خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: صبح است. چشمانت را که باز می کنی، نخستین کاری که انجام می دهی، برداشتن گوشی همراه است. پیام ها، اخبار، لایک ها و کامنت هاو... در جهانی که هر فردی یک گوشی هوشمند در دست دارد، ظاهراً همه به هم متصل تر از همیشه اند. اینترنت، شبکه های اجتماعی، پیام رسان های فوری و تماس های تصویری، فاصله ها را در نگاه اول از میان برداشته اند. اما پرسش این است: «آیا واقعاً به هم نزدیکتر شده ایم؟ یا در میان انبوهی از ارتباطات مجازی، تنهاتر از همیشه مانده ایم؟»
پاسخ را می توان در رفتارهای روزمره جست. در یک مهمانی خانوادگی، هر کس غرق در صفحه گوشی خود است. در مترو و اتوبوس، همه با دنیای مجازی خود سرگرمند. نوجوانی که ساعت ها پای پیام رسان ها می نشیند، اما حاضر نیست چند کلمه با والدین خود گفت وگو کند. این ها نشانه های یک بحران عمیق است: «بحران فردگرایی افراطی».
اینجاست که می توان به مفهوم «تعاون» که در اسلام و به ویژه در اندیشه بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره)، جایگاهی والا دارد، پی برد. تعاون می تواند همچون نوری در دل این تاریکی بدرخشد. تعاون، همان داروی شفابخشی است که جامعه امروز ما برای رهایی از این بیماری فراگیر به آن نیاز دارد.
بخش اول: فردگرایی؛ نقشه استعماری برای تسخیر انسان ها
۱.۱. از انقلاب صنعتی تا انقلاب دیجیتال؛ داستان یک تغییر استراتژیک
استعمار در طول تاریخ، روش های مختلفی برای سلطه بر ملت ها به کار برده است. روزگاری با لشکرکشی نظامی، روزگاری با استثمار اقتصادی و امروز با جنگ نرم و تسخیر اذهان. اما شاید هوشمندانه ترین و در عین حال خطرناک ترین نقشه استعمار، ترویج «فرهنگ فردگرایی» باشد.
ماجرا از چه قرار است؟ از زمانی که غرب با انقلاب صنعتی، انسان را به ماشین تبدیل کرد و سپس با انقلاب دیجیتال، او را به گوشی موبایل خود گره زد، به تدریج سنگ بنای یک جامعه جدید را بنا نهاد: «جامعه ای که در آن هر کسی به فکر خودش است و هیچکس به فکر دیگری.»
نتیجه این روند چیست؟ امروزه در بسیاری از کشورهای غربی، سالمندان در خانه های سالمندان تنها می میرند، کودکان با بازی های رایانه ای بزرگ می شوند، همسایه ها همدیگر را نمی شناسند و خانواده ها از هم می پاشند. این همان چیزی است که مد روزِ «اومانیسم سکولار» نامیده می شود؛ انسانی که خود را مرکز جهان می داند و هیچ مرجعی بالاتر از خود نمی پذیرد، حتی خدا.
۱.۲. رسانه؛ سلاح نرم استعمار نوین
اما این فرهنگ چگونه به کشورهای اسلامی و از جمله ایران سرایت پیدا کرد؟ پاسخ در قدرت بی بدیل «رسانه» نهفته است. استعمار مدرن به خوبی آموخته که با لشکرکشی نظامی نمی توان قلعه های فکری ملت ها را فتح کرد؛ پس از سلاح «رسانه» استفاده می کند.
اینفلوئنسرها، سریال ها، فیلم ها، بازی های رایانه ای، موسیقی های زیرزمینی، شبکه های اجتماعی و هزاران ابزار دیگر که در دسترس نسل جوان است، همگی پیام واحدی را القا می کنند: «تو مهمترینی»، «به نظر دیگران کاری نداشته باش»، «خودت باش»، «فقط به فکر خوشی خودت باش».
ظاهر این پیامها، جذاب است، اما باطن آن، ویرانگرترین سم برای جوامع اسلامی است. وقتی همه به فکر خود باشند، جامعه ای شکل نمی گیرد. وقتی همه فقط به حقوق خود فکر کنند و به تکالیف اجتماعی خود توجه نکنند، تمدنی فرو می پاشد. این دقیقاً همان چیزی است که استعمار می خواهد.
۱.۳. عواقب تلخ فردگرایی در زندگی ایرانی
این تهاجم فرهنگی در زندگی روزمره ما چه تأثیری گذاشته است؟
به خانواده های چند دهه پیش توجه کنید، خانواده های ایرانی، شب ها دور یک سفره می نشستند، قصه می گفتند، خاطره تعریف می کردند و از روزمرگی های خود با هم صحبت می کردند. امروز اما، چه بسیار خانواده هایی که اعضای آنها در یک اتاق نشسته اند، اما هر کسی با گوشی خود در دنیایی جداگانه سیر می کند. والدین از فرزندان خود دلخورند و فرزندان از والدین خود گریزان.
به روابط اجتماعی امروز نگاه کنید. روزگاری در کوچه و خیابان، همسایه ها یکدیگر را می شناختند و به کمک هم می آمدند. امروز اما، بسیاری از آپارتمان های شهری، چندین خانواده را در خود جای داده اند که هیچ شناختی از یکدیگر ندارند. در حوادثی مثل زلزله، سیل و حتی بیماری های واگیردار، اگر روحیه تعاون نباشد، چطور می شود از بحران ها عبور کرد؟
نگاه کنید به روند رشد طلاق، اعتیاد، افسردگی و تنهایی، همه این آسیب های اجتماعی که امروز به دغدغه اصلی خانواده ها تبدیل شده است، ریشه ای جز فردگراییِ افراطی ندارند. وقتی کسی نتواند مشکلات خود را با دیگری در میان بگذارد، وقتی کسی در تنهایی خود غرق شود و کسی نباشد که به او کمک کند، نتیجه جز فروپاشی و سقوط نیست.
۱.۴. توطئه «مهارت های زندگی» به جای «فرهنگ تعاون»
نکته جالب اینجاست که امروز برخی با شعار «مهارت های زندگی» سعی می کنند راه حل هایی برای این بحران ارائه دهند، اما غافل از اینکه این راه حل ها نیز اغلب از همان چارچوب فردگرایانه آب می خورند. یعنی به جای اینکه بگوییم «به هم کمک کنید»، می گوییم «چطور تنهایی را تحمل کنید» به جای اینکه فرهنگ تعاون را رواج دهیم، مهارت های انطباق با فردگرایی را آموزش می دهیم. این دقیقاً همان اشتباهی است که باید از آن پرهیز کنیم.
بخش دوم: تعاون در اسلام؛ بنیانی توحیدی و فطری
۲.۱. قرآن و دعوت به همکاری در نیکی
نظام اسلامی بر پایه ارزش های والای الهی استوار است و قرآن کریم، مهمترین منبع این نظام، توجه ویژه ای به مفهوم تعاون و همکاری دارد. بی تردید، مهمترین آیه در این زمینه، آیه ۲ سوره مائده است که می فرماید: «وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی وَ لا تَعاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ»؛ «و در نیکی و پرهیزگاری با یکدیگر همکاری کنید و در گناه و تجاوز همکاری ننمایید.»
اما چرا قرآن از میان همه مفاهیم، تعاون را در کنار «برّ» و «تقوا» قرار داده است؟ مگر «برّ» به معنای نیکی و خوبی و «تقوا» به معنای پرهیزگاری، مفاهیم فردی نیستند؟ پاسخ این است که در نگاه قرآن، هیچ نیکی و هیچ پرهیزگاری ای در انزوا معنا پیدا نمی کند. توحیدِ راستین یعنی پیوندِ انسان با خدا و با خلق خدا. امام رضا(ع) در روایتی می فرمایند: «کسی که به فکر همسایه خود نباشد، از ما نیست.»
از نگاه قرآن، جامعه یک پیکره است؛ هر عضوی به عضو دیگر نیاز دارد. تعاون یعنی جاری شدن خیر و برکت در میان این پیکره. وقتی می فرماید «تعاونوا علی البر»، یعنی مسیر نیکی، راهی جمعی است و تنهایی در آن راه به مقصد نمی رسد.
۲.۲. تعاون در سیره معصومین و اصحاب
از آن جایی که پیامبر اکرم (ص) در واپسین ساعات زندگی فرمودند: من دو چیز نزد شما به یادگار می گذارم، کتاب خدا و اهل بیتم را؛ ما نیز در تمسک به کارها علاوه بر توجه به فرمایشات قرآن؛ باید به سیره پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) نیز بنگریم. آیا آنها به تنهایی به کارهای خود می پرداختند؟
رسول خدا (ص) در ساختن مسجد مدینه، با دستان مبارک خود سنگ حمل می کردند. امیرالمؤمنین علی(ع) شب ها به یتیمان و فقرا کمک می کردند و با دست خود به آنها رسیدگی می نمودند. امام حسن مجتبی(ع) با فقرا همسفره می شدند و امام حسین(ع) در راه کربلا، با همراهی یاران، روزه می گرفتند و آنچه داشتند تقسیم می کردند. این سیره عملی، گواه بر آن است که روح تعاون، در متن زندگی دینی جاری بوده است.
۲.۳. چرا تعاون فطری است؟
امام خمینی(ره)، با نگاه توحیدی و فلسفی خود، تعاون را فراتر از یک دستور اخلاقی و اقتصادی می دیدند. ایشان تعاون را «امری فطری» می دانستند. یعنی انسان ذاتاً خواهان زندگی با دیگران و در کنار دیگران است. حتی اگر کسی تمام نیازهای مادی خود را داشته باشد، باز هم نیاز به تعامل و همکاری با دیگران دارد.
این نگاه، بسیار عمیق و مبتکرانه است. در جهانی که همه از «انسان اقتصادی» و «انسان خودخواه» سخن می گویند، امام تعاون را به فطرت انسان گره می زنند؛ یعنی می گویند انسان اگر در مسیر فطرت خود حرکت کند، نه تنها خودخواه نیست، بلکه به همکاری طبیعی و خودجوش با دیگران تمایل دارد. پس وقتی می بینیم جامعه ای به سمت فردگرایی می رود، یعنی در واقع از فطرت خود فاصله گرفته است و این فاصله گرفتن، درد و رنج و بحران به بار آورده است.
بخش سوم: امام خمینی و بازتعریفِ تعاون در مسیر تمدن اسلامی
۳.۱. نگاهی نو به اقتصاد تعاونی
یکی از خلاقیت های بزرگ امام خمینی(ره) در نظام جمهوری اسلامی، این بود که تعاون را به عنوان یک رکن اساسی در اقتصاد کشور مطرح کردند. در اصل ۴۴ قانون اساسی نیز، اقتصاد ایران را بر سه پایه دولتی، خصوصی و تعاونی استوار شده است.
اما این نگاه، صرفاً اقتصادی نبود. امام(ره) به خوبی دریافته بودند که اگر روحیه تعاون در جامعه نهادینه شود، بسیاری از مشکلات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی حل می شود. به همین دلیل، ایشان با تأکید بر این مفهوم، راهکاری عملی برای خارج شدن از وابستگی به استعمار و خودکفایی اقتصادی ارائه دادند.
تعاون یعنی اینکه من و تو، به جای اینکه به یک بیگانه وابسته باشیم، به هم تکیه کنیم. یعنی من نیازی به استعمارگر ندارم که بیاید برایم شغل ایجاد کند؛ خودمان با همکاری یکدیگر، شغل ایجاد می کنیم، ثروت می آفرینیم و عزت خود را حفظ میکنیم.
۳.۲. تعاونِ فرهنگی؛ پاسخی به جنگ نرم
اما وجه دیگر نگاه امام، تعاون در عرصه فرهنگی و اجتماعی بود. یکی از شاخصه های انقلاب اسلامی، هم افزایی اقشار مختلف برای یک هدف مشترک بود. در دوران دفاع مقدس، کشاورز، کارگر، دانشجو، طلبه، خانه دار، همه با همکاری یکدیگر در پشت جبهه و در خط مقدم، از خاک و ناموس کشور دفاع کردند. آنجا بود که ثمره شیرین تعاون را دیدیم؛ جامعه ای که در سخت ترین شرایط، سرپا ایستاد و شکست ناپذیر بود.
امام(ره) با این نگاه، ثابت کردند که تعاون صرفاً یک کلمه ی قرآنی نیست، بلکه یک فرهنگ، یک سبک زندگی و یک استراتژی برای بقا و پیشرفت است. ایشان در بیانات خود، بارها بر ضرورت وحدت و همبستگی تأکید داشتند و می فرمودند: «اگر مسلمانان باهم متحد باشند، هیچ قدرتی نمی تواند بر آنها غلبه کند.»
بخش چهارم: چرا امروز بیش از هر زمان دیگری به تعاون نیاز داریم؟
۴.۱. جبهه شناسی جدید؛ دشمنی که تعاون را نشانه گرفته است
دشمنان امروز جامعه اسلامی، به خوبی می دانند که اگر روحیه تعاون در میان مردم از بین برود، آنها راحت تر می توانند به اهداف خود برسند. به همین دلیل، تمام تلاش خود را به کار گرفته اند تا خانواده ها را از هم بپاشند (تا پناهگاه امن انسان ها در مقابل هجمه ها فرو بریزد). اعتماد عمومی را تخریب کنند (تا مردم به یکدیگر بدبین شوند و دست همکاری به سمت هم دراز نکنند). فرهنگ مصرف گرایی را رواج دهند (تا همه به فکر ثروت شخصی باشند و به فکر پیشرفت جمعی نباشند). دستاوردهای انقلاب را زیر سؤال ببرند (تا امید به آینده در جوانان از بین برود و به دنبال خروج از کشور باشند، نه ساختن کشور).
در چنین شرایطی، مهمترین سلاح ما برای مقابله، «احیای فرهنگ تعاون» است. یعنی اینکه بدانیم دشمنی که امروز مقابل ماست، یک دشمن نظامی صرف نیست؛ بلکه دشمنی است با سلاحِ رسانه و تکنولوژی. پس باید جبهه ما نیز جبهه فرهنگی باشد و مهمترین سنگر آن، سنگر تعاون و همدلی.
۴.۲. شاهد مثال های عینی از برکات تعاون در ایران
اما آیا تعاون در ایران امروز، صرفاً یک شعار باقی مانده است؟ خیر. مصادیق زیادی از تأثیرات مثبت تعاون را می توانیم مشاهده کنیم:
1. تعاونی های مسکن که هزاران خانواده توانسته اند با تشکیل تعاونی های مسکن، خانه های خود را با هزینه کمتر و با همیاری یکدیگر بسازند.
2. تعاونی های تولیدی و کشاورزی: روستاییان و تولیدکنندگان با تشکیل تعاونی، توانسته اند محصولات خود را به بهترین شکل به بازار عرضه کنند و از سود بیشتر و عادلانه تری بهره مند شوند.
3. صندوق های قرض الحسنه: یکی از زیباترین مصادیق تعاون در ایران، صندوق های قرض الحسنه محلی و مسجدی هستند که با همکاری مردم، به نیازمندان وام های بدون بهره می دهند و گره از کار بسیاری از خانواده ها باز می کنند.
4. کمک های مؤمنانه در بحران ها: در جریان کرونا، زلزله و سیل، شاهد بودیم که چگونه مردم خودجوش به کمک هموطنان خود شتافتند و با روحیه تعاون، بسیاری از مشکلات را کاهش دادند.
5. تعاون تحصیلی و علمی: گروه های علمی دانشجویی، کارگروه های پژوهشی، گروه های جهادی که در محروم ترین نقاط کشور به خدمت رسانی مشغولند، همگی نشانه هایی از تعاونِ زنده و پویا در جامعه هستند.
۴.۳. تعاون؛ راهکاری برای مسئله اشتغال و اقتصاد مقاومتی
یکی از مهمترین مصادیق تعاون که در بیانات رهبر شهید انقلاب (ره) نیز بارها بر آن تأکید شده، «اقتصاد مقاومتی» است. اقتصاد مقاومتی یعنی تکیه بر توان داخلی و استفاده از ظرفیت های مردمی. و تحقق این مهم بدون روحیه تعاون و همکاری، ممکن نیست.
اگر امروز به دنبال راهکارهایی برای کاهش بیکاری، مهار تورم و تولید ملی هستیم، یکی از کلیدهای اصلی آن، تقویت تعاونی ها و فرهنگ تعاون است. زمانی که مردم با هم متحد شوند و با همکاری یکدیگر به تولید و کارآفرینی بپردازند، وابستگی ما به خارج کاهش می یابد و اقتصاد کشور در برابر فشارهای دشمن مقاوم تر می شود.
تعاون یعنی اینکه به جای شعار «کار را به کاردان بسپاریم»، بگوییم «کار را به دست های به هم پیوسته بسپاریم».
بخش پنجم: راهکارهایی برای احیای فرهنگ تعاون در خانواده و جامعه
۵.۱. از خانواده شروع کنیم
همانطور که اشاره شد، خانواده کوچکترین و مهمترین نهاد اجتماعی است. پس احیای تعاون باید از خانواده آغاز شود.
- پدر و مادری که برای حل مشکلات خود با یکدیگر مشورت میکنند و همکاری دارند، الگویی عملی برای فرزندان خود می سازند.
- اعضای خانواده که کارهای خانه را با تقسیم وظایف عادلانه و با همکاری انجام می دهند، فرهنگ کار گروهی را در وجود فرزندان نهادینه می کنند.
- نشست های خانوادگی که در آن درباره مشکلات، برنامه ها و آرزوها گفت وگو می شود، حس تعلق و همبستگی را تقویت می کند.
چه زیباست که در یک خانه، فرزندان ببینند که پدر و مادر برای حل مشکلات، با یکدیگر تعاون و همکاری دارند؛ آنگاه این رفتار در ذهن آنها نهادینه می شود و در زندگی آینده و روابط اجتماعی خود، آن را به کار می گیرند.
۵.۲. بازنگری در نظام آموزشی
مدارس و دانشگاه ها نیز می توانند نقش کلیدی در احیای فرهنگ تعاون ایفا کنند. به جای تأکید صرف بر رقابت های فردی و کسب نمرات شخصی، باید فعالیت های گروهی، پروژه های مشارکتی، کارهای داوطلبانه و تیم های علمی و ورزشی تقویت شود.
انسانی که از دوران مدرسه، طعم شیرین همکاری و کار گروهی را می چشد، در آینده به سختی به دام فردگرایی خواهد افتاد.
۵.۳. استفاده هوشمندانه از رسانه
اگر دشمن از رسانه برای ترویج فردگرایی استفاده می کند، ما نیز باید از همین ابزار برای ترویج تعاون بهره ببریم. یعنی:
- ساخت فیلمها و سریال هایی که قهرمانان آنها نه افراد تنها، بلکه گروه های همکار و همراه هستند.
- تولید محتوای مجازی در شبکه های اجتماعی که بر همدلی، مهربانی، کمک به همسایه و فعالیت های جمعی تأکید دارد.
- روایت داستان های موفقیت تعاونی ها و گروه های جهادی و انعکاس آن در رسانه های جمعی.
رسانه اگر در خدمت فرهنگ تعاون باشد، می تواند معجزه کند و نسل جوان را از باتلاق فردگرایی نجات دهد.
۵.۴. تقویت تعاونی های واقعی و مردمی
یکی دیگر از راهکارهای عملی، تقویت تعاونی های واقعی و خارج شدن از تعاونی های صوری و دستوری است. تعاونی باید یک خواست واقعی و مردمی باشد، نه یک تشکیلات دولتی تحمیلی. دولت می تواند با حمایت های مالی، اعتباری و حقوقی، زمینه را برای رشد و شکوفایی تعاونی های مردمی فراهم کند.
۵.۵. احیای سنت های نیکوی ایرانی-اسلامی
ایران دارای سنت های غنی در زمینه همکاری و همیاری است. تعاونیهای سنتی همچون «بنه»، «وَرگ»، «حصبه» و «نذورات» که در شهرها و روستاهای مختلف وجود داشتند، مصادیقی از این روحیه جمعی بودند. احیای این سنت ها با نگاهی نو و با بهره گیری از ابزارهای مدرن، می تواند بسیار کارآمد باشد.
نتیجه گیری: تعاون؛ راه نجات از تفرقه و سلطه
در پایان باید بپذیریم که جامعه امروز ایران، بیش از هر زمان دیگری به معنای واقعی «تعاون» نیاز دارد. در جامعه ای که دشمن با تمام قوا بر تفرقه افکنی و فردگرایی متمرکز شده است، تعاون یک ضرورت انکارناپذیر است.
امام خمینی(ره) با نگاه عمیق توحیدی خود، تعاون را امری فطری و بنیادین دانستند و آن را به عنوان یکی از ارکان نظام جمهوری اسلامی مطرح کردند. امروز نیز این وظیفه ماست که با احیای این فرهنگ ارزشمند، ضمن تحکیم خانواده ها، جامعه را در برابر هجمه های فرهنگی و اقتصادی دشمنان مقاوم کنیم.
هفته تعاون را بهانه ای کنیم برای اینکه از امروز، در خانواده، محل کار، محله و شهر خود، دست همکاری به سوی دیگران دراز کنیم و با هم، آینده ای روشنتر برای ایران اسلامی رقم بزنیم.
تعاون؛ یعنی من و تو، با هم، برای خدا. و اگر این نهادینه شود، هیچ قدرتی نمی تواند بر ما غلبه کند.
زهرا صالحی فر
نظر شما