۲۲ تیر ۱۴۰۵ - ۱۸:۳۵
قرآن چگونه جهاد علیه استکبار را تبیین می‌کند؟

قرآن کریم جهاد را پیش از آنکه ابزاری برای گسترش قدرت بداند، راهکاری برای مقابله با ظلم و دفاع از کرامت انسان‌های تحت ستم معرفی می‌کند.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: در جهانی که برخی قدرت‌ها با تکیه بر توان نظامی و اقتصادی در پی تحمیل اراده خود بر ملت‌ها هستند و اشغالگری و توسعه‌طلبی، امنیت و کرامت انسان‌ها را تهدید می‌کند، بازخوانی مفهوم جهاد در قرآن اهمیت ویژه‌ای دارد.

قرآن کریم جهاد را پیش از آنکه ابزاری برای گسترش قدرت بداند، راهکاری برای مقابله با ظلم و دفاع از کرامت انسان‌های تحت ستم معرفی می‌کند. جهاد در منطق قرآن بر سه اصل استوار است: دفاع در برابر تجاوز، مقابله با فتنه‌ها جهت استقرار حاکمیت الهی و حمایت از مستضعفان. این اصول نشان می‌دهد که اسلام با هرگونه سلطه‌طلبی، زورگویی و اشغالگری مخالف است و حفظ عدالت، آزادی و کرامت انسان را از مهم‌ترین مسئولیت‌های جامعه اسلامی می‌داند.

۱- دفاع در برابر تجاوز

خداوند در قرآن، مؤمنان را به مقابله با متجاوزان فرا خوانده و ضمن تبیین ماهیت دفاعی بودن جهاد در اسلام، مشروعیت دفاع در برابر تهدید و تجاوز را مورد تأکید قرار می‌دهد. خداوند در سوره حج، آیه ۳۹ به کسانی که مورد ظلم قرار گرفته‌اند، اذن جهاد داده و می‌فرماید: «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا؛ به کسانی که مورد جنگ و هجوم قرار می گیرند، چون به آنان ستم شده اذن جنگ و جهاد داده شده است.

همچنین خداوند جهت بیان مشروعیت دفاع در برابر تهدید و تجاوز در سوره بقره، آیه۱۹۰ می‌فرماید: «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا» و در راه خدا با کسانی که با شما می‌جنگند بجنگید، و [هنگام جنگ از حدود الهی] تجاوز نکنید.

از منظر روایی نیز امیرالمؤمنین علی(ع) همین اصل را مورد تأکید قرار داده و در وصیت خود به امام حسن و امام حسین علیهماالسلام هنگام وفات فرمود: «اَللَّهَ اَللَّهَ فِی اَلْجِهَادِ بِأَمْوَالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ وَ أَلْسِنَتِکُمْ فِی سَبِیلِ اَللَّهِ لاَ تَتْرُکُوا اَلْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْیَ عَنِ اَلْمُنْکَرِ فَیُوَلَّی عَلَیْکُمْ أَشْرَارُکُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلاَ یُسْتَجَابُ لَکُمْ» و (امام علی علیه‌السلام):

خدا را، خدا را! درباره جهاد با اموال و جان‌ها و زبان‌هایتان در راه خدا. مبادا امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنید؛ زیرا در آن صورت، بدان و اشرار شما بر شما مسلط خواهند شد، آنگاه دعا می‌کنید ولی دعایتان مستجاب نخواهد شد. (بحار الأنوار، ج۹۷، ص۹۰ ؛ مستدرک الوسائل،  ج۱۲، ص۱۸۰)

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، مبارزه با استکبار را از سطح یک کنش سیاسی فراتر برده و آن را به یک وظیفه اخلاقی و دینی تبدیل می‌کنند. در این نگاه، سکوت در برابر تجاوز و ظلم، زمینه گسترش فساد و نابودی عدالت را فراهم می‌آورد.

۲- رفع فتنه و استقرار حاکمیت الهی

این‌که جهاد تا کجا باید ادامه یابد و نیت و غایت آن چه باشد، از بنیادی‌ترین مباحث در اندیشه قرآنی است. قرآن کریم در آیه ۱۹۳ سوره بقره، پاسخی روشن به این پرسش ارائه می‌دهد و هدف جهاد را نه کسب قدرت یا منافع دنیوی، بلکه برچیده شدن فتنه و فراهم شدن زمینه حاکمیت دین الهی معرفی می‌کند. «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّیٰ لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ...؛ و با آنان بجنگید تا فتنه ای [چون شرک، بت پرستی و حاکمیّت کفّار و...] بر جای نماند و دین فقط ویژه خدا باشد....»

با توجه به گستره معنایی «فتنه» در آموزه‌های قرآنی، هدف جهاد تنها دفع یک تهدید نظامی محدود نیست، بلکه مقابله با هر عامل و ساختاری است که انسان را از مسیر حق، عدالت و بندگی خدا بازدارد. فتنه در این معنا، به هرگونه نظام‌ ظلم، شرک، استکبار، اختناق و سلطه‌ اطلاق می‌شود که آزادی ایمان، کرامت انسانی و حقوق مشروع ملت‌ها را سلب می‌کنند و مانع تحقق ارزش‌های الهی در جامعه می‌شوند. ازاین‌رو، قرآن کریم جهاد را ابزاری برای برچیدن بسترهای فتنه و رفع موانع هدایت معرفی می‌کند تا زمینه رشد معنوی و اجتماعی انسان و استقرار عدالت و حکومت الهی فراهم گردد.

مفهوم فتنه در روایات اهل‌بیت(ع) نیز همسو با آموزه‌های قرآنی، فراتر از یک اختلاف ساده یا نزاع شخصی تبیین شده است. امیرالمؤمنین(ع) ریشه فتنه‌ها را در پیروی از هواهای نفسانی، بدعت‌گذاری در دین و آمیختن حق و باطل می‌داند؛ وضعیتی که در آن مرزهای حقیقت دچار ابهام شده و زمینه فریب افکار عمومی فراهم می‌گردد. آن حضرت در نهج‌البلاغه می‌فرماید: «إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَأَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ؛ جز این نیست، که آغاز پیدایش فتنه‌ها پیروی از هواهای نفسانی بدعت‌ها است» (نهج‌البلاغه، خطبه ۵۰). از این منظر، فتنه تنها یک انحراف فکری نیست، بلکه جریانی سازمان‌یافته است که با پوشاندن لباس حق بر پیکره باطل، جامعه را از مسیر هدایت منحرف می‌سازد.

در منطق علوی، فتنه جریانی است که امنیت فکری و اجتماعی جامعه را تهدید کرده، حق را با باطل می‌آمیزد و زمینه گسترش ظلم و گمراهی را فراهم می‌کند؛ ازاین‌رو مقابله با آن، در راستای همان هدفی قرار می‌گیرد که قرآن کریم برای جهاد بیان کرده است: رفع فتنه و استقرار حکومت حق و گسترش عدالت در جامعه.

۳. حمایت از مستضعفان

قرآن همچنین در سوره نساء، آیه ۷۵، مسلمانان را به حمایت از مستضعفان دعوت می‌کند؛ انسان‌هایی که زیر فشار ستمگران قرار گرفته و خواهان رهایی از ظلم و بی‌عدالتی هستند. «وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیرًا؛ شما را چه شده که در راه خدا و [رهایی] مردان و زنان و کودکان مستضعف [ی که ستمکاران هر گونه راه چاره را بر آنان بسته‌اند] نمی‌جنگید؟ آن مستضعفانی که همواره می‌گویند: پروردگارا! ما را از این شهری که اهلش ستمکارند، بیرون ببر و از سوی خود، سرپرستی برای ما بگمار و از جانب خود برای ما یاوری قرار ده.»

در پرتو آیات، دفاع از مظلومان نه یک انتخاب سیاسی، بلکه یک تکلیف دینی و انسانی است و جهاد قرآنی ماهیتی بازدارنده و عدالت‌محور دارد. هرگاه قدرت‌های سلطه‌گر با تکیه بر توانمندی خود درصدد تحمیل اراده‌اش بر ملت‌ها برآیند، یا با اشغال سرزمین‌ها و محروم کردن ملت‌ها از حقوق مشروعشان، زمینه گسترش ظلم را فراهم کنند، اصلِ قرآنیِ جهاد در قالب دفاع از مظلوم و مقابله با فتنه موضوعیت می‌یابد.

از این منظر، جهاد در اندیشه اسلامی نه برای سلطه بر دیگران، بلکه برای جلوگیری از سلطه انسان بر انسان و پاسداری از حق، عدالت و کرامت بشری تشریع شده است.

سیره اهل‌بیت(ع) نیز تفسیر عملی آموزه‌های قرآنی درباره مبارزه با استکبار است. امام باقر(ع) دراینباره می‌فرماید: «وَ قَالَ اَلْبَاقِرُ عَلَیْهِ السَّلاَمُ:  اَلْعَامِلُ بِالظُّلْمِ وَ اَلْمُعِینُ لَهُ وَ اَلرَّاضِی بِهِ شُرَکَاءُ ثَلاَثٌ؛ ستمگر، یاری‌دهنده او و کسی که به ظلم او راضی باشد، هر سه در آن (ظلم) شریک‌اند». (جامع الأخبار,  ج۱,  ص۱۵۵)

امروزه تسلط ظالم بر مظلوم مصادیق گسترده و متنوعی یافته است. این پدیده می‌تواند در قالب اشغالگری، تحمیل اراده قدرت‌های سلطه‌گر، جنگ‌افروزی، آواره‌سازی ملت‌ها، سلب آزادی‌های مشروع، غارت منابع طبیعی کشورهای ضعیف، سلطه‌جویی سیاسی و اقتصادی و دیگر اشکال ظلم و استکبار ظهور یابد. از این منظر، استکبار جهانی هنگامی که با ابزارهای نظامی، اقتصادی یا رسانه‌ای موجب محرومیت ملت‌ها از حقوق مشروعشان شود، قرآن مسلمانان را به مقابله با آن فرا می‌خواند.

عبرت‌های تاریخی از پیامدهای سلطه‌پذیری

تاریخ اسلام نمونه‌های روشنی از آثار زیان‌بار سلطه‌پذیری و سکوت در برابر استبداد را نشان می‌دهد. تجربه حکومت بنی‌امیه نشان داد که فاصله گرفتن جامعه از ارزش‌های عدالت‌خواهانه قرآن، به گسترش تبعیض، فساد و سرکوب انجامید. در مقابل، مقاومت شخصیت‌هایی همچون امام حسین(ع) و یارانش، الگویی ماندگار از ایستادگی در برابر استکبار و حفظ کرامت انسانی را به نمایش گذاشت.

قرآن کریم نیز در داستان فرعون، نماد تاریخی استکبار را معرفی می‌کند. فرعون با تکیه بر قدرت سیاسی و نظامی، مردم را به استضعاف کشاند و آزادی آنان را سلب کرد. مقابله حضرت موسی(ع) با فرعون را می‌توان یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های مبارزه با نظام‌های استکباری در تاریخ ادیان دانست. از این رو، تقابل حق و باطل در قرآن صرفاً یک رخداد تاریخی نیست، بلکه الگویی دائمی برای جوامع انسانی در مواجهه با سلطه‌طلبی و بی‌عدالتی است.

در روزگار معاصر، سیاست‌های سلطه‌طلبانه رژیم صهیونیستی و نیز مداخلات و فشارهای قدرت‌هایی همچون ایالات متحده آمریکا و ایادی آنها، در زمره این مصادیق قرار دارد و ایستادگی در برابر چنین رویکردهایی، در چارچوب آموزه‌های قرآنی و روایی، دفاع از عدالت، استقلال ملت‌ها و حمایت از مستضعفان به شمار رفته و مبارزه با آنها یک مسئولیت دینی و اجتماعی به شمار می‌آید.

.............

منابع

قرآن کریم.

نهج البلاغه.

نوری، حسین بن محمدتقی و مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث. ۱۴۰۸–۱۹۸۷. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل. ۳۰ ج. بیروت - لبنان: مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث.

  مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، مسترحمی، هدایت‌ الله، غفاری، علی‌ اکبر، بهبودی، محمدباقر، مصباح یزدی، محمد تقی، محمودی، محمدباقر، خرسان، محمدمهدی، و همکاران. ۱۴۰۳. بحارالأنوار: الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار. ۱۱۱ ج. بیروت - لبنان: دار إحیاء التراث العربی.

  شعیری، محمد بن محمد. بدون تاریخ. جامع الأخبار. ۱ ج. نجف - عراق: المطبعة الحیدریة.

..........................

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha