به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ پس از جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵، روایتهای متعددی در رسانههای بینالمللی شکل گرفت. بر اساس مستندات موجود، اگرچه برخی رسانههای غربی تلاش داشتند این درگیری را در چارچوب عملیاتهای محدود اسرائیل و آمریکا تعریف کنند، اما وقوع آتشبس و اذعان ضمنی به درخواست آن از سوی تلآویو، تصویر متفاوتی را به نمایش گذاشت.
برخی تحلیلگران غربی صراحتا به قدرت بازدارندگی ایران اذعان کردند. یک روزنامهنگار در MSNBC به نام Zeeshan Aleem در تحلیل خود در ۱۶ فوریه ۲۰۲۶ به این نتیجه رسید که استراتژی حمله به ایران نه تنها موفق نبوده، بلکه نتیجه عکس داشته است. او نوشت: «حتی دلیلی برای این تفکر وجود دارد که تصمیم ناگهانی ترامپ برای منفجر کردن مذاکرات و بمباران ایران میتواند نتیجه معکوس دهد و ایران را متقاعد کند که بیش از هر زمان دیگری به بازدارندگی هستهای نیاز دارد».
از سوی دیگر، رسانههای ایرانی با استناد به اظهارات مقامات نظامی و تحلیلگران، این جنگ را یک پیروزی استراتژیک توصیف کردند. سردار علیمحمد نائینی، سخنگوی سپاه پاسداران، در خبرگزاری ابنا اعلام کرد: «جنگ ۱۲ روزه تحمیلی در ژوئن ثابت کرد که گزینه نظامی علیه ایران شکست خورده است». همچنین خبرگزاری مهر در تحلیلی نوشت که ایران در این جنگ نشان داد که یک بازیگر منفعل نیست و توانایی تصمیمگیری سریع، مدیریت میدان نبرد و نفوذ به دفاع دشمن را دارد.
از سوی دیگر متجاوز بودن اسرائیل به غیرایرانیها در سراسر دنیا اثبات شد. روایتهای متعددی در رسانههای غربی و منطقهای وجود داشت که نشان میداد افکار عمومی بینالمللی به این نتیجه رسیده است که تلآویو به دنبال تغییر فضای رسانهای است. بر اساس گزارشهای پارس تودی و خبرگزاری ابنا، مرکز پایش رسانه از فشار بیسابقه لابیهای اسرائیلی بر رسانههای غربی برای تغییر روایت علیه ایران خبر داد. این تحلیلها نشان میداد که اسرائیل به دلیل تلفات سنگین در غزه، تلاش میکند با برجسته کردن روایتهای منفی علیه ایران، فشار بینالمللی را از روی خود بردارد.
علاوه بر این، پرس تیوی در گزارشی به قلم حامد خسروشاهی به واکاوی این موضوع پرداخت و نوشت که رسانههای جریان اصلی جهانی با جانبداری آشکار از آشوبگران، سعی در پنهان کردن ماهیت متجاوزگرانه اسرائیل داشتند، اما شکست نظامی تلآویو و درخواست آتشبس توسط این رژیم، واقعیت میدان را به نمایش گذاشت.
پس از این جنگ، تصویر ایران در رسانههای جهان به عنوان یک قدرت نظامی دارای بازدارندگی موثر تثبیت شد. روزنامه تهران تایمز در تحلیل ۱۵ فوریه ۲۰۲۶ نوشت که حتی تحلیلگران غربی نیز اذعان میکنند که توانایی بازدارندگی ایران در سالهای اخیر تقویت شده و هرگونه درگیری میتواند دامنه بحران را در سراسر منطقه گسترش دهد.
از سوی دیگر، خبرگزاری خاوران با اشاره به مستندی که ایران به زبان عبری ساخته بود، گزارش داد که مقامات امنیتی اسرائیل اذعان کردهاند ایران در جریان این درگیری به شبکههای نظارتی شهری اسرائیل نفوذ کرده و کنترل دوربینها را لحظاتی پیش از اصابت موشک به مؤسسه وایزمن به دست گرفته بود. همچنین در گزارش دیگری از این رسانه، سخنگوی سپاه اعلام کرد که در پاسخ به حمله اسرائیل، مرکز موساد مورد اصابت قرار گرفت و ۳۶ اپراتور اسرائیلی کشته شدند.
بر اساس مستندات موجود، اگرچه رسانههای غربی تلاش گستردهای برای مدیریت افکار عمومی علیه ایران انجام دادند، اما نمایش قدرت نظامی ایران و اثبات شکست گزینه نظامی، باعث شد که تصویر "ایران قوی" در افکار عمومی جهان و حتی میان نخبگان غربی برجسته شود. متجاوز بودن اسرائیل نیز اگرچه در پوشش رسانههای جریان اصلی کمرنگ شد، اما اذعان مقامات این رژیم به نفوذ سایبری ایران و تلفات سنگین، عملاً واقعیت میدان را به نمایش گذاشت.
پس از جنگ دوازده روزه تصویر "ایران قوی" در افکار عمومی جهان برجسته شده است. این تصویر، دقیقاً همان چیزی است که امروز شاهد تبلور عملی آن در عرصه دیپلماسی و قدرت نظامی هستیم. قدرت بازدارندگی ایران اکنون به یک گفتمان مسلط در محاسبات راهبردی تبدیل شده است. رسانهها و تحلیلگران غربی، دیگر تواناییهای ایران را نه به عنوان یک تهدید دور، بلکه به عنوان یک متغیر قطعی و تأثیرگذار در معادلات منطقه میبینند.
حالا این سؤال پیش می آید که چرا ترامپ ناوهای هواپیمابر را به سمت ایران فرستاد؟ اقدام ترامپ در ارسال ناوهای هواپیمابر، پاسخی مستقیم به همان تصویری است که از ایران در چشم دنیا ساخته شده است. این یک "نمایش قدرت" برای به چالش کشیدن اقتدار تثبیتشده ایران است. تحلیل این حرکت را میتوان در چند محور بررسی کرد:
نمایش قدرت برای مقابله با اقتدار ایران: اعزام دو ناوگروه هواپیمابر عظیم به منطقه، یک "نمایش قدرت" کلاسیک آمریکایی برای تحتالشعاع قرار دادن دستاوردهای ایران است. هدف، ایجاد یک "ابرقدرتنمایی" در مقابل "اقتدارنمایی" ایران و القای این پیام به متحدان منطقهای و افکار عمومی است که همچنان هژمونی نظامی آمریکا بیرقب است.
ابزار فشار در مذاکرات: این اقدام، صرفاً یک تهدید نظامی نیست، بلکه یک برگ فشار قدرتمند در بازی دیپلماسی است. ترامپ صراحتاً اعلام کرده که "ترس، یک انگیزهدهنده قدرتمند در مذاکرات دشوار با ایران است" هدف، وادار کردن ایران به پذیرش شروط فراتر از توافق هستهای (مانند محدودیت موشکی و مسائل منطقهای) با ایجاد فضای ارعاب و تهدید است.
واکنش به بنبست دیپلماتیک: با توجه به پایان مهلت ۶۰ روزه ترامپ برای دستیابی به توافق و عدم نتیجهبخش بودن مذاکرات اولیه در عمان، واشنگتن به دنبال تشدید فشار برای تغییر معادله است. این کارزار نظامی-دیپلماتیک، راهبردی برای "صلح از طریق قدرت" نامیده شده است.
توان نظامی ایران پاسخگویی زیاده خواهی های استعمار
ایمان ما به توان نظامی ایران، ریشه در واقعیات میدانی دارد که توسط منابع بینالمللی نیز تأیید میشود. توان ایران در سطحی است که هرگونه ماجراجویی را با هزینهای غیرقابل تحمل برای آمریکا همراه کند و این میتواند منجر به شکست راهبردی و در نتیجه "شرمندگی" برای ترامپ شود. توان موشکی و پهپادی ایران بر همگان اثباتشده است. ایران دارای یکی از بزرگترین و متنوعترین زرادخانههای موشکی در خاورمیانه است. در جنگ ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵، ایران بیش از ۵۵۰ موشک بالستیک و ۱۰۰۰ پهپاد به سمت اسرائیل پرتاب کرد. اگرچه سامانههای پدافندی بسیاری از آنها را رهگیری کردند، اما نفوذ همین تعداد محدود نیز تلفات و خسارات قابل توجهی بر جای گذاشت.
از سویی دیگر ایران قابلیت هدفقراردادن پایگاههای آمریکا در منطقه را دارد و هشدار آن را نیز داده است. موشکهای میانبرد و کوتاهبرد ایران بهراحتی میتوانند پایگاههای نظامی آمریکا را در سراسر منطقه، از جمله در قطر (العدید)، بحرین، عراق و امارات متحده عربی هدف قرار دهند. حمله ایران به پایگاه عین الاسد در سال ۲۰۲۰، نمونه عملی این توانایی بود.
به قول مقام معظم رهبری دام ظله دیگر دوران "بزن دررو" تمام شده است. (۱) ایران دیگر یک کشور "منزوی" در میدان نبرد نیست. به گفته تحلیلگران، تهران خود را مرکز "شبکهای از تقابلها" میداند. فعالسازی همزمان متحدان منطقهایاش (محور مقاومت) نظیر حوثیها در یمن و حزبالله در لبنان، میتواند جبهههای متعددی را علیه آمریکا و متحدانش باز کند و توان آنها را تحلیل ببرد.
مقام معظم رهبری بیان داشتند که "اگر جنگی شکل بگیرد یک جنگ منطقه ای خواهد بود". (۲) این یک پیام روشن است. به این معنی که ایران قابلیت ضربه زدن به اقتصاد جهانی را دارد. تهدید به بستن تنگه هرمز، که ۲۰ تا ۲۱ درصد از نفت جهان از آن عبور میکند، یک اهرم فشار اقتصادی عظیم است. حتی مختل شدن نسبی تردد در این تنگه میتواند قیمت نفت را به شدت افزایش داده و یک شوک اقتصادی جهانی ایجاد کند که هزینه آن برای آمریکا و متحدانش بسیار سنگین خواهد بود. از سویی هشدار فرماندهان نظامی به صراحت به ترامپ مورد توجه است که وارد شدن به جنگ با ایران، برای او یک "درس فراموشنشدنی" و یک "نبرد پندآموز" خواهد بود.
در نهایت ایمان ما به پیروزی حق بر ظلم است چرا که ما وعده ی الهی را حق می دانیم، همانجا که فرمود: "فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ" ایمان به پیروزی حق بر باطل، یک اصل قرآنی و اعتقادی است. اما این ایمان، به معنای انتظار منفعلانه برای پیروزی نیست. این ایمان، در طول تاریخ انقلاب اسلامی، همواره با "عزم"، "آمادگی"، "تدبیر" و "اتکا به توان داخلی" همراه بوده است.
پیروزی ما در برابر این موج فشار، محصول تلفیق همین ایمان با واقعیات میدانی است که تحلیلگران بینالمللی نیز به آن اذعان دارند. امروز، دشمن به خوبی میداند که هرگونه تعرض به ایران، با پاسخی قاطع، هوشمندانه و دردناک مواجه خواهد شد. این همان "قدرت بازدارندگی" است که حاصل ایمان و عمل ماست. همانطور که سردار نائینی بعد از جنگ ۱۲ روزه فرمودند: "گزینه نظامی علیه ایران شکست خورده است". این شکست، نه فقط یک شکست نظامی، بلکه شکست محاسباتی و راهبردی برای دشمن است که قطعاً موجب سرافکندگی و شرمندگی آنان در برابر چشمان جهان خواهد شد.
زهرا صالحی فر، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه باقرالعلوم.
پاورقی
۱. بیانات مقام معظم رهبری در جمع کارگران به مناسبت روز کارگر در تاریخ ۱۳۹۷/۰۲/۱۰
۲. بیانات مقام معظم رهبری در جمع مردم به مناسبت روز آغاز دهه فجر در تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۱۲
۳. سوره مائده، آیه ۵۶
نظر شما