۱۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۶
آیا جامعه اسلامیِ ایده‌آل، جامعه بدون فقیر است؟

تأکیدهای مکرّر اسلام بر کمک به بینوایان، دلیل بر به رسمیت شناختن «فقر» نیست. چون: ۱- در احادیث اسلامی آمده که اگر جامعه سالم باشد و مردم حقوقی را که خداوند در اموال آنان برای این طبقه قرار داده، بپردازند فقیری در آن یافت نمی شود. ۲- اسلام در آغاز کار در یک اجتماع به تمام معنا ناسالم و مملوّ از تبعیض ها و تجاوزها و ظلم ها به وجود آمد و لذا باید برنامه ای تهیّه می کرد که در آن فقر و گرسنگی تدریجاً ریشه کن گردد.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا:در آیات قرآن مجید و روایات اسلامی دستور داده شده که به افراد نیازمند و محروم کمک کنیم تا آن جا که دو قسمت از مصارف هشتگانه زکات، فقرا و مستمندان معرّفی شده اند، آیا تأکیدهای مکرّر اسلام بر کمک به بینوایان دلیل بر این نیست که اسلام «فقر» را به عنوان یک موجود ثابت در بافت اجتماعی اسلام پذیرفته است؟ جواب: اوّلا: در احادیثی که پیرامون مالیات های اسلامی مانند زکات وارد شده است به این حقیقت تصریح شده که اگر جامعه اسلامی جامعه سالمی باشد، هیچ فقیر و نیازمندی در سراسر آن پیدا نمی شود و اگر مردم حقوقی را که خداوند در اموال آنان برای این طبقه قرار داده است، بپردازند، اثر و نشانه ای از فقر در اجتماع باقی نمی ماند.

امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «لَو اَنَّ النّاسَ ادَّوا زکاةَ اَمْوالِهِمْ ما بَقِیَ مُسْلِم فَقیراً مُحْتاجاً وَلاسْتَغْنی بِما فَرَض الله لَه وَ اَنَّ النّاسَ ما إفتقروا وَلا إحتاجُوا وَلا جاعُوا وَلاعَرُوا اِلاّ بِذُنوبِ الاَغْنِیاء»؛ (هرگاه مردم زکات اموال خود را می پرداختند هرگز مسلمان نیازمندی در جامعه اسلامی پیدا نمی شد و در پرتو حقوقی که خداوند به نفع آنان در اموال ثروتمندان قرار داده است، بی نیاز می شدند. اگر در اجتماع ما فقیر و محتاجی و یا گرسنه و برهنه ای دیده می شود، به دلیل خودداری ثروتمندان از پرداخت فرایض مالی است).(۱)

با بررسی احادیثی که در این مورد وارد شده است، بخوبی استفاده می شود که فقر اقتصادی فقط واکنش وظیفه نشناسی ثروتمندان و مظالم و ستم های اجتماعی گروهی از اغنیاست. بنابراین، اسلام فقر را یک نوع بیماری و انحراف و واکنش نامطلوب، به خاطر سالم نبودن دستگاه های اجتماع می داند؛ نه این که آن را به عنوان یک ضرورت اجتماعی و یا پدیده طبیعی در بافت های اجتماع می پذیرد.

ثانیاً: اسلام در آغاز کار در یک جامعه سالم پدید نیامد، بلکه در یک اجتماع به تمام معنا ناسالم و مملوّ از تبعیض ها و مظالم و تجاوزها و تعدّی ها به وجود آمد. قوانین تابناک آن در چنین محیطی پیاده گردید و رسالت آن این بود که جامعه آن چنانی را به سوی یک جامعه سالم و ایده آل اسلامی ببرد و مسلّماً برای رسیدن به این هدف می بایست برنامه ای تهیّه کند که در آن فقر و گرسنگی تدریجاً ریشه کن گردد؛ زیرا فقر و محرومیّت چیزی بود که در بافت های اجتماع بشری آن روز رخنه کرده بود و می بایست با برنامه صحیح اسلامی از میان برود. ثالثاً: در یک جامعه آزاد، سود جویان و سوء استفاده کنندگانی پیدا می شوند که برای مردم و افراد جامعه ناراحتی هایی می آفرینند. بطور مسلّم در برابر این گونه اشخاص باید طرح و برنامه ای باشد تا نتیجه اعمال بی رویّه آنها را بی اثر سازد.

مثلا ما می بینیم در قوانین اسلام، قانون قصاص و حدود و کیفرهای مربوط به سرقت و عمل منافی عفّت و انواع تجاوزها وجود دارد و نه تنها در اسلام، بلکه در تمام جامعه های متمدّن چنین قوانینی حکومت می کند؛ آیا کسی می تواند وجود این قوانین را گواه بر این بگیرد که باید در جامعه قتل و جنایت و عمل منافی عفّت وجود داشته باشد و الاّ وضع چنین قوانینی لغو به شمار می رود؛ بطور مسلّم نه!

بلکه هر فرد منصفی وجود چنین برنامه هایی را از این راه توجیه می کند: جامعه ای که از افراد و انسانهای گوناگون تشکیل یافته و سیستم اجباری بر آن حکومت نمی کند، در گوشه و کنار آن ممکن است چنین متخلّفانی پیدا شوند و برای آنها باید مجازات های متناهی در نظر گرفته شود. مثلا وجود پزشک و دارو دلیل بر این نیست که الزاماً در جامعه بیمار و معلول وجود داشته باشد؛ بلکه به خاطر این است که اگر چنین افرادی پیدا شدند از این طریق درمان گردند.

مسأله کمک به نیازمندان و فقیران نیز همین طور است و هدف از برنامه ریزی کمک به مستمندان این نیست که حتماً در جامعه فقیر و نیازمندی وجود داشته باشد؛ بلکه مفهوم آن این است که اگر چنین افرادی پیدا شدند و بر اثر اجحاف و تعدّی فردی یا دسته ای به چنین روزی افتادند، باید به یاری آنها شتافت و این اجتماع را هر چه زودتر درمان نمود. علاوه بر این، در اجتماعات افرادی پیدا می شوند که بر اثر ناتوانی و نارسایی، باید تحت الحمایه قرار گیرند مانند کودکان یتیم و بستگان سربازانی که در میدان جهاد شهید می شوند و یا پیر مردان و پیر زنان از کار افتاده و ... آنان همه افرادی هستند که توانایی خود را از دست داده اند و قدرت بر ادامه زندگی ندارند و باید زندگی آنان از بیت المال و کمک افراد متمکّن تأمین گردد؛ زیرا همه آنان دارای اندوخته مالی نمی باشند و یا از حقوق بازنشستگی و مانند آنها استفاده نمی کنند. مسلّماً سخن از کمک به نیازمندان در اسلام مربوط به این قسمت هاست ...(۲)

پی نوشت:

۱. وسایل الشّیعه، ج ۶، ص ۴، باب وجوب زکات.

۲. گرد آوری از کتاب: پاسخ به پرسش های مذهبی، آیات عظام مکارم شیرازی و جعفر سبحانی، مدرسة الإمام علی بن أبی طالب(ع)، چاپ دوم، ص ۴۶۹.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha