خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: در تاریخ ملتها، لحظاتی وجود دارد که فراتر از پیروزی نظامی یا موفقیت سیاسی است، لحظاتی که به نقطه عطفی در تثبیت «هویت ملی» تبدیل میشوند. آنچه ایران در ماههای اخیر پشت سر گذاشت، از همین جنس است؛ نبردی که هدف آن صرفاً وارد کردن خسارت نظامی یا اعمال فشار سیاسی نبود، بلکه تلاشی سازمانیافته برای تغییر مسیر یک ملت و شکستن اراده یک کشور محسوب میشد.
از نخستین روزهایی شروع پروژه شکستن اراده و به تسلیم کشاندن ملت ایران، اهداف اعلامی و پنهان آمریکا، رژیم صهیونیستی و متحدان آنها روشن بود. آنها از تسلیم بیقید و شرط سخن میگفتند، از تغییر نظام حرف میزدند، از شکستن محور مقاومت سخن میراندند و امید داشتند که فشارهای همزمان نظامی، اقتصادی، رسانهای و روانی بتواند ایران را به عقبنشینی وادار کند. اما امروز، پس از بیش از یکصد شب و روز مقاومت، مهمترین پرسش این است که کدام یک از آن اهداف محقق شد؟
سناریوهایی که یکی پس از دیگری فرو ریخت:
قرار بود ایران دچار آشوب داخلی شود؛ نشد.
قرار بود شکاف میان مردم و حاکمیت عمیق شود؛ نشد.
قرار بود نیروهای مسلح انسجام خود را از دست بدهند؛ نشد.
قرار بود زیرساختهای حیاتی کشور از کار بیفتد؛ نشد.
قرار بود چهرههای سیاسی و دیپلماتیک کشور از مسئولیت خود عقبنشینی کنند؛ نشد.
قرار بود اپوزیسیون خارجنشین بهعنوان آلترناتیو معرفی شود؛ نشد.
قرار بود تغییر نظام به عنوان نتیجه نهایی جنگ رقم بخورد؛ نشد.
در واقع، آنچه فرو ریخت نه ساختار ایران، بلکه مجموعهای از محاسبات و برآوردهایی بود که سالها در اتاقهای فکر غربی درباره ایران ساخته شده بود.
راز اصلی؛ شکست جنگ ارادهها
برخلاف تصور رایج، مهمترین میدان این نبرد، میدان نظامی نبود؛ بلکه جنگ اصلی در حوزه ارادهها جریان داشت.
طراحان فشار حداکثری تصور میکردند جامعه ایران تاب تحمل یک نبرد طولانی را ندارد و با افزایش فشارها، انسجام ملی از میان خواهد رفت. اما تجربه ماههای گذشته نشان داد که در لحظات سرنوشتساز، ملت ایران همچنان از ظرفیت تاریخی خود برای دفاع از استقلال و تمامیت ارضی کشور برخوردار است.
این همان واقعیتی است که بسیاری از تحلیلگران خارجی نتوانستند آن را در محاسبات خود بگنجانند؛ اینکه ایران فقط یک ساختار سیاسی نیست، بلکه یک هویت تاریخی و تمدنی است و تهدید علیه موجودیت آن، به جای ایجاد فروپاشی، موجب شکلگیری همبستگی گستردهتر میشود.
ایران؛ از موضوع بحران تا بازیگر تعیینکننده
یکی دیگر از نتایج مهم این رویارویی، تغییر جایگاه ایران در معادلات منطقهای و بینالمللی بود. کشوری که قرار بود تحت فشار مجبور به پذیرش شروط دیگران شود، در نهایت طرف مقابل را به بازنگری در محاسباتش وادار کرد. این تحول نشان داد که دوران تعیین تکلیف یکجانبه برای ملتها رو به پایان است و قدرتهای بزرگ نیز ناگزیرند واقعیتهای میدانی را بپذیرند.
در این میان، جمهوری اسلامی ایران توانست نشان دهد که حتی در سختترین شرایط نیز قابلیت حفظ ثبات داخلی، مدیریت بحران و استمرار قدرت بازدارندگی خود را دارد؛ مؤلفهای که امروز یکی از مهمترین عناصر قدرت ملی محسوب میشود.
سهم مردم در این پیروزی
اگر بخواهیم از مهمترین عامل این موفقیت سخن بگوییم، باید به نقش مردم اشاره کنیم. هیچ کشوری صرفاً با تجهیزات نظامی یا توان اقتصادی از بحرانهای بزرگ عبور نمیکند. آنچه ایران را از این مرحله عبور داد، سرمایه اجتماعی و احساس مسئولیت ملی مردمی بود که باوجود فشارها، در کنار کشور خود ایستادند.
همین واقعیت بود که بسیاری از پروژههای رسانهای و عملیاتهای روانی را بیاثر کرد و نشان داد که میان نارضایتیهای طبیعی اجتماعی و همراهی با پروژههای خارجی، فاصلهای عمیق وجود دارد.
آغاز یک فصل جدید
با این حال، خطای بزرگی خواهد بود اگر این مقطع را پایان مسیر بدانیم. پیروزی واقعی زمانی تثبیت میشود که دستاوردهای مقاومت به قدرت پایدار تبدیل شود؛ زمانی که انسجام ملی حفظ شود، ظرفیتهای اقتصادی تقویت گردد، سرمایه اجتماعی افزایش یابد و تجربه این روزها به پشتوانهای برای آینده کشور تبدیل شود.
ایران از یک آزمون بزرگ عبور کرده است، اما اهمیت این پیروزی تنها در آنچه رخ داده نیست؛ بلکه در افقی است که پیش روی کشور گشوده شده است.
امروز مهمترین واقعیت این است که ایران باقی ماند؛ نه تنها باقی ماند، بلکه بسیاری از پیشبینیها و سناریوهایی را که برای آیندهاش نوشته بودند، باطل کرد. این همان نقطهای است که تاریخ درباره آن خواهد نوشت: ملتی که قرار بود تسلیم شود، ایستاد؛ کشوری که قرار بود تضعیف شود، مقتدرتر شد؛ و مردمی که قرار بود خسته شوند، نشان دادند هنوز ظرفیت ساختن فصلهای بزرگ تاریخ خود را دارند.
و شاید مهمترین پیام این روزها همین باشد؛ این پایان یک نبرد بود، نه پایان راه. آینده، از همین نقطه آغاز میشود.
یادداشت سردبیر
...................
پایان پیام
نظر شما