خبرگزاری بین المللی اهل بیت علیهم السلام _ ابنا: تاریخ مقاومت اسلامی در لبنان، علاوه بر قهرمانیهای مردان در خط مقدم، مدیون فداکاری زنانی است که بیهیاهو و در سکوت، زیربنای ایمانی و روانی این نبرد را فراهم آوردند. هنگام تحلیل پیروزی حزبالله در بیرون راندن اسرائیل از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ و سپس ایستادگی معجزهآسا در جنگ ۳۳ روزه، نگاهها اغلب به توان نظامی و سازمانی مقاومت معطوف میشود. اما پرسش اصلی اینجاست: آن «اذن الهی» که قرآن رمز غلبه گروه اندک بر گروه بسیار میداند، در این مصاف تاریخی چگونه محقق شد؟ زنان لبنانی با جهادی از جنس تقویت باورها، حفظ طمأنینه و ایجاد قرار روانی برای همسران مجاهد خود، مجرای تحقق این وعده قرآنی شدند و فقدان این عنصر در سوریه، موجب ناکامی مقاومت در آن سو شد.
مفهومشناسی «اذن الهی»؛ از وعده غیبی تا سنت میدانی در قرآن کریم:
«اذن» صرفاً به معنای دستور تکوینی نیست، بلکه نوعی گشایش و مجوز الهی برای جریانیافتن امداد غیبی در بستر اسباب زمینی است. خداوند در سوره بقره، طالوت و یارانش را با همین تعبیر «باذن الله» پیروز می داند و در سوره آل عمران نیز نصرت در بدر را به اذن خود منوط میکند. مفسران بزرگی چون علامه طباطبایی تصریح کردهاند که «اذن الله» یک قانون الهی است که شروطی دارد: صبر، تقوا، ثبات قدم، و مهمتر از همه، توکل حقیقی. (۱) اما توکل حقیقی چگونه در دل یک رزمنده شکل میگیرد که بتواند با آرامش در دل خطر قدم بگذارد؟ اینجاست که نقش زن بهمثابه «نفس مطمئنه» خانواده و پشتوانه روانی مرد، حیاتی میشود.
زنان لبنان؛ مجاهدان ساکت پشت جبهه
در روستاهای جنوب لبنان، از بنت جبیل تا مارون الراس، زنان شیعه با کمترین امکانات مادی، بزرگترین جهاد را به دوش کشیدند: جهاد ایمانداری و ایمانپروری. این زنان، که خود در فقر و محرومیت زندگی میکردند، نهتنها مانع رفتن همسرانشان به میدان نبرد نشدند، بلکه با دستان خود آنان را تجهیز میکردند و هنگام خداحافظی، به جای اشک و زاری، با تکبیر و صلوات، روحیه میدادند. مادری که فرزند شهیدش را با لالایی «هنیئاً لک الشهادة» میخواباند، همسری که پیکر قطعهقطعه شده همسرش را با سربلندی تشییع میکرد، اینها تصاویری بودند که خیال مردان در میدان را از هرگونه دلواپسی نسبت به سرنوشت خانواده آسوده میساخت.
یک رزمنده حزبالله در اعماق سنگرهای مرزی، وقتی میدانست همسرش با ایمان کامل بار زندگی را به دوش میکشد و در نبود او نهتنها فرو نمیپاشد که فرزندان را برای ادامه راه تربیت میکند، دیگر هیچ تردیدی به دل راه نمیداد. این اطمینان و طمأنینه، دقیقاً همان شرط تحقق اذن الهی بود.
طمأنینه؛ بزرگترین سرمایه رزمنده مقاومت
امام علی (ع) میفرماید: «الجهاد باب من ابواب الجنة فتحه الله لخاصة اولیائه»؛ جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند آن را برای اولیای خاص خود میگشاید. (۲) اما ورود به این در، نیازمند آن آرامش درونی است که قرآن آن را «طمأنینه» میخواند. رزمندهای که دلنگران خانواده، معیشت و روحیه همسرش باشد، نمیتواند با آن تمرکز و صلابت روحی وارد معرکه شود. زنان لبنان اما با ایثار خود، این دغدغه را از دوش مردان برداشتند. در جنگ ۳۳ روزه، وقتی بیروت و جنوب زیر شدیدترین بمبارانها بود، زنان مقاومت به جای فرار، در کنار مردان ماندند و با پختن نان، پرستاری از مجروحان و تحویل پیامها، عملاً عضو غیرمسلح این نبرد شدند. این تصویر از مشارکت همهجانبه زنانه، مرد را چنان در ایمان خود ذوب میکرد که دیگر مرگ را نه پایان، که آغاز میدید.
مقایسه با سوریه؛ چرا اذن الهی در آنجا محقق نشد؟
در مقابل، در بحران سوریه، با وجود تلاشهای جبهه مقاومت، آن انسجام ایمانی و روانی که در لبنان دیدیم، تکرار نشد. یکی از عوامل کلیدی این تفاوت، ناتوانی بخش قابل توجهی از زنان سوری در ایفای نقش مشابه زنان لبنانی بود. در حالی که مقاومت نیازمند پشتیبانی روانی و ایمانی مستمر بود، بسیاری از زنان سوری تحت تأثیر رسانه، ترس، شایعات، و گاه تطمیع جریانهای مخالف، به جای تقویت روحیه همسران، خود عامل تضعیف آن شدند.
وقتی زنی از همسرش بخواهد که میدان را ترک کند، یا با نگرانیهای معیشتی مداوم، تمرکز او را از جهاد به سمت معاش منحرف سازد، عملاً چرخهای تحقق اذن الهی را از کار میاندازد. فرماندهان مقاومت بارها نقل کردهاند که یکی از مشکلات اصلی در برخی مناطق سوریه، نبود «پشتیبانی نرم» از سوی خانوادهها بود که باعث فرسایش روحیه رزمندگان میشد. زن لبنانی با یقین به وعده الهی رزق و نصرت، همسرش را از قید تعلقات دنیوی رها میساخت؛ اما زن سوری، با دغدغههای حلنشده، او را گرفتار زمین نگه میداشت.
جهاد اندک با امکانات ناچیز؛ الگوی قرآنی لبنان
زن لبنانی با کمترین امکانات مادی، بزرگترین جهاد را به ثمر رساند. در اردوگاههای فقیرنشین ضاحیه، زنانی که گاه حتی نان شب خانوادهشان تأمین نبود، با اتکا به ایمانی که در سینه داشتند، مانع از آن شدند که فقر، همسرانشان را از میدان جهاد بازگرداند. آنان عملاً مفهوم «فئة قلیلة» در آیه را تکمیل کردند: «کَم مِّن فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللّهِ» (۳) گروهی اندک از زنان مؤمن که با دستِ خالی اما دلِ سرشار از یقین، پشتوانه گروه اندکی از مردان مجاهد شدند. این همافزایی ایمانی، مصداق بارز «باذن الله» بود؛ چرا که خداوند نصرت خود را بر دلهای مطمئن و قدمهای استوار نازل میکند. وقتی حضرت زینب (س) در کربلا فرمود: «ما رأیت الا جمیلا»، این جمله نهتنها یک گزارش، که یک استراتژی جهاد زنانه را به نمایش گذاشت؛ استراتژیای که زنان لبنان وارث شایسته آن بودند و با عمل خود، آن را از کربلا به جنوب لبنان آوردند.
اذن الهی وعده دادهشده در قرآن، موهبتی نیست که بهرایگان و بیحساب به هر مدعی مقاومت برسد. این اذن، پاداش آنانی است که با جهاد خاموش خود در خانهها، دلهای مردان را چنان از ایمان و آرامش لبریز کردند که در میدان نبرد، جز به انجام تکلیف الهی نیندیشیدند. زنان لبنان با فداکاری و ایثاری که از عمق باورهایشان برمیخاست، خیال همسران خود را از پشت جبهه راحت کردند و آنان را با طمأنینه کامل روانه میدان ساختند. این طمأنینه، روح اذن الهی بود که گروه اندک حزبالله را بر ماشین عظیم نظامی صهیونیسم و حامیانش چیره ساخت. هرجا که زنان، زینبوار بر عهد خود با حق ایستادند، مقاومت پیروز شد و هرجا که این پایگاه تضعیف گشت، مقاومت آسیب دید. درس لبنان برای کل محور مقاومت روشن است: تحقق وعدههای الهی، از کوچههای ضاحیه و روستاهای جنوب آغاز میشود، از قلب زنانی که رکن رکین این مبارزهاند.
زهرا صالحی فر، کارشناس ارشد قرآن و حدیث، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه باقرالعلوم.
منابع
۱. تفسیر المیزان، علامه محمد حسین طباطبایی، ج۲، ص۱۸۳.
۲. خطبه ۲۸، نهج البلاغه.
۳. آیه ۲۴۹ سوره بقره.
نظر شما