۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۹
ابرقدرتی که از کوه‌ها قوی‌تر است

در قرآن و نهج‌البلاغه، ابرقدرت واقعی نه با سلاح و ثروت که با «عزت الهی»«﴿وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ» «قدرت نرم عدالت» و «نفوذ قلب‌ها» سنجیده می‌شود؛ نه وسعت زمین، که وسعت رحمت و کرامت. قدرت پایدار درر «صلاحیت کارگزاران، دفع ظلم و آبادانی کشور توسط مردم» است و معیارهای مادی مانند لشکر انبوه و خزانه پر را «ابزار» می‌شمارد نه «عزت ذاتی». بر اساس آیه ﴿أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ﴾، یک ابرقدرت الهی باید هم در برابر دشمن سختگیر و هم در میان خود مهربان باشد – و این رمز جاودانگی است، نه بمب اتم و تانک.

خبرگزاری بین المللی اهل بیت (ع)-ابنا: در دنیای امروز، «ابرقدرت» بودن را با تعداد بمب‌افکن، ناو هواپیمابر، تولید ناخالص داخلی، و حق وتو در شورای امنیت می‌سنجند. اما قرآن و روایات، معیارهایی کاملاً متفاوت و گاه متضاد با این نگاه ارائه می‌دهند. سؤال این است: از نگاه خدا و اولیای او، یک «ابرقدرت واقعی» چه ویژگی‌هایی دارد؟

ابرقدرت در قاموس وحی

بخش اول: معیار اول – قدرت بازدارندگی الهی (نه نظامی صرف)

خداوند می‌فرماید:
«وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ»(۱)
(هرچه در توان دارید از نیرو و اسب‌های آماده [تجهیزات جنگی] برای مقابله با دشمنان خدا و دشمنان خود آماده سازید تا بدانها دشمن را بترسانید.)

هدف از این قدرت، بازدارندگی و ایجاد رعب در دل دشمن است، نه آغازگری به جنگ. ابرقدرت قرآنی کسی است که دشمن از حمله به او پشیمان شود، نه اینکه خودش به دیگران یورش ببرد.

امیرالمومنین علی(ع) در نهج‌البلاغه می‌فرماید:
«لا تَکُنْ مِمَّنْ یَخافُ النَّاسَ فی ذَنْبِهِ وَ یَرْجو اللَّهَ فی طاعَتِهِ»(۲)
(از کسانی مباش که در گناهشان از مردم می‌ترسند، اما در طاعتشان به خدا امید دارند.)

یعنی یکی از نشانه‌های ضعف، ترس از غیرخداست. ابرقدرت واقعی کسی است که غیر از خدا از هیچ‌کس نمی‌ترسد؛ نه از آمریکا، نه از ناتو، نه از تحریم و تهدید.

بخش دوم: معیار دوم – عزتِ مستقل (نه عزتِ وابسته)

خداوند در قرآن می فرماید: 
«وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا»(۳)
(خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلط نبخشد.)

این آیه، یک قانون تغییرناپذیر الهی است. ابرقدرت مؤمن، آن است که هیچ «سبیل» (راه نفوذ و سلطه) برای کافران بر او وجود نداشته باشد. یعنی:

-از نظر اقتصادی وابسته نباشد (تحریم که اثر نکند).
- از نظر سیاسی دست‌نشانده نباشد (حق وتوی بیگانه را نپذیرد).
- از نظر فرهنگی ذیل مدل غربی تعریف نشود.

 ابرقدرت ادعایی بی‌عمل نیست؛ عزت باید در عمل و استقلال واقعی خود را نشان دهد.

بخش سوم: معیار سوم – قدرت نرمِ عدالت (نه قدرت سختِ ظلم)

خداوند می‌فرماید:
«لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»(۴)
(ما پیامبران را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب و میزان را نازل کردیم تا مردم به عدالت قیام کنند.)

ابرقدرت قرآنی، قدرتی است که «اقامهٔ قسط» کند، نه استثمار ملت‌ها. قدرت‌های بزرگ امروزی  شاید بمب اتم داشته باشند، اما «میزان» (ترازوی عدالت) را نه برای خود دارند و نه برای دیگران.

چه ابرقدرتی از این بالاتر که می‌تواند قدرت نظامی خود را در برابر دشمن به کار گیرد، اما از سر ظلم و غضب بر مردم بی‌گناه نکوبد.

بخش چهارم: معیار چهارم – پشتوانهٔ غیبی (نه فقط تجهیزات مادی)

 خداوند به بنی‌اسرائیل می‌فرماید:
«إِنِّی مَعَکُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ وَآتَیْتُمُ الزَّکَاةَ... لَأُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَلَأُدْخِلَنَّکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ»(۵)

اما پشتوانهٔ غیبی فقط برای آخرت نیست. در جنگ بدر، سپاه اندک مسلمانان با کمک فرشتگان بر دشمن پیروز شد. ابرقدرت حقیقی آن است که خدا پشت سرش باشد؛ و شرط آن، اقامهٔ فرائض و ترک محرمات است.

پیامبر اکرم (ص) : مَن خافَ اللّه َ عزّ و جلّ خافَ مِنهُ کُلُّ شَیءٍ ، و مَن لَم یَخَفِ اللّه َ أخافَهُ اللّه ُ مِن کلِّ شَیءٍ .(۶)

هرکه از خداوند عزّ و جلّ بترسد، همه اشیاء از او بترسند و هرکه از خدا نترسد، خداوند او را از همه چیز بترساند .

ابرقدرت واقعی را نمی‌توان با ماهواره‌ها رصد کرد؛ در لشکرگاه غیب خداوند است.

بخش پنجم: معیار پنجم – پیروزی نهاییِ حق، نه پیروزی موقتِ زور
«یُرِیدُونَ أَنْ یُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَی اللَّهُ إِلَّا أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ»(۷)
(می‌خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش کنند، ولی خدا جز این نمی‌خواهد که نور خود را کامل گرداند، هرچند کافران ناخشنود باشند.)

ابرقدرت در نگاه قرآن، کسی نیست که امروز بیشترین بمب را دارد، بلکه کسی است که پروندهٔ تاریخ به نفع او تمام می‌شود. قارون با گنج‌هایش فرو رفت، نمرود با عظمت‌اش نابود شد، فرعون با لشکرش غرق گشت. اما مستضعفان وارث زمین شدند. «أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ»(۸)

امیرالمومنین علی(ع) می‌فرماید:
«الدُّنْیَا کُلُّهَا جَهْلٌ إِلاَّ مَوَاضِعَ الْعِلْمِ»(۹)
(تمام دنیا جهل است مگر جاهای دانش.) یعنی دانش، تقوا، صبر و عدالت است که ماندگارند، نه ناو و موشک.

ابرقدرت واقعی، ابرقدرت اخلاقی است

اگر بخواهیم معیارهای ابرقدرت بودن را از نگاه قرآن و روایات در یک جمله جمع کنیم:
«قدرت واقعی آن است که تو از هیچ‌کس نترسی، اما هر ستمگری از تو بترسد.»

آمریکا از بمبش می‌ترسند. چین از اقتصادش. روسیه از گازش. اما مؤمنِ واقعی از خدای خود قدرت می‌گیرد تا نه بترسد و نه بترساند، مگر ظالم را. این همان «عزتِ بدون ذلت»، «قدرتِ بدون ظلم» و «بازدارندگیِ بدون تجاوز» است.


پی نوشت: 

۱.سوره انفال/آیه۶۰

۲.نهج البلاغه،حکمت ۱۵۰ 

۳. سوره نساء/آیه ۱۳۹

۴.سوره حدید/آیه ۲۵

۵. سوره مائده/آیه ۱۲

۶.بحار الأنوار : 77/50/3 

۷. سوره توبه/آیه۳۵

۸. سوره انبیاء/آیه ۱۰۵

۹.التوحید : 371/10 

فیروزه دلداری(پژوهشگر، مشاوره خانواده، فعال رسانه و فضای مجازی)

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha