۶ تیر ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۱
مثلی لایبایع مثله؛ اقامه یا امحای دیانت‌ و رسالت؟!

در این نوشتار، نویسنده با تأمل در معنای ژرفِ سخن امام حسین علیه‌السلام «مثلی لایبایع مثله»، به تبیین نسبت میان اقامه دین و رویارویی با حاکمیت فاسد پرداخته و آن را راهبردی الهی برای صیانت از دیانت و رسالت نبوی دانسته است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ واکنش‌ها به مرگ معاویه پسر ابوسفیان بین سرآمدان جامعه اسلامی در سال ۶۱ هجری متفاوت بود که از تفاوت در نگاه‌ها و مبانی ناشی‌ می‌شد.

بسیاری‌ از این رویداد شادمان‌اند. برخی آن را رهایی از سلطه‌ مردی که رنج‌ها و شکاف‌های اجتماعی و سیاسی زیادی را بر جامعه تحمیل کرده و استبداد ورزیده، حمل نمودند و عده‌ای آن را فرصتی شمرده برای بازپس‌گیری قدرت از حزب سفیانی و گروهی آن را مجالی برای خروج سرزمین‌شان از سلطه شام و برخی هم که مترصد فرصتی برای دست‌یازی به قدرت و حکومت بوده، نگاه‌ها به اوضاع و سایر رقیبان دوختند و روزها شماره می‌کردند.

اما بسیاری از چشم‌ها به شخصیتی دوخته و در انتظار واکنش او نشسته‌اند و زمانی نگذشت که جمع زیادی او را مخاطب ساخته و خواهان به دست گرفتن زمام‌امور و ادامه مسیر پدرش علی علیه‌السّلام شدند.

اما او به مسئولیت الهی خویش می‌اندیشد و نگاهش به آینده جامعه و دیانت محمدی است!

هم از منظر امام جامعه و جانشین رسول‌خدا و هم به عنوان فرد مسلمان متعهد در قبال تحولات جامعه و سرنوشت مردم و اسلام، خود را مسئول می‌داند.

رفتارش واکنش به رفتن حاکم و بر آمدن حاکمی صرفاً مستبد نیست، با دانش و صلاحیت‌های بالایی که دارد و همه نخبگان جامعه بدان معترف‌اند، هیچ نوع مشروعیت عرفی، عقلی و شرعی برای تکیه زدن پسر فاسد معاویه بر کرسی زمامداری مسلمین نمی‌یابد و هیچ گریزی جز مبارزه آشکار با حکومتی که علن به فسق، فساد و تخطی از شریعت ومخالفت با اسلام روی آورده و حاکمی که بدین خصوصیات شهره است، ندارد.

لذا در همان آغاز فراخوان حکومت به همراهی و اعلام بیعت، به صراحت تمام، راهبرد تقابل و مبارزه را در جلسه عوامل دولت سفیانی اعلام می‌دارد. آن راهبرد که در عبارتی کوتاه ولی پرمضمون، روشن و گویا بیان‌گردید، تابلویی درخشان از یک مکتب و سلوکی را به نمایش گذاشت که بر تارک جهان و جوامع اسلامی می‌درخشد و هشداری بود بر بی‌اعتباری جریان اموی حاکم و معیار و سنجه‌ای ساخت در مبارزه با فساد و قدرت‌های نامشروع و فاسد.

کلام گوهرینی که امام حسین در طلیعه نهضت بزرگش بیان کردند، روح و جوهره حرکتش را به نمایش گذاشت و پژواک آن از آن مجلس کوچک در جهان تابید و مانا گردید. فرمودند:

"مثلی لایبایع مثله"۱

او به عنوان رهبر جامعه، به مسئولیت خطیر و رسالت دینی خود اندیشیه کرد و بین بقای دیانت و محو رسالت نبوی، جهاد را تنها راه نجات امت و بقای دیانت دید و برگزید و راهبرد مقابله تمام عیار با حکومت فاسد و حاکم مفسد را در پیش‌گرفت.

همه محاسباتش وی را بدین نتیجه رساند که اساس شریعت و رسالت نبوی و حکومت اسلامی در معرض خطر و اضمحلال جدی و بنیادی قرار گرفته‌ است و اگر پدر بزرگوار و برادر ارجمندش نیز در چنین موقعیتی بودند، چنین می‌کردند و مثل یزیدی را به زمامداری نمی‌پذیرفتند و به انحراف و فساد فراگیر و آشکار دولت سفیانی رضایت نمی‌دادند و سکوت و مماشات نمی‌کردند.

حضرت در اتخاذ این استراتژی اولاً به عنوان امام جامعه و جانشین پیامبرخدا و ثانیاً تنها باقی‌مانده از مردان شجره پاک نبوت و هم به عنوان یک مسلمان مسئول اندیشه و اقدام کردند.

اما از منظر امامت، باید گفت که امام در گفتمان قرآن کریم و مکتب اهل بیت؛ همان مسئولیت انبیا را عهده‌دار است که اقامه دین‌خدا و تعقیب هدف رسالت پیامبر در جامعه باشد.

چنان‌که قرآن اقامه دین را از اهداف بعثت پیامبران معرفی می‌کند: «شَرَعَ لَکّم مِن‌الدّینِ ما وَصّی بِه نوحاً والّذی أوحینا إلیکَ وما وَصینا بِه إبراهیم وموسی وعیسی أن أقیموا الدّین»۲

“خداوند شریعت و آیینی که برای شما مسلمین قرار داد، حقایق و احکامی است که نوح را هم به آن سفارش کرد و بر تو نیز همان را وحی کردیم و به ابراهیم و موسی و عیسی هم آن را سفارش نمودیم که دین خدا را بر پا دارید.”

امام حسین علیه السلام بر کرسی نشستن فرد فاسدی مثل یزید را نه تنها با اقامه دین خدا ناسازگار می‌داند بلکه زمامداری‌اش را سبب محو دیانت و شریعت می‌داند و لذا وقتی به حضرت پیشنهاد پذیرش و اعلام وفاداری به حکمرانی زاده معاویه می‌شود، می‌فرماید:

"اِنّا لِلّهِ وَاِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ وَعَلَی الاِْسْلامِ الْسَّلامُ اِذ قَدْ بُلِیَتِ الاُْمَّةُ بِراعٍ مِثْلَ یَزیدَ"۳

“در این صـورت باید گفت: انا للّه و انّا الیه راجعون و فاتحه اسلام را خواند زیرا امّت اسلام گرفتار چوپانی همانند یزید شده است”

ذکر استرجاع یعنی پذیرش این حکومت از سوی من، مساوی با ختم و پایان اسلام. لذا مثل او که امام و پیشوای جامعه است، تن به حاکم و حکومتی مثل یزید دادن شایسته و سزاوار نباشد و چنین نمی‌کند بلکه جهاد را بر می‌گزیند و عزت و شرافتی می‌آفرینند، ماندگار!

حمید احمدی

۱۲محرم ۱۴۴۸


۱-فتوح‌ ابن‌اعثم،ج۵،ص۱۱

۲-شوری،۱۳

۳-بحارالانوار،ج۱،۱۸۴

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha