۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۵۴
سیلاب‌های امروز، میراث غفلت‌های دیروز؛ اشرف غنی پیش از انتقاد باید پاسخ‌گو باشد

انتقاد اشرف غنی از عملکرد طالبان در مدیریت سیلاب‌های اخیر، نمی‌تواند مسئولیت حکومت پیشین را در شکل‌گیری زیرساخت‌های فرسوده، ضعف مدیریت منابع آب و ناتوانی ساختارهای امدادی پنهان کند؛ مشکلاتی که با وجود میلیاردها دلار کمک خارجی، در دوران ریاست‌جمهوری او همچنان پابرجا ماند و امروز دامنه خسارات حوادث طبیعی را تشدید کرده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ سیلاب‌های اخیر در نورستان و دیگر استان‌های شرقی، بار دیگر ضعف عمیق افغانستان در مدیریت حوادث طبیعی را آشکار کرد. روشن است که طالبان در زمینه امدادرسانی، پیشگیری از بحران و حفاظت از جان مردم مسئول‌اند و باید درباره عملکرد خود پاسخ‌گو باشند؛ اما این واقعیت، مسئولیت دولت‌های پیشین و به‌ویژه حکومت اشرف غنی را از میان نمی‌برد.

بخش بزرگی از خسارت‌هایی که امروز بر اثر سیلاب، رانش زمین و بارندگی‌های شدید به مردم وارد می‌شود، تنها نتیجه شدت حوادث طبیعی نیست؛ بلکه پیامد مستقیم نبود زیرساخت، ضعف مدیریت منابع آب، ساخت‌وسازهای غیرمعیاری و سال‌ها بی‌توجهی به مناطق دورافتاده است. این مشکلات در چند سال اخیر ایجاد نشده‌اند. بسیاری از آن‌ها در دوره‌ای انباشته شدند که حکومت پیشین از حمایت گسترده سیاسی و مالی جامعه جهانی برخوردار بود و میلیاردها دالر برای بازسازی افغانستان هزینه شد.

دولت اشرف غنی خود را حکومت برنامه، تخصص و اصلاحات معرفی می‌کرد، اما در عمل نتوانست یک نظام کارآمد برای مدیریت بحران‌های طبیعی ایجاد کند. اداره‌های مسئول حوادث همچنان ضعیف، متمرکز، کم‌بودجه و فاقد توان عملیاتی باقی ماندند. در بسیاری از استان‌ها نه سامانه هشدار سریع وجود داشت، نه نقشه دقیق مناطق پرخطر تهیه شد و نه امکانات لازم برای واکنش سریع در اختیار مسئولان محلی قرار گرفت.

یکی از مهم‌ترین ضعف‌های آن دوره، تمرکز بیش از حد قدرت و تصمیم‌گیری در کابل بود. استان‌هایی مانند نورستان، بدخشان، دایکندی، غور و بخش‌هایی از ننگرهار و لغمان، سال‌ها در حاشیه برنامه‌های توسعه باقی ماندند. پروژه‌هایی که باید بر اساس نیازهای محلی طراحی می‌شد، اغلب از مرکز و بدون شناخت کافی از شرایط جغرافیایی اجرا می‌شد. نتیجه آن شد که با هر بارندگی شدید، راه‌ها مسدود، روستاها محاصره و روند امدادرسانی برای روزها مختل می‌شد.

مسئله دیگر، کیفیت پایین بسیاری از پروژه‌های عمرانی بود. جاده‌ها، پل‌ها، دیوارهای محافظتی و کانال‌های آب در موارد متعدد بدون نظارت کافی، با مصالح نامناسب یا برای اهداف کوتاه‌مدت سیاسی ساخته شدند. برخی پروژه‌ها پیش از تکمیل رها شدند و برخی دیگر پس از مدت کوتاهی کارایی خود را از دست دادند. فساد تنها به سرقت پول محدود نبود؛ هر پروژه غیراستاندارد، در زمان وقوع سیلاب می‌توانست به معنای از دست رفتن جان انسان‌ها باشد.

دولت پیشین همچنین در مدیریت حوزه‌های آبریز، حفاظت از جنگل‌ها و جلوگیری از تخریب محیط‌زیست کارنامه قابل دفاعی نداشت. قطع درختان، فرسایش خاک، استفاده بی‌رویه از زمین و نبود برنامه‌های آبخیزداری، شدت خسارت سیلاب‌ها را افزایش داد. چنین اقداماتی نیازمند برنامه‌های طولانی‌مدت بود؛ اما حکومت اشرف غنی بیشتر گرفتار منازعات سیاسی، تقسیم قدرت و بقای ساختار خود شد تا ایجاد ظرفیت‌های پایدار در مناطق آسیب‌پذیر.

نکته مهم دیگر، وابستگی شدید نظام جمهوریت به کمک‌های خارجی بود. حکومت پیشین نتوانست ساختاری ایجاد کند که پس از کاهش کمک‌ها نیز قادر به نگهداری راه‌ها، تجهیزات امدادی و زیرساخت‌های عمومی باشد. بسیاری از پروژه‌ها با پایان بودجه نهادهای خارجی متوقف شدند، زیرا نه منابع داخلی برای ادامه آن‌ها وجود داشت و نه مسئولیت مشخصی برای نگهداری‌شان تعریف شده بود.

از همین رو، اشرف غنی زمانی که طالبان را به دلیل ضعف در مدیریت سیلاب‌ها مورد انتقاد قرار می‌دهد، باید هم‌زمان توضیح دهد که دولت او با امکانات بی‌سابقه‌ای که در اختیار داشت، چرا نتوانست پایه‌های یک نظام مؤثر مدیریت حوادث را بنا کند. چرا مناطق کوهستانی و محروم همچنان بدون راه‌های مقاوم، مراکز امدادی مجهز و سامانه‌های هشدار باقی ماندند؟ چرا بودجه‌های کلان به پروژه‌هایی اختصاص یافت که تأثیر ملموسی بر امنیت و زندگی روزمره مردم نداشت؟

نقد طالبان ضروری است، اما نباید به فرصتی برای پاک‌کردن کارنامه حکومت پیشین تبدیل شود. اشرف غنی نمی‌تواند تنها از جایگاه ناظر و منتقد سخن بگوید؛ او بخشی از تاریخی است که نتیجه آن امروز در ویرانی روستاها، راه‌های تخریب‌شده و ناتوانی ساختارهای امدادی دیده می‌شود.

سیلاب‌های نورستان فقط یک حادثه طبیعی نیستند؛ آن‌ها نشانه شکست چندین دهه حکمرانی در افغانستان‌اند. طالبان مسئول وضعیت امروز است و حکومت اشرف غنی نیز در شکل‌گیری زمینه‌های این بحران سهم جدی دارد. مردم افغانستان بیش از پیام‌های همدردی سیاستمداران، به پاسخ‌گویی صادقانه درباره فرصت‌هایی نیاز دارند که از دست رفت و منابعی که می‌توانست کشور را در برابر چنین فجایعی مقاوم‌تر کند، اما چنین نشد.

....................

پایان پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha