۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۳
محبتی که سرنوشت انسان را تغییر می‌دهد

پروردگارا! دل من را صاف کن که هیچ کینه و دشمنی ای در آن وجود نداشته باشد، جز دشمنی دشمنان خدا، دشمنی منحرفین عن الله.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت (ع) ـ ابنا: از ابن عباس نقل شده: هیچ بنده‌ای طعم ایمان را نمی‌چشد، مگر این‌که دوستی و دشمنی‌اش برای خدا باشد، و کسی که در راه خدا و برای خدا دوستی و دشمنی کند به ولایت الهی دست می‌یابد، [۱][۲][۳] چون دوستی و دشمنی برای خدا انسان را به محبت او نزدیک می‌کند و محبت کلید ولایت الهی است. [۴] البته این محبت بدون متابعت حاصل نمی‌شود، از همین رو خداوند متعالی نشانه دوستی خدا را در پیروی از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) قرار داد: «قُل اِن کُنتُم تُحِبّونَ اللّهَ فَاتَّبِعونی» [۵[۶] و چون متابعت هم فرع بر مودت و دوستی است، مردم را به مودت اهل بیت (علیهم‌السلام) فرا خواند: «قُل لا اَسٔلُکُم عَلَیهِ اَجرًا اِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُربی» [۷]

  امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) فرمود: دوستی اهل بیت با دوستی دشمنان آنان جمع نمی‌شود، زیرا خداوند برای انسان دو قلب قرار نداده است.[۸]امام سجاد(علیه الصلاهوالسلام) در دعای صحیفۀ سجّادیه می فرماید: خدایا به من توفیق بده! که دشمنی هیچ کس را در دل نداشته باشم، بعد می فرماید: حاشا من عودی فیک و لک، پروردگارا! دل من را صاف کن که هیچ کینه و دشمنی ای در آن وجود نداشته باشد، جز دشمنی دشمنان خدا، دشمنی منحرفین عن الله. البته این طور نیست که هر غیر مؤمنی به خدا، دشمن خدا باشد؛ افرادی از روی جهالت و غفلت، دین و مذهب غلطی دارند! آنها جدایند. دشمنی آنها، دشمنی فی الله نیست.

من مواعظ النبی صلی الله علیه وآله وسلّم: ودّ المؤمن المؤمن فی‌اللّه من أعظم شعب الإیمان ومن أحب فی‌اللّه وأبغض فی‌اللّه وأعطی فی‌اللّه ومنع فی‌اللّه فهو من الأصفیاء..[۹]: دوستی و دشمنی و بخشش و نبخشیدن (در مواردی که عدم بخشش مطلوب است) اگر برای خدا باشد، انسان را جزء اصفیاء (برگزیدگان) که مقامی بالاتر از مؤمنین و اتقیاء دارند، قرارمی‌دهد.


منبع:

۱.  شیخ صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، ج۱، ص۱۴۰.    
۲. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، الدر المنثور، ج۸، ص۸۷.    
۳. المصنف، ج۸، ص۱۹۶.
۴. شرح قصیده، ج۲، ص۴۷۵.
۵. آل عمران/سوره۳، آیه۳۱.    
۶. آملی، سیدحیدر، محیط الاعظم، ج۱، ص۴۳۲-۴۳۳.
۷. شوری/سوره۴۲، آیه۲۳.    
۸. حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیرنورالثقلین، ج۴، ص۲۳۴.    

۹.تحف العقول، صفحه ۴۸.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha