به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ در برهه حساس کنونی که نظم جهانی در حال تغییر است و قدرتهای جدیدی برای جانمایی در نظم جدید در حال ظهور هستند؛ شاهد پدیدار شدن ایرانی متفاوت از دل جنگهای اخیر علیالخصوص جنگ رمضان هستیم.
نحوه مدیریت جنگ ایران با وجود حملات گسترده دشمن و ترور مقامات ارشد کشور، تحلیلگران بینالمللی را وادار به بررسی دقیق نظام سیاسی، فکری و مذهبی جمهوری اسلامی ایران کرده و به بحث داغ محافل سیاسی تبدیل شده است.
در این راستا، نشریه فارن افرز (Foreign Affairs) به عنوان نشریه تخصص در علوم سیاسی و روابط بینالملل که از سوی بسیاری جزو معتبرترین نشریهها در زمینه سیاستها و روابط خارجی ایالات متحده آمریکا محسوب میگردد؛ به این سوال پرداخته که «چرا جمهوری اسلامی ایران با وجود حملات شدید، سقوط نکرد؟ ».
ایران، عراق ۲۰۰۳ نیست!
این مقاله معتقد است که آمریکا و متحدانش با این تصور غلط که میتوانند در ایران با استفاده از همان الگوهای موفق در سقوط رژیم صدام یا حتی سقوط مادورو در ونزوئلا عمل کنند، جنگ را آغاز کرده و انتظار داشتند با ضربات سریع، ترور مقامات ارشد حاکمیت و بمباران منابع نفتی، ایران را تسلیم کنند اما این روش جوابگو نبود.
نکته کلیدی در این مقاله، درس گرفتن ایران از ضعف کشورهایی همچون عراق در زمان صدام است؛ همانطور که جنگ عراق باعث تغییرات ساختاری در ایران شد، شرایط جنگی کنونی نیز موجب افزایش تجربههای تاکتیکی و بازسازی سیستمهای دفاعی ایران گردید.
ایران با طراحی یک سیستم دفاعی چندلایه و تجزیهشده، اثرگذاری حملات را خنثی کرد و با تقسیمبندی مناطق به چندین نقطه عملیاتی و تشکیل فرماندهی مستقل در هر منطقه، از فروپاشی زنجیرهی تصمیمگیری جلوگیری کرد.
شکست استراتژی «قطع سر»
این مقاله در بخش دوم به تفاوت نسلها در ساختار حاکمیت ایران و اشتباه تیم ترامپ در برخورد با این تغییرات میپردازد.
مقاله ادعا میکند که برخلاف انتظار آمریکا، عملیاتهای تروریستی برای حذف سران نظام(قطع سر)، منجر به تسلیم ایران نشد. مقامات آمریکایی مانند روبیو در تحلیل جنگطلبانه خود دچار اشتباه بودند و تیم ترامپ به دلیل عدم شناخت دقیق از ساختار جدید، واقعیت را به درستی درک نکرد.
مقاله چنین ادعا میکند که نسل اول رهبران دوران انقلاب همچون امام خمینی(ره) یا شهید بهشتی که دوران شاهنشاهی را در جوانی تجربه کرده بودند، تمرکز خود را به مدیریت مسائل داخلی مانند بهبود وضعیت بهداشت، سوادآموزی و مقابله با مشکلات ساختاری جامعه پس از انقلاب معطوف کردند؛ زیرا با جامعهای روبرو بودند که از نظر سطح سواد و سلامت، بسیار آسیبپذیر بود و باید بر اساس نیازهای داخلی، کشور را بازسازی میکردند.
اما نسل جدید فرماندهان و مدیران فعلی که شامل فرماندهان جدید سپاه، دستگاههای امنیتی و حتی لایههای حاکمیتی هستند، نوعی برونگرایی در بحثهای سیاسی، امنیتی، حوزه خارجی و ژئوپلیتیک دارند و بهصورت فعالتر و جهانیتر عمل میکنند.
جلوگیری از پیوند مذهب و ملیگرایی در ایران
بخش سوم مقاله به نکته «پیوند مذهب و ملیگرایی» به عنوان یکی از حساسترین و استراتژیکترین مفاهیم در تحلیل غرب از ایران میپردازد.
مقاله به نقل قولی از «برژینسکی» مشاور امنیت ملی کارتر اشاره می کند که یکی از بزرگترین خطاهای استراتژیک آمریکا در برخورد با ایران، ایجاد شرایطی برای پیوند «مذهب تشیع با ملیگرایی ایرانی» است.
مقاله تحلیل می کند که طبق هشدار برژینسکی، اگر مذهب به عنوان ابزاری برای اتحاد فراملی با هویت ملی که ریشه در تاریخ و خاک ایران دارد، ترکیب شوند؛ شاهد تشکیل نیرویی بسیجکننده و بسیار قدرتمند هستیم که بسیار فراتر از یک جریان مذهبی ساده عمل میکند.
مقاله در پایان هشدار میدهد که از این پس، شرایط برای آمریکا بسیار خطرناکتر خواهد شد؛ زیرا پیوند میان مذهب و ملیگرایی، یک لایه دفاعی و تهاجمی جدید برای قدرت جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرده که تحلیل آن برای غرب دشوار است.
منبع: برنامه به وقت ایران
......................
پایان پیام / ۳۴۸
نظر شما