به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ عاشورا را نمیتوان تنها در ظهر دهم محرم جستوجو کرد. برای فهم درست این حادثه بزرگ باید چند گام به عقب بازگشت؛ به روزهایی که هنوز خبری از کربلا، خیمهها، تشنگی و میدان نبرد نبود. عاشورا در حقیقت از مدینه آغاز شد؛ از همان روزی که یزید پس از مرگ معاویه بر مسند حکومت نشست و از امام حسین(ع) خواسته شد با او بیعت کند.
در نگاه نخست شاید این درخواست یک موضوع سیاسی به نظر برسد، اما حقیقت بسیار عمیقتر از این بود. بیعت امام حسین(ع) با یزید به معنای تأیید حاکمی تکیهزده بر مسند جانشینی پیامبر(ص) بود که رفتار و عملکردش هیچ شباهتی به سیره ایشان نداشت. جامعه اسلامی در شرایطی قرار گرفته بود که بسیاری از مردم حقیقت را میدیدند اما جرأت بیان آن را نداشتند. در چنین فضایی، سکوت امام حسین(ع) میتوانست مرز میان حق و باطل را از بین ببرد و انحرافی بزرگ را به نام اسلام تثبیت کند.
امام حسین(ع) به خوبی میدانست که این راه، راهی آسان نیست. او فرزند علی بن ابیطالب(ع) بود؛ کسی که سالها برای عدالت جنگیده بود و هزینه ایستادن بر سر حق را به خوبی میشناخت. امام نیز میدانست مخالفت با حکومت یزید آرام و بیهزینه نخواهد بود. با این حال حاضر نشد حقیقت را فدای آسایش کند. از همین جا نهضت حسینی آغاز شد؛ نهضتی که هدف آن دستیابی به قدرت نبود، بلکه حفظ اسلام و جلوگیری از تحریف ارزشهای دینی بود.
در این میان پرسشی مهم مطرح میشود؛ اگر امام حسین(ع) میدانست این مسیر به سختی و شهادت خواهد انجامید، چرا خانواده خود را همراه کرد؟ چرا زنان و کودکان در این سفر حضور داشتند؟
پاسخ این سؤال، ما را به یکی از مهمترین شخصیتهای عاشورا میرساند؛ بانویی که اگرچه در روز عاشورا شمشیر به دست نگرفت، اما نقشی ایفا کرد که بدون آن شاید امروز نام و پیام کربلا به این روشنی در تاریخ باقی نمیماند.
وقتی امام حسین(ع) تصمیم به ترک مدینه گرفت، حضرت زینب(س) نیز آماده همراهی شد. او از آینده این مسیر بیخبر نبود. زینب(س) در خانهای رشد کرده بود که مرکز علم، ایمان و بصیرت بود. او دختر امیرالمؤمنین(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) بود و سالها در کنار پدر، مادر و برادران خود حوادث بزرگ جهان اسلام را تجربه کرده بود. زینب(س) به خوبی میدانست که مسئله تنها یک اختلاف سیاسی نیست. او درک میکرد که برادرش برای حفظ حقیقت قیام کرده است و این راه نیازمند همراهی و فداکاری است.
شبی که کاروان امام آماده خروج از مدینه شد، لحظهای بسیار سنگین در تاریخ اسلام رقم خورد. مدینه شهر پیامبر(ص) بود؛ شهری که اهلبیت(ع) عزیزترین خاطرات خود را در آن داشتند. ترک چنین شهری آسان نبود. اما گاهی برای حفظ ارزشهای بزرگتر باید از محبوبترین داشتهها گذشت. امام حسین(ع) از مدینه خارج شد و خاندان او نیز همراهش بودند. این همراهی تنها یک پیوند خانوادگی نبود؛ اعلام این حقیقت بود که نهضت حسینی یک حرکت همهجانبه است و زنان نیز در آن نقش دارند.
حضرت زینب(س) از همان آغاز سفر، تنها یک همراه نبود. او پشتیبان نهضت بود. حضور او به کاروان آرامش میبخشید و به خانوادهها قوت قلب میداد. در روزهایی که بسیاری از مردم از ترس قدرت حاکمان سکوت کرده بودند، زینب(س) در کنار امام ایستاد و نشان داد دفاع از حق وظیفهای همگانی است.
شاید بتوان گفت یکی از تفاوتهای مهم نهضت امام حسین(ع) با بسیاری از حرکتهای تاریخ همین حضور آگاهانه زنان است. در این نهضت، زنان در حاشیه قرار ندارند. آنان از نخستین روزهای حرکت تا آخرین لحظات پس از عاشورا در متن ماجرا حضور دارند. حضرت زینب(س) برجستهترین چهره این حضور است. او از همان زمان که کاروان از مدینه خارج شد، در حال آماده شدن برای مسئولیتی بزرگ بود؛ مسئولیتی که پس از شهادت امام حسین(ع) و یارانش آشکار شد.
امروز وقتی به آغاز نهضت حسینی نگاه میکنیم، درمییابیم که عاشورا پیش از آنکه یک نبرد نظامی باشد، یک انتخاب بزرگ بود؛ انتخاب میان سکوت و مسئولیت. امام حسین(ع) راه مسئولیت را برگزید و برای حفظ حقیقت از جان خود گذشت. در کنار او حضرت زینب(س) نیز راه همراهی با حق را انتخاب کرد و نشان داد که پاسداری از دین و ارزشهای الهی تنها در میدان جنگ معنا پیدا نمیکند. گاهی بزرگترین جهاد آن است که انسان در سختترین شرایط کنار حقیقت بایستد، آن را حفظ کند و به نسلهای بعد برساند.
از همین رو، اگر عاشورا با قیام امام حسین(ع) آغاز شد، ماندگاری آن مرهون حضور بانویی است که از مدینه تا کربلا و از کربلا تا کوفه و شام، لحظهای از رسالت خود فاصله نگرفت. حضرت زینب(س) از نخستین روزهای نهضت، شریک این حرکت الهی بود و همین همراهی آگاهانه، نام او را در کنار نام حسین بن علی(ع) جاودانه ساخت.
....................
پایان پیام/
نظر شما