خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ تحریم تنباکو در سال ۱۲۷۰ هجری شمسی، یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران است که در آن میرزای شیرازی با فتوای تاریخی خود، نه تنها بر علیه امتیاز انحصار تنباکو به کمپانی بریتانیایی، بلکه در مقابله با نفوذ استعمار موضع گرفت. این اقدام که با همراهی گسترده مردم، بازاریان و حتی زنان حرمسرای ناصرالدین شاه قاجار همراه بود، نشاندهنده نفوذ بیچون و چرای روحانیت در آن مقطع تاریخی بود. همراهی درباریان با این فتوا، قدرت اجتماعی روحانیت را به نمایش گذاشت و به گفته مورخان، نقطه آغاز درک قدرت روحانیت شیعه توسط قدرتهای خارجی به ویژه بریتانیا بود.
در ابتدا لازم است جایگاه روحانیت میان مردم در صد سال پیش بیان شود.
در اواخر دوره قاجار و حتی دوران مشروطه، روحانیت دارای چند ویژگی ممتاز بود: روحانیت در متن جامعه زندگی میکرد و مشکلات مردم را از نزدیک لمس میکرد. متکی به نهادهای مردمی مانند خمس و زکات بود و وابستگی به حکومت مرکزی نداشت و علاوه بر نقش مذهبی، به عنوان قاضی، معلم، مدافع حقوق مردم و حتی درمانگر عمل میکرد. از طرفی رهبری اخلاقی جامعه را به عهده داشت و به عنوان وجدان بیدار جامعه عمل میکرد و در برابر ظلم حکام موضع میگرفت. این ویژگیها باعث شده بود که روحانیت نه فقط یک نهاد مذهبی، بلکه یک نهاد اجتماعی قدرتمند با پایگاه مردمی گسترده باشد.
پس از اتفاق مهم تاریخی تحریم تنباکو استعمارگران متوجه نقش مهم روحانیت در لایه های عمیق زندگی ایرانیان شدند. و آن زمان بود که فرآیند ایجاد فاصله با نقش بنیادین عوامل خارجی و داخلی آغاز شد و پروژه ی تضعیف روحانیت کلید خورد. تضعیف تدریجی جایگاه روحانیت محصول عوامل متعدد تاریخی است. از جمله آنها می توان به موارد ذیل اشاره کرد.
عوامل خارجی:
۱. سیاستهای استعماری: پس از تحریم تنباکو، بریتانیا و دیگر قدرتها دریافتند که برای نفوذ در ایران باید نهاد روحانیت را تضعیف کنند. این کار از طریق ایجاد مکاتب فکری رقیب، حمایت از روشنفکران سکولار و تبلیغ اندیشههای جدایی دین از سیاست انجام شد.
۲. جنگ نرم فرهنگی: ترویج الگوهای زندگی غربی و ایجاد شکاف بین نسل جوان و سنتهای مذهبی.
عوامل داخلی:
۱. دولتی شدن دین: پس از انقلاب اسلامی، ادغام نهاد روحانیت با ساختار حکومت، تدریجاً استقلال تاریخی آن را تحت تأثیر قرار داد.
۲. چالشهای مدیریت جامعه مدرن: روحانیت در مواجهه با پیچیدگیهای جامعه مدرن و انتظارات نسل جدید با چالشهایی روبرو شد.
۳. کاهش نقشهای سنتی: بسیاری از کارکردهای سنتی روحانیت (قضاوت، آموزش و...) توسط نهادهای مدرن دولتی تصاحب شد.
۴. رسانههای جدید: ظهور فضای مجازی و رسانههای متنوع، انحصار سنتی روحانیت در انتقال معارف را کاهش داد. و تمام این فرآیند از زمان آغاز نهضت تنباکو تا به امروز ادامه دارد.
با تاریخچه ای که مطرح شد می توان ریشه بدبینی بخشی از جوانان نسبت به روحانیت را دریافت. از عواملی که امروزه در عمیق شدن این بدبینی مؤثرند می توان به شکاف نسلی اشاره کرد، وقتی شاهد تفاوت در ارزشها، سبک زندگی و اولویتهای نسل جوان با نسل گذشته هستیم، این شکاف همچنان عمیق و عمیق تر می شود. وقتی عملکرد فردی با کلیت نهاد مرتبط می شود و خطاهای رفتاری یا اخلاقی برخی از روحانیون به کل نهاد روحانیت و حتی حکومت تعمیم داده میشود، این بدبینی تشدید می شود. از دیگر سو شاهد برآورده نشدن انتظارات نسل جوان هستیم. جوانان با توجه به شعارهای آرمانی، انتظارات بالایی داشتهاند که در برخی حوزهها محقق نشده است. البته نمی توان از عدم تناسب گفتمانی غافل شد. گاهی زبان و بیان سنتی روحانیت با زبان و دغدغههای نسل جوان همخوانی ندارد، و زبان مشترکی بین این دو وجود ندارد و فاصله میانشان هر روز بیشتر و بیشتر می شود. از سویی تصویر روحانیت در میان مردم و نسل جوان، تصویری سیاست زده است، درک عمومی از روحانیت بیشتر در چارچوب مسائل سیاسی تعریف شده تا کارکردهای اجتماعی و معنوی.
با توجه به اینکه بحث اقتصادی برای مردم ایران در دهه ی اخیر و شکاف طبقاتی حاصل از آن در جامعه ی ایرانی، بحثی مهم و اثرگذار در نحوه ی شکل گیری افکار عمومی است، القای دشمن جهت تثبیت جایگاه روحانیت به عنوان قشری مرفه در افکار عمومی موفق بوده و با آنکه قشر گسترده ای از روحانیت به لحاظ اقتصادی از دهک پایینی در جامعه برخورداند، اما تصور و دید عموم جامعه نسبت به ایشان متفاوت است. استعمار با ابزار رسانه چنان نقطه زن و قوی پایه های عقیدتی مردم را نشانه گرفته که شاید بازگشتن به جایگاه سابق کمی دشوار باشد اما غیرممکن نیست.
برای بازگرداندن روحانیت به جایگاه اصلی خود در نزد مردم و بازسازی اعتماد و احیای جایگاه راهکارهایی پیشنهاد می شود:
۱. بازگشت به کارکردهای اصلی
با تأکید بر نقش معنوی و اخلاقی و تقویت وجهه روحانیت به عنوان معلمان اخلاق و معنویت، نه صرفاً بازیگران سیاسی، در شکل گیری تصویری جدید از روحانیت در نزد قشر جوان و عموم مردم می توان گامی مؤثر برداشت. با احیای نقش اجتماعی روحانیت و مشارکت فعالتر در حل مشکلات مردم (فقر، اعتیاد، آسیبهای اجتماعی) در میدان عمل نیز امکان کاهش فاصله میان ایشان و دیگر اقشار جامعه وجود دارد. البته روحانیون همیشه مظلومانه و با تمام قوا در تمام عرصه های حساس کشور از جمله جنگ، سیل، زلزله و ... یاری رسان مردم بوده اند اما به دلیل پرهیز از خودنمایی و ریا، این فعالیت ها را رسانه ای نکرده اند. اکنون در جنگ رسانه لازم است این تصاویر بیشتر در معرض دید مردم قرار داده شود تا مردم از زحمات این قشر مطلع شوند.
۲. اصلاحات درونساختی
با ایجاد بستر و سازوکارهای شفاف برای پاسخگویی به سؤالات و انتقادات مردمی و نیز ارتقای کیفیت آموزش و بهروزرسانی روشهای آموزشی در حوزههای علمیه با توجه به نیازهای زمانه می توان امید به کاهش شکاف و احیای جایگاه روحانیت نزد مردم داشت. البته در این امر مهم گزینش سختگیرانهتر در در پذیرش طلاب و توجه بیشتر به صلاحیتهای اخلاقی و علمی ایشان مورد تأکید است.
۳. گفتوگوی بیننسلی
ایجاد فضای گفتوگوی صادقانه و بدون پیشداوری با نسل جوان و شناخت دغدغههای جوانان می تواند خیلی مؤثر باشد. بازتعریف زبان ارتباطی و استفاده از زبان، نمادها و رسانههایی که برای جوانان جذاب و قابل فهم است، همچنین پرورش روحانیون جوان و آموزش روحانیونی که بتوانند پل ارتباطی با نسل جوان باشند، در ایجاد این فضا مؤثرند.
4. بازسازی سرمایه اجتماعی
روحانیون با مشارکت در فعالیتهای مردمی، حضور فعال در کارهای خیریه، حل اختلافات محلی، و مسائل اجتماعی، همچنین با تقویت روحیه ی انتقادپذیری و ایجاد فضایی برای نقد داخلی و پاسخگویی به اشکالات، می توانند نقشی پر رنگ در میان مردم را بر عهده بگیرند.
5. استفاده از ظرفیتهای جدید
تهدیدهای بستری که زیرساختش توسط دشمن طراحی شده را می توان به فرصتی بزرگ تبدیل کرد. روحانیون با فعالیت سازنده در فضای مجازی و تولید محتوای جذاب و عمیق دینی مناسب فضای دیجیتال، می توانند گامهای مؤثری در تعمیق روابط با مخاطب بردارند. هرچند نسل قبلی حوزه با فعالیت های رسانه ای ارتباط چندانی نداشتند اما در سالهای اخیر شاهد فعالیت نسل جدید در این فضا هستیم که آینده ای روشن را ترسیم می کند. از سویی لازم است از این فضا برای تعامل بیشتر با نخبگان علمی و شکل گیری گفتوگوی سازنده با دانشگاهیان و روشنفکران، بیشتر بهره برده شود. وقتی بنیانگذار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) بر وحدت حوزه و دانشگاه تأکید داشتند و حتی روزی به نام روز وحدت حوزه و دانشگاه معرفی کردند، می توان از فضای تعاملی که در رسانه شکل گرفته ارتباطی عمیق میان حوزویان و دانشگاهیان جهت جذب حداکثری نسل جوان و ارتباط با عموم مردم و شناخت نظام مسائل ایشان و تلاش جهت رفع آن، از طریق همین فضا اقدام نمود.
جایگاه روحانیت در ایران امروز اگرچه با دوران تحریم تنباکو تفاوتهایی اساسی کرده، اما ظرفیت بازسازی و نوسازی را دارد. کلید این تحول در بازگشت به خصلتهای اصلیای است که روزی روحانیت را به نهاد مردمی قدرتمندی تبدیل کرده بود: استقلال، صداقت، قربانیگری و زندگی در متن مردم. روحانیت باید بار دیگر خود را نه به عنوان بخشی از ساختار قدرت، بلکه به عنوان «وجدان بیدار جامعه» تعریف کند که میتواند هم حامی ارزشهای دینی باشد و هم ناقد صادق کاستیها.
این تحول نیازمند شجاعت برای نقد خود، انعطاف برای تطبیق با نیازهای زمانه، و عشق واقعی به خدمت به مردم است. همان مردمی که روزی با شکستن قلیانهای خود، از میرزای شیرازی حمایت کردند، امروز نیز مشتاق رهبری معنوی و اخلاقی هستند که عزتمند، مستقل و دلسوز باشد. احیای این رابطه تاریخی ممکن است، اما نیازمند تلاش صادقانه و تغییرات عمیق درونساختی است.
زهرا صالحی فر، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه، دانشگاه باقرالعلوم.
نظر شما