور شوید از خصلت حیوان مفترس و درنده.
سؤال کردند: آقا! این حیوان مفترس چه خصلتی دارد که ما باید از آن، دور شویم؟ یعنی چه عملی را انجام دهیم که درندهخو نباشیم؟
فرمودند: گوشت خوردن که قلب انسان را، قسی و سفت میکند!
در مورد آیتالله مولوی قندهاری، آن کنز خفیّ الهی هم، کسانی که زیاد با ایشان حشر و نشر داشتند که بعضی، هنوز در حال حیاتند، میدانند که اگر بنا بود، در یک سفر، بیش از یک وعده، خورشتی باشد که در آن گوشت داشته باشد و گاهی غذاهای چنین و چنان، بیان میفرمودند: حذر کنید.
آقای وفایی بیان میکرد: ایشان، یک مرتبه به من تشر زد و گفت: مگر من حیوان درّنده هستم که میخواهی پذیرایی از من را، با گوشت، انجام دهی!
شیطان میگوید: همه بدیها را در این سه چیز پیدا کردم. ابلیس مجرّب است، هزاران هزار سال تجربه دارد. حال، همه شیاطین را جمع کرده و اینگونه میگوید. لذا او میداند راه منحرف کردن انسان چیست. «إِنَّ إِبْلِیسَ یَخْطُبُ شَیَاطِینَهُ وَ یَقُولُ عَلَیْکُمْ بِاللَّحْمِ وَ الْمُسْکِرِ وَ النِّسَاءِ فَإِنِّی لَا أَجِدُ جِمَاعَ الشَّرِّ إِلَّا فِیهَا».
تمام و جمع شرّ، اوّل در این است که انسان مدام بخورد که دیگر این قلب، قسی میشود و جلا پیدا نمیکند. آن هم، قلبی که بناست «الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ» شود که دیگر معلوم نیست چه بشود! لذا بعضی از پرخوری، دیگر هیچ نمیفهمند و تعبیری را که اولیاء خدا بیان میکنند، این است که همین، عامل میشود برای این که انسانی که دائم میخواهد دهنش بجنبد، درنده میشود و این درّندهخویی، عامل میشود که دیگر لطف، محبّت و رحمت نسبت به مردم و همنوع نداشته باشد. برای همین ابلیس ملعون میگوید: من همه بدیها را در این سه چیز پیدا کردم، «فَإِنِّی لَا أَجِدُ جِمَاعَ الشَّرِّ إِلَّا فِیهَا». خیلی مهم است که باید در آن، تأمّل کنیم.
وقتی این روحیه پیش آمد، آنوقت، انسان دست انفاق هم دارد، آیتالله مولوی قندهاری میفرمودند: اگر کسی زیاد نخورد، میتواند دست دیگران را بگیرد؛ آنوقت حالت انفاق در وجودش به وجود میآید و دیگر نمیخواهد به زور دعوتش کنند که انفاق کن!
تعبیر خیلی عجیبی داشتند، فرمودند: وقتی انسان، کمخور میشود؛ یک خصلت پیدا میکند و آن اینکه در انفاق، جلو میافتد.
جملهای بگویم، خیلی عجیب است. مدّتی بود که آقایی نزد ابوالعرفاء، آیتالله العظمی ادیب آمده بود، برای اینکه محضر آقا را درک کند. آقا خیلی از مطالب را دیده بودند. بعد آن شخص، آقا را دعوت کرده بود، آقا فرموده بودند: من وقت ندارم و نمیتوانم.
او گفته بود: آقا! حتماً یک چیزی در من میبینید که نمیآیید، آیا لقمه من حرام است؟
فرموده بودند: خیر، میدانم لقمهات حلال است، کاسب، مؤمن، متدیّن، اهل خمس و اهل مراعات هستی. گفت: پس آقا چیست؟
فرمودند: این مدّت که آمدی، چه دستگیرت شده؟ حقیقتش را بگو؟
گفته بود: آقا! خیلی چیزی نفهمیدم، ولی همه از شما تعریف میکردند.
فرمودند: اشتباه تعریف کردند، خودت چه گرفتی؟
گفت: هیچی آقا!
فرمودند: میدانی چرا؟ برای اینکه تو تا موقعی سر سفرهای و تا موقعی غذا میخوری که هر لقمهای که بر میداری (یا به تعبیر امروزی هر قاشق)، حتماً در آن، گوشت باشد و اگر نباشد، عقب میروی.
گفته بود: بله، آقا! همینطور است.
آقا فرموده بودند: به واسطه همین، قلب تو، قسی است. من که چیزی ندارم و اشتباه معرّفی کردند - آقا خودشکنی کرده بودند - امّا اگر با این حال، به فرض توفیق پیدا کنی محضر حضرت حجّت(روحی له الفدا) برسی، آنجا هم چیزی درک نمیکنی! - خیلی عجیب است -
بعد از آن، آقا فرموده بودند: در انفاق هم قبض ید داری و خیلی خوشت نمیآید انفاق کنی.
گفته بود: بله آقا! اتّفاقاً مواقعی که بعضیها در بازار میآیند و میگویند: فلانی معرّفی کرده، به واسطه اینکه فلانی معرّفی کرده، مجبورم میدهم، امّا ته دلم خیلی خوشایند نیست.
آقا فرموده بودند: عزیزم! یک دلیلش همین است. وقتی مدام دنبال خوردن گوشت بودی و گفتی: اگر لقمهای را که برمیدارم، داخلش گوشت نباشد، دیگر دست میکشم - که بعضی این صفت را دارند - ، معالأسف تو را قسیالقلب میکند و مهربانی و رأفت را از قلب تو میگیرد و نوعدوستی و انسانیّت، در تو به وجود نمی-آید.
پیامبر(ص)، خطبه شیطان ملعون، ابلیس را افشا کردند که او، شیاطین را جمع کرده و میگوید: با این سه چیز که مجمع شرارتها و بدیهاست، به جان انسان بیفتید که یکی از آنها گوشت است، عجبا! این قدر مهم است؟ بله عزیز دلم! اینقدر مهم است.
لذا وقتی کسی میآمد از اولیاء خدا سؤال میکرد و میگفت: آقا! اشک چشم ندارم، میخواهم اشک چشم داشته باشم؛ اوّل مطلبی که میگفتند، این بود که گوشت خوردن را کم کن و در قبل آن، مثلاً عدس بخور که همان قوّت را هم دارد، تا رقّت قلب بیابی، امّا گوشت نخور، تا رأفت و مهربانی و نوع دوستی در تو به وجود بیاید و دل تو به سمت خوبیها برود.
*آنچه انسان را از خود، بیخود کرده و از خدا، دورش کند (مسکرات)
دوم چیزی که ملعون بیان کرده، مسکر است که جلوه مسکر بودن، مشروبات الکلی است که حسب روایات شریفه، اسم آن را امّالخبائث گذاشتهاند. لذا روایت داریم که شراب، امّالخبائث است؛ یعنی ریشه و مادر هر چه زشتی و پلیدی و خبیث بودن است، همین شراب است.
در روایات شریفه است که حتّی جواب سلام مشروبخوار را ندهید. خیلی عجیب است، در روایت است که اگر کسی بداند نعوذبالله، نستجیربالله، فردی، اهل مشروبات الکلی است و به او لبخند بزند؛ فردای قیامت موهای پیشانی او را میگیرند و او را خوار و ذلیل به سمت آت