به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ حجتالاسلام والمسلمین حمید احمدی، پژوهشگر حوزوی، در هفتاد و دومین شماره از سلسلهیادداشتهای «لطائف قرآنی»، به تبیین پیوند صفت «حکیم» با توفیق و پذیرش توبه بندگان بر اساس آیات قرآن و آرای مفسران پرداخته است؛ متن این یادداشت بدین شرح است:
حکمت خداییاش اقتضا کند!
که اگر بندهای به غفلت و یا به جهالت گناهآلود شد و پرده تکدر بر دلش افکنده شد، رهایش نسازد تا در تاریکی گناه فرو رود.
اگر چنین نماید، از حکمتش به دور باشد. لذا وعده داده است که بهرحمت خویش طریق نجات گشاید تا ترمیم کند و به او برگردد و اگر بنده به صدق ابراز ندامت کند و به طریق آید، آغوش بگشاید و پرده تیره از جانش بزداید.
بر همین اساس قرآن کریم در پذیرش توبه بندگان علاوه بر رحمت خداوند به حکمت او نیز تعلیل میکند و میفرماید:
"إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُکَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ۱ اگرآنان را عذابکنی، بندگان تواَند و اگر آنان را بیامرزی، بهیقین تویی که تو عزیز و حکیمی"
و نیزفرمود: "إِنَّمَاالتَّوْبَةُ عَلَیاللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ فَأُولَٰئِکَ یَتُوبُ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا۲ بی تردید توبه نزد خدا فقط برای کسانی است که از روی نادانی مرتکب کار زشت میشوند، سپس به زودی توبه می کنند؛ اینانند که خدا توبه آنان را میپذیرد و خداوند دانا و حکیم است."
از اسمای الهیدر قرآن؛ «حکیم» است، اقتضای اینصفت این است که تمام افعال خدا حکیمانه باشد. کارِ حکیمانه در مقابل کار عبث و گزاف است، یعنی تمام افعال خدا غرضِ عقلپسند و هدف صحیح دارد"۳
از این رو عفو و پذیرش توبه از سوی خداوند حکیم؛ حکیمانه است، همدرتوفیق توبه به بنده و همدر قبولتوبه بهگزاف و بیسبب و بیمبنا نیست.
به حسب آموزههای اسلامی پذیرش توبه به مانند شفاعت است که ماهیّت شفاعت، تتمیم قابلیّت قابل است؛یعنی شفیع کاری میکند که قابل از نقص برهد و به کمال نصاب قبول برسد. شفاعت به معنای ایجاد تغییر و تحوّلی در مجرم است؛ به گونهای که استحقاق کیفر را از او سلب کرده، تخصّصاً اورا از قانونجزا و شمول آن خارج میسازد؛ چنانکه توبه، انسان گنهکار را از استحقاق کیفر بیرون میآورد و مستحقّ عفو خداوند میکند۴
چنانکه امیرمؤمنانعلیهالسلام فرمودند،بنده گنهکار بااستغفار؛ نواقص حاصل شده را برطرف و تکمیل میکند و قابلیت دریافت فضل و رحمت الهی را پیدا میکند"۵
البته این توفیق نیز به رحمت حق باشد و باید از او خواست چنانکه امام سیدالساجدین علیهالسلام چنین خداوندرا میخوانند: "اَمَن استصلح فاسده بالتوبه" ایآنکه بندگان تبهکار را بهوسیله توبه اصلاح کردی!"۶
و نیز گفته شده که تعلیل توبه به حکمت خداوند بدان سبب است که او چون حکیم است به همه اسرار و نیات و قلوب آگاه است چنانکه در تعریف حکیم، آمده است: " حکیم یعنی کسی که شناخت درست وقایع و اشیا و امور دارد،حکمت یکحالت و خصیصه درک و تشخیص است که شخص به وسیله آن میتواند حق و واقعیت را درک کند و مانع از فساد شود و کار را متقن و محکم انجام دهد.۷
براین مبنا صاحب المیزان بیان میدارد: "از آنجا که خداحکیم است، فریب توبههای قلابی را نمیخورد و ظواهر احوال بندگان را معیار قرار نمیدهد بلکه دلهای آنان را میآزماید. پس بر بندگان او لازم است از علم و حکمت او غافل نمانند و اگر توبه میکنند، توبه حقیقی کنند، تا خدا هم حقیقتاً جوابشان را بدهد و دعایشان را مستجاب کند"۸
این خود از حکمتهای بزرگ الهی باشد که آدمی بداند که بیانقلاب درونی و بدون تحول صادقانه نتوان دامن از آلودگی گناه برچید و جان از تکدر گناه صاف ساخت.
لذا نباید تصور گردد که پذیرش توبه خاطیان با حکمت معاد و پاداش و کیفر سازگار نیست چون حکمت او اقتضا کند که آدمی به کمال رسد و در این سیر اگر اهل ایمان بود و گاه مرتکب خطا شد و صفحه دل تیره ساخت، حکمتش اقضا کند که بدو فرصتی دهد تا جبران کند و تیرگی بزداید و از عذاب و جهنم نفس و آتش بیرون برهد.
حمید احمدی
۱۹ شهریور ۱۴۰۵
-----------------
۱- مائده،۱۸
۲-نساء،۱۷
۳-آیةاللهمصباحیزدی،معارف قرآن،ج۴
۴-حضرت آیه الله جوادی،تفسیر تسنیم،ج۴،ص۲۶۳
۵-ر.ک: نهجالبلاغه،خطبه ۱۴۳
۶--التراث السجّادیّ الشریف، دعاؤه فی طلبالتوبة
۷-قاموس قرآن،ج۱،ص۱۶۳
۸-المیزان،ج۴،ص۳۸۲
..............
پایان پیام
نظر شما