۷ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۹
سرنوشت بدن انسان پس از «مرگ»

امام علی(ع) به عبرت گرفتن از سرنوشت گذشتگان توصیه می فرمایند و به این نکته توجه می دهند که آنها از شما قدرتمندتر و دارای عمری طولانی تر بودند؛ اما می بینید که بعد از کاخ نشینی و زندگی پر زرق و برق دنیا به چه روزی گرفتار شدند، آنها درمیان گورهایی هستند که ساختمانش تنها با خاک برپا گشته، قبرهایی که به یکدیگر نزدیک است، ولی ساکنانش از یکدیگر دورند و فنا و فرسودگی آنها را در هم کوبیده و سنگها و خاکها جسمشان را خورده است.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا:  امام(علیه السلام) در خطبه ۲۲۶ نهج البلاغه پس از بیان اینکه اقوام پیشین از شما قدرتمندتر و دارای عمری طولانی تر بودند، به این نکته قابل توجّه اشاره می فرماید که بعد از کاخ نشین بودن و زندگی پر زرق و برق دنیا به چه روزی گرفتار شدند: (سرانجام قصرهای بلند و محکم [و بساط عیش و نوش و تختهای زینتی و] پشتیهای نرم و راحت را به تخته سنگهای لحد گورستان و قبور به هم چسبیده و لحدهای چیده شده مبدل ساختند)؛ «فَاسْتَبْدَلُوا بِالْقُصُورِ الْمُشَیَّدَةِ(۱)، وَ النّمَارِقِ(۲)الْمُمَهَّدَةِ، الصُّخُورَ وَ الاَْحْجَارَ الْمُسَنَّدَةَ(۳)وَ الْقُبُورَ اللّاطِئَةَ(۴)الْمُلْحَدَةَ(۵)».


راستی چه دردناک است که انسان از اوج قدرت در حالی که غرق ناز و نعمت است به جایی منتقل می شود که از هر نظر نقطه مقابل آن است؛ نه خانه ای، نه شمعی، نه چراغی، نه بستری و نه ناز و نعمتی. البتّه این درد و رنج برای آنهاست که با آن زندگی پر زرق و برق خو گرفته بودند؛ امّا آنها که زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند از این دگرگونی و تحوّل ناراحت نمی شوند به ویژه آنکه قبر برای آنها «رَوْضَةٌ مِنْ رِیاضِ الْجَنَّةِ»؛ (باغی از باغهای بهشت برزخ) محسوب می شود.

آنگاه به بیان دقیقی از وضع قبرها و ساکنانش پرداخته، می فرماید: «همان گورهایی که درگاهش بر خرابی بنا شده و ساختمانش تنها با خاک برپا گشته، قبرهایی که به یکدیگر نزدیک است، ولی ساکنانش از یکدیگر دورند. آنها در میان اهل محلّه وحشت و افراد [به ظاهر] فارغ البالی که [در واقع] گرفتارند قرار گرفته اند)؛ «الَّتی قَدْ بُنِیَ عَلَی الْخَرَابِ فِنَاؤُهَا(۶)، وَ شُیِّدَ بِالتُّرَابِ بِنَاؤُهَا؛ فَمَحَلُّهَا مُقْتَرِبٌ، وَ سَاکِنُهَا مُغْتَرِبٌ، بَیْنَ أَهْلِ مَحَلَّة مُوحِشِینَ، وَ أَهْلِ فَرَاغ مُتَشَاغِلِینَ».


آری! اگر کاخهای آنها با مصالح گران قیمت ساخته شده بود که از نقاط مختلف با زحمت فراوان گردآوری کرده و منتقل می ساختند، خانه قبرشان با مصالحی بی ارزش یعنی مشتی خاک بنا شده است.

ساکنان این خانه ها [خانه های قبر] در دو حالت متضاد قرار دارند: هم نزدیکند و هم دور، نزدیک اند از نظر مکان و دورند از نظر ارتباط. یا چنان به خویشتن مشغول اند که به دیگری نمی پردازند و یا اجازه ندارند که با هم مرتبط شوند. به ظاهر کاری ندارند، امّا در واقع بسیار گرفتارند، زیرا هر چند چیزی از کارهای دنیوی در آنجا نیست امّا چنان گرفتار اعمال خویش اند که به دیگری نمی پردازند [البتّه همه اینها در زندگی برزخی رخ می دهد].


آنگاه امام(علیه السلام) در تکمیل این سخن می فرماید: (آنها هرگز انسی به وطنهای خود [یعنی قبرها] پیدا نمی کنند و همچون همسایگان با یکدیگر دیداری ندارند با اینکه به هم نزدیک اند و خانه هایشان در کنار یکدیگر است)؛ «لا یَسْتَأْنِسُونَ بِالاَْوْطَانِ، وَ لا یَتَوَاصَلُونَ تَوَاصُلَ الْجِیرَانِ، عَلَی ما بَیْنَهُمْ مِنْ قُرْبِ الْجِوَارِ، وَ دُنُوِّ الدَّارِ». جمله «لا یَسْتَأْنِسُونَ بِالاَْوْطَانِ» ممکن است اشاره به این باشد که آنها هر چند سالیان درازی است در قبرها خفته اند، ولی هرگز به آن علاقه ندارند و انس نمی گیرند.

این احتمال نیز در تفسیر این جمله داده شده که منظور ترک رابطه با وطنهای خود در عالم دنیاست که هرگز فکر بازگشت به وطن نمی کنند، ولی معنای اوّل به قرینه جمله «وَ لا یَتَوَاصَلُونَ...» صحیح تر به نظر می رسد.


در پایان این بخش به این نکته اشاره می فرماید که چرا نمی توانند با هم رابطه برقرار کنند: «چگونه ممکن است با هم دیدار کنند در حالی که فنا و فرسودگی با سینه سنگین خود آنها را در هم کوبیده و سنگها و خاکها جسمشان را خورده است)؛ «وَ کَیْفَ یَکُونُ بَیْنَهُمْ تَزَاوُرٌ، وَ قَدْ طَحَنَهُمْ بِکَلْکَلِهِ(۷)الْبِلَی، وَ أَکَلَتْهُمُ الْجَنَادِلُ(۸)وَ الثَّرَی! (۹)». اشاره به اینکه آنها هر چند در قبرهای دیوار به دیوار هم خفته اند، ولی همه قدرت خویش را از دست داده و به مشتی خاک تبدیل شده اند، دیدار چگونه در میان استخوانهای پوسیده و خاکهای بی جان امکان پذیر است!؟


به گفته شاعر عرب:
غَریبٌ وَ أطْرافُ الْبُیُوتِ تَحُوطُهُ *** ألا کُلُّ مَنْ تَحْتَ التُّرابِ غَریبٌ
خفتگان در زیر خاک غریب اند و دیوارهای قبر از هر سو آنها را احاطه کرده، آری! همه خفتگان در زیر خاک غریب اند.


آنچه در کلام امام(علیه السلام) آمد به قرینه جمله هایی که در آخر آن بود مربوط به جسم انسانها پس از مرگ است؛ جسم ها هستند که می پوسند و خاک می شوند جسمها هستند که با هم دیداری ندارند و همه در هاله ای از غربت فرو رفته اند. و اگر می بینیم امام(علیه السلام) در این عبارات تنها بر سرنوشت جسمانی انسان تکیه می کند و سخنی از ارواح نمی گوید به دلیل آن است که غالب مردم در این دنیا به پرورش جسم و لذّات جسمانی می پردازند، امام(علیه السلام) می فرماید: «سرانجام این جسم به کجا منتهی می شود، بیدار باشید و این همه برای نیل به لذات جسمانی مرتکب انواع گناهان نشوید».(۱۰)


پی نوشت:

(۱). «مشیّده» از ریشه «شید» بر وزن «صید» به معنای مرتفع ساختن است و «شید» بر وزن «بید» به معنای گچ و مانند آن است که برای استحکام و زیبایی بنا روی آن می مالند، بنابراین «اصول مشیدة» (با تشدید یاء) به معنای بناهای مرتفع و محکم است و «مشید» (بر وزن فقیر) نیز به معنای بنایی است که گچ کاری و زیبا و محکم شده است و در قرآن مجید، سوره حج، آیه ۴۵ می خوانیم: «وَ بِئْر مُّعَطَّلَة وَ قَصْر مَّشِید».

(۲). «نمارق» جمع «نمرقه» بر وزن «سنبله» به معنای متّکای کوچکی است که بر آن تکیه می کنند و در فارسی به آن «پشتی» می گویند.

(۳). «مسنّده» از ریشه «سنود» بر وزن «قعود» به معنای تکیه دادن است و «مسنّده» در عبارت بالا به معنای چیزی است که آن را به جایی تکیه داده اند.

(۴). «لاطئه» به معنای چسبیده به زمین است از ریشه «لطوء» بر وزن «فروع» به معنای چسبیدن به زمین گرفته شده است.

(۵). «ملحدة» از ریشه «لحد» بر وزن «مهد» به معنای دفن کردن میّت است و معنای اصلی آن شکاف طولی است که در یک طرف پایین قبر ایجاد می کنند که شبیه به پناهگاهی است و بدن میّت را در آنجا می گذارند که خاکها روی آن نریزد.

(۶). «فِناء» به معنای فضای بازی است که در جلوی در بعضی از خانه ها وجود دارد و سابقاً خانه های بزرگان چنین بود.

(۷). «کلکل» به معنای سینه است.

(۸). «جنادل» جمع «جندله» بر وزن «مزرعه» به معنای تخته سنگ است.

(۹). «ثری» به معنای خاک است.

(۱۰). پیام امام امیرالمومنین(علیه السلام)، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ ش، چاپ اول، ج ۸، ص ۴۴۶.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha