خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: امروزه به دلایل متعدد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، مسائل مربوط به زنان در صدر مهمترین موضوعات و چالشهای جهانی قرار گرفته است. در دهههای اخیر، هجوم فرهنگی به جوامع اسلامی در قالب شعارها و جنبشهای فمینیستی (مانند شعار زن، زندگی، آزادی) و استفاده از علوم شناختی برای پیشبرد اغراض ایدئولوژیک، مسئله زن را به یکی از ابزارهای اصلی اسلامستیزی تبدیل کرده است. از این رو، تبیین دقیق نگاه اسلام به زن، بر پایه مبانی و جهانبینی توحیدی، امری ضروری است. چنین بازخوانیای میتواند به تبیین دقیقتر حقوق، تکالیف و ظرفیتهای زن در نظام فکری اسلام کمک کند.
پیشینه تاریخی جایگاه زن
بررسی تاریخ تمدنهای بشری (یونان، سومر، مصر، هند، چین و ایران باستان)، شریعتهای تحریفشده پیش از اسلام (یهودیت و مسیحیت) و همچنین عصر جاهلیت کهن و جاهلیت مدرن، نشان میدهد که زن همواره با بیتوجهی به شأن و منزلت واقعیاش روبرو بوده است. در غرب نیز، مطالعات زنان که با نهضتهای فمینیستی اوج گرفت، غالباً رویکردی افراطی داشته است. هرچند امروزه برخی اندیشمندان غربی نیز به ضرورت بازگشت به فطرت و عفاف تأکید دارند؛ اما جایگاه زن در بسیاری از جوامع، همواره با نوعی نابرابری یا کاستی در تعریف منزلت انسانی همراه بوده است. به همین دلیلبازگشت به چارچوبی متعادل که هم کرامت انسانی زن را پاس بدارد و هم تفاوتهای تکوینی را به رسمیت بشناسد، اهمیت دارد.
مبانی معرفتشناسی اسلام
برای تبیین صحیح حقوق، تکالیف و اخلاقِ مربوط به زن در اسلام، باید به مبانی انسانشناختی و هستیشناختی آن رجوع کرد. در این مکتب، شناخت مسائل زنان بر دو پایه استوار است:
الف. فطرت که منبع درونی است؛ درواقع آفرینش ویژه انسان است و سه بُعد «توانش» (استعداد)، «بینش» (معرفت) و «گرایش» (تمایل) دارد.
ب. وحی که منبع بیرونی است؛ آیات و روایات منبع و مبنای تبیین شخصیت حقیقی، حقوق و تکالیف زن هستند.
چهار ساحت ارتباطی انسان
هویت انسانی و شکوفایی فطرت در بستر چهار نوع ارتباط شکل میگیرد: ارتباط با خدا، با خویشتن، با دیگران و با طبیعت.
۱. ارتباط با خدا (مهمترین پیوند و منشأ سایر روابط)
انسان در نسبت با خداوند به کمال میرسد و این نسبت، بنیاد سایر روابط اوست. در این میان، زن نیز به عنوان انسانی کامل، از ظرفیت بالایی برای فهم، عبادت، دعا و سلوک معنوی برخوردار است. نقش او در حیاتبخشی و پرورش نسل، میتواند بهمثابه یکی از جلوههای مهم مسئولیت وجودی و معنوی او فهم شود. زن تجلیگاه اسم «مُحیی» (حیاتبخش) خداوند است. او با پرورش موجودی زنده در درون خود، «حیات» را با علم حضوری تجربه میکند و به همین دلیل جایگاه تکوینی زن، عالیترین نشانه حیات به شمار میرود. زنان به دلیل لطافت روح، سلامت قلب، خشوع، عاطفه و قوت بصیرت درونی، از توان و استعداد بالایی برای درک و ارتباط با حقتعالی برخوردارند. این معرفت زلال سبب میشود که زنان در گرایش به دعا، نیایش، عبادت و پذیرش تکالیف الهی بسیار موفق و توانمند ظاهر شوند.
۲. ارتباط با خویشتن
زن از نظر جسمی، روانی و عاطفی ویژگیهایی دارد که در تجربه زیست انسانی او تأثیرگذار است. بارداری، مادری و تجربههای عاطفیِ خاص، در شکلگیری نوعی خودآگاهی و درک حضوری از حیات نقش دارد. تجربه بارداری به زن علم حضوریِ حیات میبخشد. در عین حال، زن و مرد از حیث برخورداری از عقل و امکان رشد معنوی مشترکند، هرچند در برخی کارکردهای روانی و اجتماعی، تفاوتهایی میان آنان دیده میشود. این تفاوتها، لزوماً به معنای برتری ذاتی یکی بر دیگری نیست، بلکه باید در چارچوب استعدادها و مسئولیتها فهم شود. از نظر روانی، ویژگیهایی چون دیگرخواهی و عاطفه عمیق او را متمایز میکند. از نظر روحی، زنان در عقل ذاتی و طبیعی با مردان مشترکند، اما در عقل اکتسابی (عقل ابزاری و معاش) ضعیفتر و در مقابل، در «عقل عملی و عقل معاد»، خودشناسی و بصیرت درونی قویتر هستند. زنان به دلیل شدت هیجانات، عواطف و گاه گرایش به خودنمایی، ممکن است در مسیر خودسازی با چالشهایی روبرو شوند که نیازمند تعدیل قوا از طریق خودشناسی است. زنان در تمایل به فضایل اخلاقی، زیباییدوستی و هنر از مردان موفقترند.
۳. ارتباط با دیگران
زنان در بسیاری از موارد در برقراری ارتباط، همدلی، و حفظ پیوندهای اجتماعی توانمندند. نقش مادری و همسری نیز در نظام خانواده و تربیت نسل، جایگاهی بنیادین دارد. از منظر اسلامی، مسئولیتپذیری، عاطفه و توان تربیتی از ظرفیتهای مهم زن در عرصه اجتماعی و خانوادگی به شمار میرود. اینکه زنان توانایی بالایی در ایجاد ارتباط، تفهیم و تفاهم و حفظ روابط اجتماعی دارند، ریشه در درک بالای آنان از حُسن و قبح عقلی (حکمت عملی) دارد. به دلیل روحیه «دیگرخواهی»، زنان عدالتطلبتر بوده و از نظر اجتماعی نقشهای بیبدیلی چون مادری و همسری دارند که آنها را به محور اصلی «تربیت» در جامعه تبدیل میکند. همچنین در پذیرش تکالیف و مسئولیتهای محوله، بسیار مسئولیتپذیرترند.
۴. ارتباط با طبیعت
پیوند با طبیعت، توان خلاقیت کلامی و ادبی زنان را شکوفا میکند. زنان خلقت و طبیعت را به واسطه نقش مادری، به صورت «حضوری» درمییابند و به دلیل لطافت روحی، در ارتباط با جهان آفرینش به بینشی عمیق از صفات الهی دست مییابند. علیرغم اشتیاق وافر به هنر و زیبایی، گاهی به دلیل تربیت ناصحیح یا جزئینگری، حسن کنجکاوی و ابتکار آنان ممکن است از مسیر اصلی منحرف شده و توان خلاقیت و ابداع (صنعتی/مادی) در آنها نسبت به مردان کمتر بروز یابد. از منظر منطق، زن و مرد از یک «جنس» و یک «نوع» انسانی، اما دو «صنف» متفاوت هستند. تفاوتهای موجود میان آنها ریشه در عوامل بیولوژیکی، روانی و کارکردی دارد. اسلام تفاوتهای ناشی از فرهنگها و رسوم غلط را نمیپذیرد، اما تفاوتهای تکوینی و روانی را که سبب تفاوت در «کارکردها»، «حقوق» و «تکالیف» میشود، مطابق با فطرت میداند.
نکته کلیدی و پایانی این است که در منطق قرآن، «تفاوت، هرگز دلیل بر برتری نیست.» تفاوت در نقشها و حقوق تنها برای نظمبخشی به نظام هستی و خانواده است و یگانه معیار برتری انسانها اعم از زن و مرد، تنها تقواست (۱).
نویسنده: زینب خاتون شیرینکار
پینوشت
۱. «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَی وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ؛ ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیرهها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامیترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است» (حجرات، ۱۳).
نظر شما