به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ شنبه ساعت ۹:۳۰ دقیقه صبح بود که ناگهان صدای انفجارهای پیاپی از سمت بیت شنیده شد. در کسری از ثانیه، آن هیاهوی برخاسته از بطن جامعه، جای خود را به دود و خاکستری داد که از حوالی خیابان پاستور و فلسطین به آسمان بلند شد.
فضای محل حادثه آمیخته از شوک، نگرانی، اندوه و سردرگمی بود؛ احساسی که در میان آتشنشانان، امدادگران هلالاحمر و نیروهای اورژانس به خوبی دیده میشد. با این حال، آنان ناچار بودند احساسات خود را کنار بگذارند و عملیات را با سرعت پیش ببرند تا شک را به یقین برسانند: «آقا در بیت حضور دارد یا نه؟»
پیرحسین کولیوند، رئیس جمعیت هلالاحمر، اولین نفری بود که بعد از حادثه توانسته بود خود را به بیت برساند و به دلیل وجهه سرشناسی که داشت به راحتی از گیتهای امنیتی عبور کرد.
کولیوند با بیان اینکه حوالی ظهر بود که پیکر رهبر شهید را پیدا کردیم، عملیات جستوجو و نجات را اینگونه روایت میکند: حدود ساعت ۹:۳۰ بود که صداهایی شنیده شد. در همان زمان، من در دفتر جلسه داشتم. با شنیدن صدای انفجار، پنجره را باز کردم و اولین صحنهای که مشاهده کردم، دود و گردوغبار ناشی از انفجار بود.
بلافاصله به خانم عالیشوندی، معاون امور بینالملل سازمان، اطلاع دادم که قصد دارم با موتورسیکلت به سمت حادثه بروم اما ایشان گفتند که دود زیادی هم از سمت فلسطین بلند شده است. به محض اینکه دود را دیدم متوجه شدم که بیت است و اتفاق مهمتری افتاده است. بلافاصله با موتور به سمت بیت رفتم و اولین نفر وارد صحنه حادثه شدم.
به محض رسیدن به خیابان فلسطین، با توجه به اینکه مرا میشناختند، مسیر را بسیار سریع باز کردند و به همراه نیروهای عملیاتی هلالاحمر وارد محوطه شدیم. نخستین جایی که به آن مراجعه کردم، همان بخشی بود که خانه حضرت آقا و دفتر کار ایشان در آن قرار داشت؛ مکانی که معمولاً برای نماز یا جلسات خدمت ایشان میرفتیم، آن نقطه کاملاً تخریب شده بود.
از هر فردی که سؤال میکردیم آیا حضرت آقا در محل حضور دارند یا خیر، پاسخ میدادند که خیر، حضور ندارند. اما پس از مدتی تفحص، جستوجو و کمک نیروهای حاضر، متوجه شدیم که متأسفانه رهبر عزیزمان در همان محل هستند و حوالی ظهر بود که پیکر حضرت آقا را پیدا کردیم.
رئیس جمعیت هلالاحمر درباره میزان آسیب واردشده به خانه رهبر شهید میگوید: بخش روبهروی محل اقامت حضرت آقا بیشتر دچار حریق شده بود و آن قسمت کاملاً در آتش میسوخت. در عین حال، نقطهای که ما ابتدا مشاهده کردیم بر اثر اصابت موشک به شدت تخریب شده بود.
در جریان عملیات، یکی از مشکلات این بود که نیروهای آتشنشانی برای ورود به محل باید از نظر امنیتی بررسی میشدند و همین موضوع باعث شد ورود آنها کمی زمان ببرد. با این حال، خودروهای آتشنشانی در همان منطقه مستقر بود و عملیات اطفای حریق از همان ابتدا آغاز شد.
مکانی که سرداران نظام در آن شهید شدند
کولیوند با بیان اینکه در نهم اسفندماه در بازههای زمانی نزدیک، چندین نقطه از مراکز مهم و امنیتی مورد هدف موشکهای آمریکایی-صهیونیستی قرار گرفته بود، توضیح میدهد: محل دومی که مورد اصابت قرار گرفته بود، دفتر سردار شیرازی بود؛ جایی که فرماندهان عزیزمان حضور داشتند و به شدت آسیب دیده بود. موشکباران در آن بخش بسیار سنگین بود و شاید بیشترین تعداد شهدا در همان نقطه ثبت شد.
به تدریج سایر همکاران نیز رسیدند و فوراً عملیات کمکرسانی را آغاز کردند. مجروحان را به سرعت به بیمارستانها انتقال دادند و عملیات جستوجو و نجات نیز بدون توقف ادامه پیدا کرد.
تا غروب، به نقطهای رسیدیم که مربوط به وزارت اطلاعات بود. آنجا نیز به شدت هدف قرار گرفته بود؛ انگار موشکها، ساختمان را به طور کامل در هم پیچیده بودند. حداقل ۲ هفته عملیات ما در این مناطق ادامه پیدا کرد؛ آن هم زیر موشکباران و زیر بمباران. با این حال، چارهای جز ادامه عملیات نداشتیم و کار را بیوقفه پیش بردیم.
..........
پایان پیام/
نظر شما