۳۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۹:۲۳
آمریکا به دیپلماسی خیانت کرد/توافق‌ها نمی‌توانند صرفاً بر پایه اعتماد استوار باشند + عکس

سفیر جمهوری اسلامی ایران نزد سریر مقدس با تأکید بر اینکه تجربه بدعهدی‌ها و تجاوزهای آمریکا امکان اعتماد به واشنگتن را از میان برده است، گفت: هرگونه توافق آینده باید بر تضمین‌های عینی، تعهدات الزام‌آور و سازوکارهای راستی‌آزمایی استوار باشد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ محمدحسین مختاری در گفت‌وگو با روزنامه ایتالیایی «ایل فاتو کوئوتیدیانو» با تشریح ابعاد تجاوز نظامی آمریکا به ایران و هدف قرار گرفتن زیرساخت‌ها، مراکز آموزشی و درمانی و مناطق غیرنظامی تأکید کرد: حمله در میانه روند مذاکرات خیانت آشکار به دیپلماسی و نقض منشور ملل متحد است.

وی از جامعه جهانی خواست برابر این جنایات موضعی قاطع اتخاذ کند و هشدار داد که توافق‌های آینده نمی‌توانند بر اعتماد صرف به واشنگتن استوار باشند و باید با تضمین‌های عینی، تعهدات الزام‌آور و سازوکارهای راستی‌آزمایی همراه شوند.

متن کامل این مصاحبه از این قرار است:

جناب سفیر چرا معتقدید که به دیپلماسی خیانت شده است؟

ما برای دیپلماسی اهمیت فراوانی قائل هستیم و گفت‌وگو همواره امری ضروری تلقی شده است با این حال با کمال تأسف، دیپلماسی آشکارا مورد خیانت قرار گرفت. حمله در جریان یک روند مذاکراتی نه از منظر حقوقی و نه از منظر اخلاقی قابل توجیه نیست. این امر نشان می‌دهد که برخی بازیگران می‌توانند به‌طور هم‌زمان از مذاکره و فشار نظامی برای پیشبرد منافع خود استفاده کنند.

این موضوع چه معنایی برای اعتبار دیپلماسی بین‌المللی دارد؟

این اقدام نقض اصل منع توسل به زور است که در بند ۴ ماده ۲ منشور سازمان ملل متحد تصریح شده و همچنین اصل حل‌وفصل مسالمت‌آمیز اختلافات را تضعیف می‌کند. از این‌رو توافق‌ها نمی‌توانند صرفاً بر اعتماد استوار باشند بلکه باید با تضمین‌ها و سازوکارهای راستی‌آزمایی پشتیبانی شوند.

آیا دیپلماسی همچنان می‌تواند بر اعتماد میان دولت‌ها استوار باشد یا آنکه به تضمین‌ها و سازوکارهای راستی‌آزمایی نیاز دارد؟

روابط بین‌الملل بر اعتماد اخلاقی مطلق استوار نیست بلکه بر قدرت، منافع و محاسبه بنا شده است منطقی که اندیشمندانی چون توماس هابز و هانس مورگنتاو آن را تبیین کرده‌اند. در چنین چارچوبی، اعتماد نمی‌تواند مطلق باشد بلکه باید مشروط و قابل راستی‌آزمایی باشد.

از همین رو توافق‌ها باید با سازوکارهای راستی‌آزمایی، تضمین‌های اجرایی و توازن قدرت همراه باشند. دیپلماسی همچنان ضرورتی انکارناپذیر است اما بدون ابزارهای عملی حتی مهم‌ترین توافق‌ها نیز ممکن است آسیب‌پذیر شوند.

با توجه به تحولات اخیر آیا همچنان امکان بازگشایی کانال گفت‌وگو میان تهران و واشنگتن را ممکن می‌دانید؟ برای جلوگیری از تشدید دوباره تنش‌ها چه شرایطی ضروری است؟

از منظر جمهوری اسلامی ایران مساله اعتماد به دولت ایالات متحده صرفاً یک برداشت سیاسی یا احساسی نیست بلکه بر پایه مجموعه‌ای از تجربه‌های تاریخی شکل گرفته است ایران معتقد است که در دهه‌های گذشته آمریکا در موارد متعدد تعهدات خود را اجرا نکرده یا با تغییر دولت‌ها و اولویت‌های سیاسی توافقات پیشین را مورد تجدیدنظر قرار داده است.

در ادبیات سیاسی ایران نمونه‌هایی همچون حمایت آمریکا از رژیم پهلوی، حمایت از عراق در دوران جنگ تحمیلی، اعمال تحریم‌های گسترده پس از دوره‌های مذاکره و به‌ویژه خروج یک‌جانبه واشنگتن از توافق هسته‌ای برجام در سال ۲۰۱۸، تجاوز آشکار به کشورمان و نقض محرز منشور ملل متحد در حالی که در حال مذاکره بودیم به گونه ای که در تجاوز دوم منجر به شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی و خانواده ایشان و تعدادی از مقامات و بسیاری از شهروندان غیرنظامی بی گناه از جمله شهادت ۱۶۸ تن دانش آموزان خردسال مدرسه ابتدایی شجره طیبه میناب شد به‌ عنوان شواهدی از دشواری اعتماد پایدار به تعهدات آمریکا مطرح می‌شوند.

بر این اساس ما معتقدیم که صرف امضای یک توافق، تضمین‌کننده اجرای بلندمدت آن نیست و باید سازوکارهای عملی برای تضمین تعهدات وجود داشته باشد.

بر مبنای همین تجربه تاریخی، جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات و تعاملات بین‌المللی بر اصل «راستی‌آزمایی» و «اخذ تضمین‌های عینی» تأکید می‌کند. از نگاه ایران روابط بین‌الملل نباید بر اعتماد صرف به وعده‌های سیاسی استوار باشد بلکه باید بر تعهدات حقوقی الزام‌آور و سازوکارهای قابل سنجش بنا شود. از این‌ رو سیاست خارجی ایران این است که میان اصل مذاکره و همکاری از یک سو و احتیاط برابر امکان نقض تعهدات از سوی دیگر تعادل برقرار کند.

آیا رویارویی میان ایران و ایالات متحده را باید صرفاً یک اختلاف منطقه‌ای دانست یا آن را بازتابی از تحول گسترده‌تر در نظم بین‌المللی تلقی می‌کنید؟

رویارویی ایران و آمریکا را نمی‌توان صرفاً یک اختلاف منطقه‌ای بر سر نفوذ در غرب آسیا، برنامه هسته‌ای یا ترتیبات امنیتی خلیج فارس دانست هرچند این مسائل بخش مهم و فوری منازعه را تشکیل می‌دهند. در سطح منطقه‌ای، اختلاف دو کشور به موضوعاتی چون حضور نظامی آمریکا، حمایت واشنگتن از رژیم غاصب صهیونیستی، تحریم‌های اقتصادی، امنیت انرژی و تعریف متفاوت از نظم مطلوب خاورمیانه مربوط است.

آمریکا در پی حفظ ساختاری است که در آن متحدانش محور اصلی موازنه قدرت باشند در حالی‌ که ایران بر استقلال راهبردی کشورهای منطقه، کاهش حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای و شکل‌گیری ترتیبات امنیتی بومی تأکید دارد. از این منظر، منازعه ایران و آمریکا برخورد دو تصور متفاوت از امنیت و قدرت منطقه‌ای است.

اما در سطحی عمیق‌تر این رویارویی را باید بخشی از گذار گسترده‌تر از نظم تک‌قطبیِ پس از جنگ سرد به نظمی متکثر چندمرکزی دانست. بنابراین ایران در این گذار فقط یک قدرت منطقه‌ای نیست، بلکه در مقیاسی دیگر نماد مقاومت برابر نظم سلسله‌مراتبی و یک‌جانبه‌گرایانه تلقی می‌شود.

آیا می‌توان مساله هسته‌ای ایران را از نظام گسترده‌تر امنیت منطقه‌ای خاورمیانه جدا دانست؟

ایران بارها در مواضع رسمی خود اعلام کرده است که برنامه هسته‌ای این کشور ماهیتی صرفاً صلح‌آمیز دارد و در چارچوب نیازهای علمی، صنعتی، پزشکی و انرژی دنبال می‌شود. از نگاه جمهوری اسلامی ایران، فناوری هسته‌ای یکی از دستاوردهای علمی ملت ایران است که می‌تواند در تولید برق، درمان بیماری‌ها از طریق رادیوداروها، توسعه کشاورزی، مدیریت منابع آب و پیشرفت فناوری‌های نوین نقش‌آفرین باشد.

تأکید ایران بر این است که بهره‌مندی از انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز حقی است که بر اساس معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) برای همه کشورهای عضو به رسمیت شناخته شده است و ایران نیز خود را متعهد به استفاده از این حق در چارچوب قوانین و مقررات بین‌المللی می‌داند.

علاوه بر آن ایران بر مبانی دینی و اخلاقی خود نیز تأکید می‌کند. جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده‌ است که تولید، نگهداری و به‌کارگیری سلاح‌های کشتار جمعی از جمله سلاح هسته‌ای از منظر شرعی و اخلاقی مردود است.

فتوای رهبر شهید انقلاب اسلامی امام خامنه ای(ره) و نیز رهبر معظم فعلی انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای مبنی بر حرمت سلاح هسته‌ای نیز در همین چارچوب مورد استناد قرار می‌گیرد. از این رو، ایران استدلال می‌کند که راهبرد دفاعی و امنیتی کشور بر بازدارندگی متعارف، توانمندی‌های دفاعی بومی و امنیت منطقه‌ای استوار است و نه بر دستیابی به تسلیحات هسته‌ای. بر اساس این دیدگاه، برنامه هسته‌ای ایران باید به‌عنوان یک برنامه علمی و توسعه‌ای ارزیابی شود و طرحی برای تولید سلاح هسته ای و کشتار جمعی.

مرز میان بی‌طرفی دیپلماتیک و وظیفه اخلاقیِ محکوم کردن بی‌عدالتی‌ها در کجاست؟

بی‌طرفی دیپلماتیک به معنای بی‌تفاوتی اخلاقی نیست بلکه به معنای حفظ امکان گفت‌وگو، پرهیز از داوری شتاب‌زده و کوشش برای میانجی‌گری منصفانه میان طرف‌های درگیر است. یک دولت، نهاد بین‌المللی یا میانجی زمانی می‌تواند بی‌طرف تلقی شود که منافع و ادعاهای همه طرف‌ها را بشنود و در فرایند حل اختلاف، جانبدارانه عمل نکند. بااین‌حال، بی‌طرفی نسبت به طرف‌ها نباید به بی‌طرفی نسبت به اصول تبدیل شود. احترام به جان انسان‌ها، کرامت انسانی، منع تجاوز، حمایت از غیرنظامیان و رعایت عدالت، ارزش‌هایی نیستند که بتوان به نام مصلحت سیاسی از آن‌ها چشم پوشید.

مرز میان بی‌طرفی دیپلماتیک و سکوت غیراخلاقی در جایی قرار دارد که شواهد روشن و معتبر از تجاوز، کشتار غیرنظامیان، تبعیض سازمان‌یافته یا نقض آشکار حقوق انسان‌ها وجود داشته باشد. در چنین شرایطی، سکوت ممکن است عملاً به سود طرف قدرتمند و به زیان قربانیان تمام شود. دیپلماسی مسئولانه باید بتواند بدون نفرت‌پراکنی عمل ناعادلانه را صریحاً محکوم کند یعنی میان محکوم کردن رفتار و قطع کامل رابطه با بازیگر سیاسی تفاوت بگذارد. بنابراین، دیپلمات اخلاق‌مدار در روابط خود بی‌طرف می‌ماند اما برابر ظلم، تجاوز و تحقیر کرامت انسانی بی‌موضع نمی‌ماند.

در شرایطی که به نظر می‌رسد دیپلماسی سنتی تضعیف شده است واتیکان همچنان چه نقشی می‌تواند در بحران خاورمیانه ایفا کند؟

دیپلماسی واتیکان می‌تواند به جلوگیری از آن کمک کند که منازعات سیاسی به درگیری‌های هویتی یا مذهبی تبدیل شوند. واتیکان می‌تواند نقش یک تسهیل‌گر اخلاقی و ارتباطی را ایفا کند یعنی کانال‌های گفت‌وگو را باز نگه دارد، زمینه گفت‌وگو میان طرف‌های مختلف را فراهم سازد و جامعه بین‌المللی را به پاسداری از کرامت انسانی و رعایت حقوق بین‌الملل فرا بخواند.

قدرت واتیکان در توقف مستقیم جنگ‌ها نیست بلکه در ایجاد فضا برای گفت‌وگو، میانجی‌گری و تقویت تفاهم میان طرف‌های درگیر است.

جامعه بین‌المللی چه درسی باید از تضعیف اعتماد به توافق‌های دیپلماتیک بگیرد؟

دیپلماسی همچنان ضرورتی انکارناپذیر است زیرا بدون گفت‌وگو بحران‌ها می‌توانند به‌سرعت تشدید شوند. توافق‌ها باید با تضمین‌ها، سازوکارهای راستی‌آزمایی و ابزارهایی همراه باشند که اطمینان دهند تعهدات پذیرفته‌شده صرفاً در حد بیانیه‌های سیاسی باقی نمانند بلکه به تعهداتی تبدیل شوند که واقعاً مورد احترام و اجرا قرار گیرند.

آمریکا به دیپلماسی خیانت کرد/توافق‌ها نمی‌توانند صرفاً بر پایه اعتماد استوار باشند + عکس

..............

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha