۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۸
از غیبت ولی خدا تا غیبت ولیّ فقیه

همیشه از کودکی برایمان سوال بود که چرا باید از دیدن امام محروم باشیم؟ آیا مردم عصر غیبت، بی‌لیاقت‌تر از مردمانی هستند که امامان پیشین را می‌دیدند؟ حالا در سال ۱۴۰۵، پس از قرن‌ها و در زمانه‌ای که سایه تهدید و تحریم و ترور همچنان بر سر رهبران الهی سنگینی می‌کند، شاید وقت آن رسیده باشد که مرز میان «غیبت مقدس» و «پنهان‌سازی امنیتی»، میان «تقدیر الهی» و «توطئه مستکبران» را یک بار برای همیشه از هم تفکیک کنیم.

 خبرگزاری بین المللی اهل بیت (ع) - ابنا: از همان کودکی، پرسش بی‌پاسخ ذهنم این بود: «چرا امام زمان غایب است؟ اگر مردم زمانه باعث غیبت شده‌اند، یعنی ما بدترین مردمان تاریخیم؟» بچه که بودم، با خودم می‌گفتم نکند امامان دیگر برای مردمانی آمده‌اند که شایسته‌تر بودند و فقط ما ماندیم و چشمانی که از دیدن حجت خدا محروم است.

 اما وقتی بزرگ‌تر شدم و مطالعه کردم، دیدم قصه از جایی دیگر آب می‌خورد. ماجرا فقط «بد بودن مردم» نبود؛ ماجرا «بد شدن فزاینده حکومت‌ها» بود.

 حکایت حکومت‌هایی که امام را به پستوی خانه بردند

 تاریخ شیعه، تاریخ تنگ شدن حلقه محاصره است. مردمان کوفه، امام علی (ع) را می‌دیدند، اما با سکوتشان او را تنها گذاشتند. مردمان مدینه، امام سجاد (ع) را می‌دیدند اما او را به حاشیه راندند. این روند آنقدر پیش رفت که در دوره امام هادی و امام عسکری (ع)، دیگر حاکمان عباسی حتی تحمل حضور فیزیکی امام در کوچه و بازار را هم نداشتند! آنها امام را به اجبار در یک منطقه نظامی («عسکر») ساکن کردند و ارتباطشان با مردم را به وسیله چند وکیل مخفیانه محدود نمودند.

 ظلم، دیگر فقط شلاق نبود؛ ظلم به جایی رسید که نفس کشیدن «حجت خدا» در جامعه ممنوع شد. این فشار به قدری زیاد شد که جان آخرین ذخیره الهی در خطر افتاد و خداوند به حکمت خود، خورشید را پشت ابر برد. خورشیدی که هنوز گرمابخش است، اما دیده نمی‌شود. این غیبت، یک تنبیه برای ما نبود؛ یک پناه امن برای اصلاح جهان در روز موعود بود.

 حالا در سال ۱۴۰۵ هجری شمسی و پس از گذشت بیش از یازده قرن، با جان و دل علت غیبت امام زمان را درک می کنم. اینکه ما «ولی‌فقیه» را داریم؛ جانشین امام زمان که به نیابت از او برایمان حکومت می‌کند، اما به سبب بیم گزندی که از استعمار و استکبار جهانی بر جان ایشان می رود فعلاََ صلاح بر پنهان ماندن ایشان است.

 آمریکا و اسرائیل همان عباسیان و متوکلین عباسی و حجاج یوسف هاس سفاک و خونریزند که امروز با کت و شلوار و کروات با ژشت روشنفکری با وقاحت تمام دنبال آسیب رساندن به ولیّ فقیه ما هستند. اما خدا با ماست. این وعده ی الهی است که هر کس یاری اش کند، خودش به یاری او می آید. خدا خواست که مجتبی خامنه ای را برای ما نگهدارد و ان شاءالله به زودی با نابودی اسرائیل و آمریکا از پرده بیرون خواهد آمد و دهان یاوه گویان را خواهد بست.

 فعلا صلاح بر این است که رهبر جدید در اجتماعات ظاهر نشوند، این نشانه ترس ما نیست؛ این «مصلحت حفاظت» است، تا جان ایشان از تیغ دشمن در امان بماند.  این کار برای حفظ «امت» است. وقتی ولی‌فقیه شهید می‌شود، مجلس خبرگان رهبری در معرض دید همگان تشکیل جلسه می‌دهد و پرچم را به دست عالمی دیگر می‌سپارد. این یعنی ما هنوز لایق «دیدن» نایب امام هستیم، حتی اگر دشمنان قسم‌خورده، لحظه‌ای از کینه‌ورزی دست برندارند.

 ما قربانی تداوم همان حکومت‌های ظالمیم. چون حکومت‌های ظالم (که حالا نامشان آمریکا، اسرائیل و هم‌پیمانانشان است) نمی‌گذارند ولیّ ما در صحت و سلامت کامل باشد. آنها وارثان همان دشمنانی هستند که امامان را به شهادت رساندند. آنها نمی‌گذارند خورشید ولایت بدون حجاب تهدید بتابد. این یک «خسارت بزرگ» است که دشمن به ما تحمیل کرده، نه قهر خدا.

 پس این بار سنگین را از روی شانه‌هایم برمی دارم که تا به حال خیال می کردم چشمان ما لایق دیدن روی حضرت نیست بلکه؛ مشکل از «استکباری» است که از سقیفه شروع شد، از کربلا عبور کرد و امروز به خیابان‌های غزه و بیروت رسیده است و در همان مسیر، رهبران الهی ما را زیر فشار می‌گذارد. ما لایق دیدن‌ایم، به شرط آنکه چشمانمان را به روی این مبارزه تاریخی باز کنیم و زیر بیرق نایب امام، تا ظهور آن یار غایب از نظر، محکم بایستیم.

 در آخر اینکه چه زیباست که بدانیم، امام غایب ما در پاسخ به دغدغه این دل‌های مضطرب فرمود: «اما چگونگی بهره‌مندی از من در دوران غیبتم، همچون بهره‌مندی از خورشید است هنگامی که ابرها آن را پوشانده باشند.» این ابر اگر از جنس ظلم و استکبار است، وظیفه ما دمیدن بادِ قیام و آگاهی است، نه نشستن و غصه بی‌لیاقتی خوردن.

 زهرا صالحی فر، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه باقرالعلوم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha