۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۵
تأثیر حجاب و تقوا بر قبولی عبادات

بین «صحّت» اعمال و «پذیرش» آنها از سوی خدا تفاوت وجود دارد. ممکن است عملی تمام شرایط و اجزای لازم را داشته و خالی از موانع و باطل کننده ها باشد، امّا به خاطر همراه شدن با صفات ناشایستی که اثر سوئی در باطن شخص و مراتب اخلاص و حضور قلبش دارند، مورد قبول درگاه خدا واقع نشود. به تصریح آیات و روایات یکی از مهم ترین شرایطی که مانع قبول عمل می شود، بی تقوایی است. در این بین، با توجّه به تاکید فراوان آیات و روایات بر موضوع حجاب، حیا و عفت و لزوم رعایت آن و وعده های عذابی که به متخطّیان از آن داده می شود، مشخص می شود که زیر پا گذاشتن این حد الهی تا چه اندازه منجر به تقوایی و به تبع آن ممانعت از قبولی سایر اعمال و عبادات فرد می گردد.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: بی حجاب ها و بدحجاب ها، همیشه از سوی آموزه های دینی و باورمندان و مبلغین آن آموزه ها، با این هشدار مواجه می شوند که ممکن است تمامی اعمال نیک و عبادات شان - به واسطه عدم رعایت پوشش شرعی - از سوی خداوند مورد قبول واقع نشود. چنین هشداری چه قدر واقعیت دارد؟ و مبتنی بر چه پایه های استدلالی نظری است؟

آیا واقعا آموزه های اصیل اسلامی چنین دیدگاهی را تأیید می کند؟ اصولا چه ارتباطی بین رعایت شدن یا نشدن یکی از احکام دینی از سوی شخص و پذیرش یا عدم پذیرش سایر اعمالش از سوی خداوند وجود دارد؟ برای پاسخ به این سؤال، در ابتدا توجه خواننده گرامی را به اموری جلب می کنیم تا در پایان روشن گردد چه مسیر استدلالی ای را برای پاسخ این پرسش بااهمیت باید پیمود.

تفاوت صحت عمل با قبول عمل
یکی از مهم ترین موضوعاتی که هنگام صحبت از موضوع «قبولی اعمال» باید به آن توجه داشت، لزوم تمایز قائل شدن بین این مفهوم و مفهوم دیگری به نام «صحت اعمال» است. بسیاری از بزرگان در کتب فقهی این مطلب را یادآور شده اند که شرایط صحت عمل با شرایط قبول‌ متفاوت است.

عمل صحیح عملی است که جامع تمام شرایط و اجزا و خالی از موانع باشد ولی گاه این عمل، با اعمال‌ دیگری پیش و پس از آن، یا صفات ناشایسته ای همراه می گردد که مانع قبولی آن در درگاه خداوند می شود. در واقع ممکن است احکام شرعی عملی از جهت شرایط ظاهری و فیزیکی رعایت شود - به طور مثال نماز انسان با وضو باشد و لباس و بدن و مکان نمازگزار پاک و غیرغصبی باشد – اما در مرحله «قبولی عمل» که بیشتر مربوط به باطن عمل و مراتب اخلاص و حضور قلب است و تشخیص آن برای دیگران مشکل است، موجب تحقق اهداف و فلسفه های نهفته در آن عمل نگردد و مشمول پاداش عظیم الهی وعده داده شده به ادای آن نباشد. (۱)

بله؛ عبادتی که صرفا مشتمل بر شرایط ظاهری است، صحیح است و در این حد که شخص با به جا آوردنش نزد خداوند معذور می گردد، نیاز به قضا ندارد، اما فاقد جنبه بسیار مهمی از معنا و فلسفه آن عبادت است.

حضرت علی(علیه السلام) در بیان ضرورت توجه به موضوع قبولی اعمال می فرماید: «کُونُوا عَلَی قَبُولِ الْعَمَلِ أَشَدَّ عِنَایَةً مِنْکُمْ عَلَی الْعَمَل» (۲)؛ (قبول شدن عمل را بیش از خود عمل مهم بدارید).

اما چه شرایط و صفاتی موجب فراتر آمدن اعمال از مرحله صحت به درجه قبولی می گردد؟

تقوا، شرط صحت عمل
نگاهی اجمالی به مهم ترین شرایط و صفات بیان شده برای قبولی اعمال در آموزه های اسلامی نشان می دهد که نقش «تقوا» و پرهیزکاری در این بین، بسیار پررنگ و تأثیرگذار است. طبق نص آیه ۲۷ سوره مائده اعمال صالح را (خدا، تنها از باتقوایان می‌ پذیرد)؛ «إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقین». بی‌ تقوایان ممکن است عمل صحیحی انجام دهند و اسقاط تکلیفی شود، اما عمل آنها بی ارزش و فاقد پاداش عظیم و فلسفه و روح عمل است. (۳)

روایات وارد شده در بیان این حقیقت که ارتکاب گناه و بی تقوایی اثر بسیار سوء و تخریب کننده ای بر قبولی اعمال و پذیرش عبادات از سوی خداوند دارد، فراوان اند. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود: «به خدا قسم خدا قبول نمی کند عبادتی را که همراه با اصرار بر ارتکاب معاصی باشد».(۴)

رسول خدا(ص) نیز صریحا بیان نموده اند که: «لَوْ صَلَّیتُمْ حَتَّی تَکُونُوا کَالْأَوْتَارِ وَ صُمْتُمْ حَتَّی تَکُونُوا کَالْحَنَایا لَمْ یقْبَلِ اللَّهُ مِنْکُمْ إِلَّا بِوَرَعٍ» (۵)؛ (اگر آن قدر نماز بخوانید تا همچون زه کمان شوید و آن قدر روزه بگیرید تا همچون کمان خم شوید، خدا از شما قبول نمی کند، مگر این که انسان با ورع باشید).

وقتی در روایات بر این حقیقت تأکید می گردد که ارتکاب گناهانی چون شرب خمر(۶)، شکایت و نارضایتی از رزق مقدر شده الهی(۷)، غیبت(۸) و... به عنوان اموری منافی ورع و تقوا، موجب تحت تأثیر قرار گرفتن سایر عبادات آدمی و عدم پذیرش شان از سوی خداوند می شود، جایگاه «بی حجابی» و «امور منافی عفت» و ارتباط معکوس شان با ورع و تقوا نیز خود به خود در این بین مشخص می گردد.

جایگاه حجاب در آموزه های اسلامی
حجاب‌ از مسلّمات و واجبات بلکه از ضروریّات دین‌ اسلام است. مخصوصا در زمان ما همه کسانی که با مسلمانان معاشرت دارند فهمیده اند که یکی از برنامه های تمام فِرَق مسلمین حجاب است که کم کم به یک شعار تبدیل شده و به آن پایبند هستند. (۹)

در این صورت، روشن است که ترک آن به عنوان ترک حکمی از احکام ضروری دین، چه اندازه تقوا و وروع را مخدوش کرده و سایر اعمال عبادی انسان را تحت الشعاع قرار می دهد. این به خاطر اهمیت مسأله حجاب و عفاف در آموزه های اسلامی است که با مروری کوتاه در آیات و روایات، برای هر پژوهشگر منصف و بی طرفی ثابت می شود.

قرآن و ضرورت حجاب شرعی
فقها و مفسران حداقل شش آیه از قرآن را دلالت کننده بر لزوم رعایت پوشش شرعی می دانند. به جهت رعایت اختصار در اینجا ما فقط به دو عنوان از آن ها اشاره می کنیم.

در آیه ۳۱ سوره نور می خوانیم: «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی‌ جُیُوبِهِنَّ...»؛ (و به زنان با ایمان بگو چشم های خود را [از نگاه هوس ‌آلود] فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ کنند، و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار ننمایند، و [اطراف] روسری‌ های خود را بر سینه خود افکنند [تا گردن و سینه با آن پوشانده شود].) طبق این آیه زنان باید سر و گردن خود را از نامحرم بپوشند و حق ندارند زینت هایی که معمولا پنهانی است آشکار سازند. (۱۰)

همچنین در آیه ۵۹ سوره احزاب می خوانیم: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی‌ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْن‌...»؛ (ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو جلبابها [روسری‌ های بلند] خود را بر خویش فرو افکنند. این کار برای اینکه [از کنیزان و آلودگان] شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است).

این آیات به صراحت بر لزوم رعایت پوشش شرعی و پوشیدگی هنگام مواجهه زنان با نامحرمان دلالت دارند.

حجاب در روایات اسلامی
هنگام مواجهه با روایات اسلامی، می بینیم که مسأله حجاب و عفاف و ابعاد مختلف آن، از زاویه های گوناگونی مورد توجه حضرات معصومین(علیهم السلام) بوده است به گونه ای که شمارش تمامی این روایات، حتی درقالب کتابی مستقل، کاری بس دشوار می نماید. با این حال و فقط از باب نمونه، به برخی از ابعاد این مسأله در روایات نگاهی می اندازیم.

احادیث تصریح کننده بر لزوم رعایت حجاب شرعی
روایاتی وجود دارند که با صراحت مسأله لزوم پوشش را برای بانوان عنوان می کنند. امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «لَا یَصْلُحُ لِلْجَارِیَةِ إِذَا حَاضَتْ إِلَّا أَنْ تَخْتَمِرَ إِلَّا أَنْ لَا تَجِدَه» (۱۱)؛ (دختر باید بعد از بلوغ، خمار [روسری] بر سر نهد، مگر اینکه قادر به تهیه آن نباشد). حضرت علی(ع) نیز در حدیثی می فرماید: «صِیانَةُ المَراَة اَنعَمَ لحالها وَ اَدوَمُ لجَمالها» (۱۲)؛ (پوشیدگی زن برای او بهتر است و زیبایی اش را پایدارتر می کند).

به این حدیث نیز دقت فرمایید که چگونه بین پوشاندن مو و دیگر زینت ها ملازمه ایجاد می کند: فضیل بن سیار از امام صادق(علیه السلام) روایت می کند که فرمود: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنِ‌ الذِّرَاعَیْنِ‌ مِنَ الْمَرْأَةِ أَ هُمَا مِن الزِّینَةِ الَّتِی قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِن قَالَ نَعَمْ وَ مَا دُونَ الْخِمَارِ مِنَ الزِّینَةِ وَ مَا دُونَ السِّوَارَیْن» (۱۳)؛ (از امام صادق پرسیدم آیا ساق دست های زنان از زینت است زینتی که خدا فرموده است باید زنها آنها را آشکار نکنند. آن حضرت فرمود آری [ساق دست زن باید پوشیده باشد] و نیز آنچه روسری آن را می پوشاند [مثل موی سر و گردن] و بالاتر از جای دستبند [مثل ساق و آرنج و بازو] نیز از زینت محسوب می شود [که باید پوشیده شود]).

این روایات به روشنی هم بر لزوم رعایت حجاب از سوی زنان مسلمان دلالت دارند و هم حدود و میزان آن را مشخص می کنند. البته درباره وظایفی که مردان و زنان را ملزم به رعایت عفت عمومی می کنند احادیث بسیار زیاد دیگری نیز وجود دارند که به خاطر رعایت اختصار از ذکر آنها صرف نظر می گردد.

روایات تبیین کننده اهمیت حیاء و عفت
پایندی به پوشش اسلامی حکمی برای صیانت از گوهر حیاء در وجود آدمی است زیرا به فرموده امام علی(علیه السلام) : (نیکوترین پوشش دین حیا است)؛ «أَحْسَنُ مَلَابِسِ الدِّینِ الْحَیَاء».(۱۴) و به فرموده پیامبر اسلام(ص) (خداوند انسان با حیایِ بردبارِ پاک دامنی را که پاکدامنی می ‌ورزد، دوست دارد)؛ «إنَّ اللّهَ یُحِبُّ الحَیِیَّ الحَلیمَ العَفیفَ المُتَعفِّفَ».(۱۵)

شاید این از آن جهت باشد که به گفته حضرت علی(ع)، (عفّت، سرآمد هر خوبی است.)؛ «العِفَّةُ رَأسُ کُلِّ خَیرٍ».(۱۶) و به همین دلیل نیز امام حسن(ع) در تأکید بر حفظ حیا، بی حیایی را برابر با بی دینی دانسته و فرموده باشد که: (آن که حیا ندارد؛ دین هم ندارد)؛ «لَا حَیَاءَ لِمَنْ لَا دِینَ لَه».(۱۷)

اهمیت پایبندی به عفاف از آنجا بیشتر روشن می گردد که می بینیم حضرت علی(ع) در کلامی نورانی، آن را باعث مصونیت نفس و دوری از پستی ها معرفی می کند: «العَفافُ یَصونُ النَّفسَ و یُنَزِّهُها عَنِ الدَّنایا» (۱۸) و در اشاره ای بسیار مهم آن را برترین عبادات می داند: «افضَلُ العبادَةِ العِفافُ» (۱۹) و علاوه بر آن در کلامی دیگر تأکید نیز می کنند که (عفّت، برترین جوانمردی است)؛ «العِفَّةُ أفضَلُ الفُتُوَّةِ».(۲۰)

همچنین در حدیثی دیگر از امام محمد باقر(ع) می خوانیم که: «مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَیْ‌ءٍ أَفْضَلَ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْج» (۲۱)؛ (هیچ عبادتی در پیشگاه خداوند برتر از عفت در برابر شکم و مسائل جنسی نیست). ایشان در جای دیگری می فرماید: «إِذَا أَرَادَ اللَّهُ‌ بِعَبْدٍ خَیْراً عَفَّ بَطْنُهُ وَ فَرْجُه» (۲۲)؛ (هنگامی که خداوند خیر و خوبی برای بنده اش بخواهد به او توفیق می دهد که در برابر شکم و شهوت پرستی عفت پیدا کند). در عبارت دیگری عفاف را این گونه توصیف می کنند: «ایُّ جِهَادٍ أَفْضَلُ‌ مِنْ‌ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْج؟»(۲۳)؛ (کدام جهاد بهتر از عفت در شکم و در امور جنسی است؟).

با توجه به همه این احادیث و با در نظر گرفتن این نکته بسیار ظریف که - به فرموده حضرت علی(علیه السلام) – (حیا از خدا بسیاری از گناهان را پاک می کند)؛ «اَلحَیاءُ مِنَ اللّه یَمحو کَثیرا مِنَ الخَطایا» (۲۴)، می توان پی برد که چگونه در رابطه ای معکوس، بی عفتی و بی حجابی باعث تأثیرات سوئی بر قبولی سایر عبادات انسان می گردد.

بیان عواقب دردناک اخروی متخطّیان از دستور حجاب در احادیث
با دقت در عواقب اخروی بی حجابی و بدحجابی، به وضوح می توان به اهمیت و ضرورت پاسداشت آن در دنیا پی برد. امام علی(علیه السّلام) می فرمایند: (من و فاطمه خدمت رسول خدا رسیدیم؛ دیدم که ایشان شدیدا گریه می کنند. عرض کردم: پدر و مادرم فدایت، ای رسول خدا، چه چیزی شما را به گریه انداخته است؟

حضرت فرمودند: ای علی شبی که مرا به آسمان ها بردند زنانی از امت خود را دیدم که در عذاب های بسیار سختی به سر می بردند، به یاد عذاب سخت آنها افتادم و گریه بر من غلبه نمود، زنانی را دیدم که از موهای سر خود آویزان هستند و از آتش جهنم مغز سرشان می جوشید... پس آنها کسانی هستد که در دنیا موهای سرشان را از مردان نامحرم نمی پوشانند.)؛ «دَخَلْتُ أنا و فاطمَةُ عَلی رسول الله... فقالَ، یا علیُّ... رایتُ اِمرَاَةً معلَّقَةً بشَعْرِها یَغْلی دماغُ راسها... فانّها لا تُغَطّی شَعْرَها من الرّجالِ».(۲۵) رسول خدا باز می فرمودند: (در شب معراج زنانی را دیدم که گوشت بدن خود را می خوردند در حالی که آتش جهنم از زیر آنها شعله ور بود... همانا آنها کسانی هستند که خود را برای مردم نامحرم زینت می کنند)؛ ‌ «و رایتُ اِمرَاةً تاکُلُ لحمَ جَسَدِها و النّار توقَدُ مِنْ تَحتِها... فاِنَّها کانَتْ تَزیّنُ بَدَنها للنّاس».(۲۶)

و در جای دیگر نیز فرمودند: (در شب معراج زنانی را دیدم که گوشت بدن شان توسط قیچی هایی آتشین از جلو و عقب بریده می شد... پس آنها کسانی هستند که خود را در معرض مردان نامحرم قرار می دهند و با رفتارهای مختلف توجه آنها را جلب نموده و به آنها اظهار تمایل می نمایند)؛ «و رایتُ اِمْراَةً تُقطَعُ لحمُ جَسَدِها مِنْ مُقَدِّمِها و مؤخّرِها بِمَقاریض من نارٍ…».(۲۷)

چنین عذاب های دردناکی از خشم خداوند سرچشمه می گیرد. در حدیثی از پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) خطاب به یکی از زنان مسلمان به نام حولاء می خوانیم: : «یَا حَوْلَاءُ مَنْ کَانَتْ مِنْکُنَّ تُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ لَا تَجْعَلُ زِینَتَهَا لِغَیْرِ زَوْجِهَا وَ لَا تُبْدِی خِمَارَهَا وَ مِعْصَمَهَا وَ أَیُّمَا امْرَأَةٍ جَعَلَتْ شَیْئاً مِنْ ذَلِکَ لِغَیْرِ زَوْجِهَا فَقَدْ أَفْسَدَتْ دِینَهَا وَ أَسْخَطَتْ رَبَّهَا عَلَیْهَا» (۲۸)؛ (ای حولاء! هر زنی که به خداوند سبحان و روز قیامت، ایمان دارد، زینتش را برای غیر شوهرش، آشکار نمی کند و هم چنین موی سر و مچ خود را نمایان نمی سازد و هر زنی که این کارها را برای غیر شوهرش انجام دهد، دین خود را فاسد کرده و خداوند را نسبت به خود خشمگین کرده است).

عذابی که در قرآن نیز در آیه ۹ سوره نور به آن چنین هشدار داده شده که: «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الاخره وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»؛ (کسانی که دوست دارند زشتی ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای آن ها در دنیا و آخرت است و خداوند می داند و شما نمی دانید).

بعد از در نظر گرفتن آیات و روایات فوق، فهم ضرورت رعایت پوشش شرعی به عنوان یکی از مسلمات آموزه ها و فرهنگ اسلامی، کار دشواری نیست. بدیهی است تخطی از این دستورات دینی، تا چه اندازه ای می تواند نقض تقوا و دور شدن از ورع و پرهیزکاری باشد و چه تأثیر سوئی بر قبولی اعمال فرد داشته باشد.


پی نوشت:

(۱). ن. ک: پیام امام امیر المومنین(ع)، مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶هـ ش، چاپ اول، ج ‌۱۲، ص ۵۶۱.

(۲). الخصال، ابن بابویه، محمد بن علی، محقق/ مصحح: غفاری، علی اکبر، جامعه مدرسین، قم، ۱۳۶۲هـ ش، چاپ اول، ج ۱، ص ۱۴.

(۳). پیام امام امیر المومنین(ع)، همان، ص ۵۶۲.

(۴). الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، ‌محقق/ مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۴۰۷هـ ق، چاپ چهارم، ج ۲، ص ۲۸۸.

(۵). بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳هـ ق، چاپ دوم، ج ۸۱، ص ۲۵۸.

(۶). الکافی، همان، ج ۶، ص ۴۰۱.

(۷). بحار الأنوار، همان، ج ۷۳، ص ۳۶۱.

(۸). کشف الریبة، شهید ثانی، زین الدین بن علی، دار المرتضوی للنشر، بی جا، ۱۳۹۰هـ ق، چاپ سوم، ص ۶.

(۹). کتاب النکاح، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، قم، ۱۴۲۴هـ ق، چاپ اول، ج ‌۱، ص ۵۳.

(۱۰). تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۳۷۱هـ ش، چاپ دهم، ج ۱۴، ص ۴۴۰.

(۱۱). الکافی، همان، ج ۵، ص ۵۳۲.

(۱۲). عیون الحکم و المواعظ، لیثی واسطی، علی بن محمد، محقق/ مصحح: حسنی بیرجندی، حسین، دار الحدیث، قم، ۱۳۷۶هـ ش، چاپ اول، ج ۳۰۳.

(۱۳). الکافی، همان، ج ۵، ص ۵۲۱.

(۱۴). عیون الحکم و المواعظ، همان، ص ۱۱۸.

(۱۵). الکافی، همان، ج ۲، ص ۱۱۲.

(۱۶). عیون الحکم والمواعظ، همان، ص ۴۵.

(۱۷). بحار الأنوار، همان، ج ۷۵، ص ۱۱۱.

(۱۸). غرر الحکم و درر الکلم، تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، محقق/ مصحح: رجائی، سید مهدی، دار الکتاب الإسلامی، قم، ۱۴۱۰هـ ق، چاپ دوم، ج ۱، ص ۱۱۰.

(۱۹).الکافی، همان، ج ۲، ص ۷۹.

(۲۰). غرر الحکم و درر الکلم، همان، ج ۱، ص ۲۷.

(۲۱). روضة المتقین، مجلسی، محمدتقی، مؤسسه فرهنگی اسلامی کوشانپور، قم، بی تا، چاپ دوم، ج ۱۲، ص ۷۸.

(۲۲).عیون الحکم و المواعظ، همان، ص ۱۳۲.

(۲۳). الکافی، همان، ج ۲، ص ۷۹.

(۲۴). عیون الحکم و المواعظ، همان، ص ۱۳۲.

(۲۵). بحار الانوار، همان، ج ۸، ص ۳۰۹.

(۲۶). همان.

(۲۷). همان.

(۲۸). جامع أحادیث الشیعة، معزی ملایری، اسماعیل، نشر صحف، قم، ۱۳۷۳هـ ش، ج ۲۰، ص ۲۴۱.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha