خبرگزاری بین المللی اهل بیت (ع) ـ ابنا : صلح در اسلام یک مفهوم ساده و تکبعدی نیست. نمیتوان گفت «صلح خوب است» یا «جنگ بد است» و ماجرا تمام شود. در شرایط جنگی کشور بعضی افراد خواهان صلح با دشمن و نشستن مجدد پای میز مذاکره هستند. برای بررسی خواسته آنها ابتدا باید صلح از منظر اسلام بررسی شود. صلح در اسلام دارای مؤلفهها، شرایط و مرزهای مشخصی است که اگر رعایت نشود، دیگر صلح نیست، ذلت است. برای درک بهتر، این مؤلفهها را در چند محور اصلی بررسی میکنیم:
۱. اصل بنیادین: صلح وقتی ارزشمند است که با عزت همراه باشد.
در اسلام، صلح هدف نهایی نیست، بلکه وسیلهای برای رسیدن به زندگی شرافتمندانه و عادلانه است. قرآن صراحتاً میفرماید: «وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ» (۱) «اگر دشمنان به صلح گراییدند، تو نیز به صلح گرای و بر خدا توکل کن.» اما این آیه در بستر خاصی نازل شده است. پیش از آن، قرآن دستور به آمادگی نظامی کامل میدهد: «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ» (هر چه در توان دارید از نیرو برای مقابله با آنان آماده کنید) (۲) یعنی صلح باید از موضع قدرت باشد، نه از موضع ضعف.
صلح ذلتبار (صلحی که در آن مسلمانان مجبور به پذیرش شرایط تحقیرآمیز شوند) در اسلام ممنوع است. امام حسین (ع) فرمود: «هیهات منا الذلة» (ذلت از ما دور است)، بنا بر تفسیر این آیه در می یابیم که مسلمانان باید در اوج قدرت باشند تا تقاضای صلح از سوی دشمن باشد. (۳)
۲. پرهیز از ظلم و تجاوز؛ حتی در صلح
قرآن مرز روشنی تعیین میکند: «وَلا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَیٰ أَلَّا تَعْدِلُوا» (۴) «دشمنی با گروهی شما را به ترک عدالت وادار نکند». یعنی حتی با دشمن هم باید عادلانه رفتار کرد. اما این عدالت به معنای سادهلوحی نیست. امام علی (ع) در نامه به مالک اشتر میفرماید: «دعوت به صلح از سوی دشمن را رد مکن، زیرا صلح مایه آرامش لشکریان و آسودگی از رنجهاست. ولی پس از صلح، از دشمن سخت برحذر باش که گاه دشمن نزدیک میشود تا غافلگیر کند.» (۵) عدالت در صلح به معنای چشمبستن بر ماهیت دشمن نیست. باید همزمان با پایبندی به تعهدات خود، هوشیاری کامل نسبت به پیمانشکنی طرف مقابل داشت.
۳. پیمانشکنی دشمن و تکلیف مسلمانان
یکی از مهمترین مؤلفههای صلح در اسلام، بحث پیمانها و تعهدات است. قرآن میفرماید: «وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا» (۶) «شما را چه شده که در راه خدا و [برای نجات] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمیجنگید؟» این آیه نشان میدهد که گاهی جنگ نه تنها حق، که وظیفه است؛ وقتی پای ظلم و ستم در میان باشد. اما نکته ظریف اینجاست که حتی در این حالت، هدف نهایی جنگ، رسیدن به صلح عادلانه است.
آن چه از این آیات برداشت می شود آن است که پایبندی به پیمانها یک طرفه نیست. اگر طرف مقابل پیمان شکست، مسلمانان نیز در تعهدات خود بازنگری میکنند.
۴. قدرت، بستر صلح عزتمندانه
شاید مهمترین مؤلفه صلح در اسلام، ارتباط مستقیم آن با قدرت است. امام علی (ع) فرمود: «اَلْقُوَّةُ تُحَسِّنُ الرِّفْقَ، وَ الْعَجْزُ یُقَبِّحُ الشِّدَّةَ» «قدرت، مدارا را زیبا میکند، و ناتوانی، سختگیری را زشت مینماید.» (۷) یعنی اگر از موضع قدرت باشی، میتوانی مدارا کنی و صلح برقرار کنی. اما اگر ناتوان باشی، حتی سختگیریات هم بیاثر است. به تعبیر دیگر صلح از موضع قدرت مساوی است با عزت، امنیت، ثبات و صلح از موضع ضعف برابر است با ذلت، وابستگی، اضمحلال. قرآن نیز میفرماید: «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ» (برای مقابله با دشمنان، هر چه در توان دارید از نیرو آماده کنید). هدف از این آمادگی، جنگیدن نیست. هدف، بازدارندگی و ایجاد شرایطی است که دشمن جرأت حمله پیدا نکند. این همان چیزی است که امروز در علوم سیاسی «دکترین بازدارندگی» نامیده میشود.
۵. امانداری و پایبندی به تعهدات
اسلام بر وفای به عهد تأکید فراوان دارد، حتی با دشمن. قرآن میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» (۸) «ای مؤمنان! به پیمانهای خود وفا کنید.» اما این وفای به عهد در جایی معنا دارد که طرف مقابل نیز پایبند باشد. در جایی که دشمن پیمان میشکند و خیانت میکند، پایبندی یکجانبه نه فضیلت، که سادهلوحی است. قرآن میفرماید: «فَمَا اسْتَقَامُوا لَکُمْ فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ» (تا وقتی آنان با شما از در راستی درآمدند، شما نیز با آنان از در راستی درآیید). از این آیات و توصیه ها در می یابیم که وفای به عهد یک خیابان دوطرفه است، نه یکطرفه.
۶. مصلحت امت و اولویتهای جمعی
در اسلام، مصلحت جامعه اسلامی بر خواست فردی مقدم است. گاهی ممکن است صلح با دشمن به نفع امت باشد، حتی اگر برخی افراد خواهان جنگ باشند. و گاهی جنگ بر امت واجب میشود، حتی اگر برخی خواهان صلح باشند. امام علی (ع) در نامه به معاویه، زمانی که معاویه خواهان صلح به شرط واگذاری حکومت به او بود، فرمود: «تو خواهان چیزی هستی که حق تو نیست و مسلمانان را به راهی میخوانی که برای آنان صلاح نیست.» (۹) صلح و جنگ باید بر اساس مصلحت سنجی دقیق و با مشورت صاحبنظران انجام شود، نه بر اساس عواطف زودگذر یا شایعات.
مؤلفههای صلح در اسلام
عزت: صلح نباید به قیمت ذلت و تحقیر مسلمانان تمام شود.
عدالت: حتی با دشمن هم باید عادلانه رفتار کرد.
هوشیاری: پیمانشکنی دشمن را جدی گرفتن و غافلگیر نشدن.
قدرت: صلح باید از موضع قدرت باشد، نه ضعف.
امانداری دوطرفه: پایبندی به تعهدات تا وقتی طرف مقابل پایبند است.
مصلحتسنجی: اولویت منافع جمعی امت بر خواستهای فردی.
حال با این مؤلفه ها آیا طرف مقابل ما که آمریکای جنایتکار است می تواند بر صلحی که بر اساس آموزه ها و اصول دینی و قرآنی ماست، پایبند باشد؟
صلح در اسلام یک قرارداد ساده حقوقی نیست که با امضای چند برگ کاغذ محقق شود. صلح یک وضعیت پایدار است که بر بستر عزت، عدالت، قدرت و هوشیاری شکل میگیرد. اگر این بسترها نباشند، صلح تبدیل به ذلت میشود و ذلت در اسلام حرام است.
امام حسین (ع) فرمود: «مَوْتٌ فِی عِزٍّ خَیْرٌ مِنْ حَیَاةٍ فِی ذُلٍّ» (مرگ با عزت از زندگی با ذلت بهتر است). اسلام صلح را دوست دارد، اما صلحی که با عزت، عدالت، قدرت، هوشیاری، تشخیص دقیق، امانداری دوطرفه و مصلحتسنجی همراه باشد. صلحی که این مؤلفهها را نداشته باشد، در حقیقت صلح نیست، تسلیم است و تسلیم در برابر ظالم در اسلام ممنوع.
زهرا صالحی فر، کارشناس ارشد قرآن و حدیث، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه باقرالعلوم.
پاورقی
۱. سوره انفال، آیه ۶۱.
۲. سوره انفال، آیه ۶۰.
۳. تفسیر نور، محسن قرائتی، ج۳، ص۳۴۸.
۴. سوره مائده، آیه ۸.
۵. نهج البلاغه، نامه ۵۳.
۶. سوره نساء، آیه ۷۵.
۷. نهج البلاغه، حکمت ۱۶۹.
۸. سوره مائده، آیه ۱.
۹. نهج البلاغه، نامه ۲۸.
نظر شما