خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: جهان امروز بیش از هر زمان دیگری، عرصه رقابت روایتها و نبرد بر سر افکار عمومی است. اگر در گذشته قدرت کشورها با توان نظامی و اقتصادی سنجیده میشد، اکنون توانایی در شکلدهی به افکار، مدیریت ادراک و روایتسازی از واقعیتها، به یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی تبدیل شده است. به همین دلیل، فرهنگ، هنر و رسانه دیگر صرفاً حوزههایی برای تولید آثار فرهنگی یا اطلاعرسانی نیستند، بلکه به بازیگران اصلی حفظ هویت ملی، تقویت انسجام اجتماعی و ارتقای قدرت نرم کشورها تبدیل شدهاند. در چنین فضایی، پیامها و رهنمودهای حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای(حفظه الله) درباره جایگاه اهالی فرهنگ، هنر و رسانه، نگاهی راهبردی به این میدان جدید از تقابلها ارائه میدهد؛ نگاهی که این سه حوزه را در خط مقدم جهاد تبیین و مقابله با جنگ ترکیبی دشمن قرار میدهد.
در منظومه فکری ایشان، جنگ امروز بیش از آنکه جنگ سلاحها باشد، جنگ ذهنها و محاسبات است. دشمن میکوشد پیش از هر اقدامی، دستگاه محاسباتی مردم را دچار اختلال کند، اعتماد عمومی را کاهش دهد، امید را به یأس تبدیل کند و با تحریف واقعیتها، جامعه را نسبت به آینده خود بدبین سازد. از همین رو، جهاد تبیین در این نگاه، صرفاً پاسخگویی به شبهات یا انتشار اخبار نیست، بلکه تلاشی مستمر برای روشن کردن حقیقت، جلوگیری از وارونهنمایی واقعیتها و حفظ قدرت تحلیل جامعه است. هنگامی که روایتهای جعلی جای حقیقت را بگیرند، تصمیمهای فردی و اجتماعی نیز بر پایه اطلاعات نادرست شکل میگیرد و این همان هدفی است که جنگ شناختی دنبال میکند.
در این میان، هنر جایگاهی ممتاز دارد. رهبر معظم انقلاب با طرح مفهوم «بعثت هنری»، از هنرمندان میخواهند که از مرز تولید آثار صرف عبور کرده و به روایتگران هویت و تاریخ ملت تبدیل شوند. تجربه ملتهای بزرگ نشان داده است که آنچه در حافظه تاریخی باقی میماند، صرفاً اسناد رسمی و گزارشهای سیاسی نیست، بلکه آثار ادبی، شعر، سینما، تئاتر، موسیقی و هنرهای تجسمی هستند که احساس، هویت و آرمانهای یک ملت را به نسلهای بعد منتقل میکنند. همانگونه که فردوسی با شاهنامه، تاریخ و هویت ایرانی را از گزند فراموشی حفظ کرد، امروز نیز هنرمندان میتوانند با روایت هنرمندانه واقعیتهای جامعه، سرمایهای ماندگار برای آینده کشور بیافرینند.
از منظر ایشان، هنر زمانی به رسالت حقیقی خود دست مییابد که در خدمت حقیقت، هویت و پیشرفت جامعه قرار گیرد. این نگاه، هنر را محدود به قالبهای تبلیغاتی نمیکند، بلکه از آن انتظار دارد با زبان زیبایی، خلاقیت و تأثیرگذاری، ارزشهای فرهنگی، سرمایههای اجتماعی و تجربههای تاریخی ملت را بازنمایی کند. جامعهای که روایت خود را تولید نکند، ناگزیر روایت دیگران را خواهد پذیرفت و این همان نقطهای است که تحریف تاریخ و هویت آغاز میشود.
در کنار هنر، رسانه نیز جایگاهی تعیینکننده دارد. رسانه امروز تنها انتقالدهنده خبر نیست، بلکه یکی از مهمترین بازیگران شکلدهی به افکار عمومی است. در شرایطی که شبکههای رسانهای و فضای مجازی به ابزار اصلی عملیات روانی و جنگ شناختی تبدیل شدهاند، مسئولیت رسانههای داخلی چندین برابر شده است. ایشان بر این باورند که رسانه باید با صداقت، دقت و مسئولیتپذیری، واقعیتها را روایت کند، اما همزمان اجازه ندهد مشکلات و اختلافات داخلی به ابزاری برای تحقق اهداف دشمن تبدیل شود. این نگاه نه به معنای نادیده گرفتن ضعفها و کاستیهاست و نه دعوت به سکوت در برابر مسائل جامعه؛ بلکه تأکید بر نقد منصفانه، مطالبهگری مسئولانه و پرهیز از بازتولید روایتهایی است که سرمایه اجتماعی و وحدت ملی را هدف قرار میدهند.
واقعیت آن است که امروز یکی از مهمترین اهداف جنگ ترکیبی، تضعیف اعتماد عمومی است. هر اندازه اعتماد مردم به یکدیگر، به نهادهای اجتماعی و به آینده کشور کاهش یابد، ظرفیت جامعه برای حل مسائل نیز کمتر خواهد شد. از این رو، امیدآفرینی در اندیشه حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، به معنای خوشبینی غیرواقعبینانه نیست، بلکه راهبردی برای حفظ پویایی جامعه و جلوگیری از غلبه یأس بر افکار عمومی است. رسانه مسئول، رسانهای است که ضمن بیان واقعیتها، افقهای پیش رو و ظرفیتهای کشور را نیز به تصویر بکشد و اجازه ندهد فضای عمومی در انحصار روایتهای مأیوسکننده قرار گیرد.
در این منظومه فکری، نخبگان فرهنگی نیز مسئولیتی فراتر از تولید اندیشه بر عهده دارند. آنان باید با شناخت دقیق تحولات جهانی، به دیدهبانان فرهنگ و هویت جامعه تبدیل شوند. تغییر سبک زندگی، تضعیف زبان ملی، گسترش الگوهای فرهنگی بیگانه و ایجاد گسست میان نسلها، از جمله چالشهایی است که بدون حضور فعال نخبگان فرهنگی نمیتوان با آنها مواجه شد. تأکید حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای بر پاسداری از زبان فارسی نیز از همین منظر قابل تحلیل است؛ زیرا زبان، صرفاً ابزار ارتباط نیست، بلکه حافظ تاریخ، فرهنگ، اندیشه و هویت یک ملت است و هرگونه آسیب به آن، در بلندمدت به تضعیف سرمایه فرهنگی کشور منجر خواهد شد.
یکی دیگر از محورهای مهم در اندیشه ایشان، صیانت از وحدت ملی است. تجربه تاریخی ایران و بسیاری از کشورهای جهان نشان داده است که بزرگترین آسیبها زمانی رخ داده که شکافهای داخلی بر نقاط مشترک غلبه کرده است. از این رو، دشمن در جنگ ترکیبی بیش از هر چیز بر برجستهسازی اختلافات، دوقطبیسازی و ایجاد بیاعتمادی تمرکز میکند. در چنین شرایطی، فرهنگ، هنر و رسانه وظیفه دارند با تقویت هویت مشترک، برجستهکردن سرمایههای ملی و ترویج گفتوگو و همبستگی، از انسجام اجتماعی پاسداری کنند. این رسالت، نه یک مأموریت مقطعی، بلکه ضرورتی دائمی برای حفظ ثبات و پیشرفت کشور است.
برآیند این دیدگاه آن است که فرهنگ، هنر و رسانه، سه حوزه جدا از یکدیگر نیستند، بلکه اجزای یک منظومه واحد برای ساختن قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران به شمار میروند. هنرمند با خلق اثر، رسانه با روایت حقیقت و نخبگان با تولید اندیشه، هر یک بخشی از فرآیند تمدنسازی را بر عهده دارند. هر اندازه این سه حوزه بتوانند هماهنگتر، حرفهایتر و متعهدانهتر عمل کنند، جامعه در برابر جنگ شناختی مقاومتر خواهد شد و ظرفیت بیشتری برای عبور از بحرانها و حرکت به سوی پیشرفت خواهد یافت.
بر همین اساس، پیام ایشان به اهالی فرهنگ، هنر و رسانه را باید دعوت به پذیرش یک مسئولیت تاریخی دانست؛ مسئولیتی که در آن قلم، تصویر، شعر، فیلم، کتاب و رسانه، ابزارهای دفاع از حقیقت، حفظ هویت ملی و تقویت امید اجتماعی هستند. در عصر نبرد روایتها، پیروزی از آنِ ملتی خواهد بود که بتواند روایت اصیل خود را با صداقت، عقلانیت، هنر و اثرگذاری به جامعه و جهان عرضه کند و اجازه ندهد حقیقت، قربانی تحریف و جنگ روانی شود.
الناز موسوی یکتا/ پژوهشگر جنگ شناختی و رسانه
..........................
پایان پیام
نظر شما