۲۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۹
تنگه هرمز؛ اهرم اقتدار ایران در برابر پروژه ائتلاف‌سازی آمریکا

تنگه هرمز بار دیگر به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های تقابل راهبردی جمهوری اسلامی ایران با آمریکا و متحدانش تبدیل شده است؛ آبراهی که موقعیت جغرافیایی و اهمیت آن در تجارت انرژی، به ایران یک اهرم مهم راهبردی داده است. در چنین شرایطی، مسئله اصلی برای تهران صرفاً باز یا بسته بودن تنگه نیست، بلکه چگونگی اعمال حاکمیت، مدیریت تردد کشتی‌ها و استفاده هوشمندانه از این ظرفیت برای تأمین منافع ملی و جلوگیری از شکل‌گیری ائتلاف جدید علیه ایران است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ جمهوری اسلامی ایران طی دهه‌های گذشته نشان داده است که تأمین امنیت تنگه هرمز را بخشی از مسئولیت‌های خود می‌داند؛ اما تحولات اخیر و تجاوزهای آمریکا، معادله امنیتی این آبراه را تغییر داده است. در چنین شرایطی، ایران نمی‌تواند نسبت به ظرفیت راهبردی خود بی‌تفاوت باشد و در مقابل تهدیدهای مستقیم، صرفاً نظاره‌گر تحولات باقی بماند. در عین حال، استفاده از این قدرت نیازمند محاسبه دقیق پیامدهای سیاسی و اقتصادی آن است.

مدیریت تنگه؛ فراتر از مسئله بستن یا بازگشایی

برخلاف تصویری که برخی رسانه‌های غربی تلاش می‌کنند ارائه دهند، راهبرد ایران را نمی‌توان صرفاً در قالب «بستن تنگه هرمز» تعریف کرد. آنچه در مواضع مسئولان جمهوری اسلامی و مذاکرات تهران و مسقط دنبال شده، ایجاد سازوکاری برای مدیریت تردد و تأمین امنیت کشتیرانی است.

سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، پیش‌تر تأکید کرده بود که مدیریت تنگه هرمز باید توسط ایران و عمان، به عنوان دو کشور ساحلی تنگه، انجام شود و دو کشور برای ایجاد سازوکاری مناسب جهت اداره آینده این آبراه و تضمین عبور امن کشتی‌ها در حال رایزنی هستند.

در همین چارچوب، مذاکرات ایران و عمان برای ایجاد مسیر موقت تردد و تدوین سازوکارهای آینده مدیریت تنگه ادامه یافته است. عراقچی نیز اخیراً از پیشرفت قابل توجه گفت‌وگوهای دو کشور برای تعیین مسیر موقت تردد و تداوم رایزنی‌ها درباره سازوکارهای آتی مدیریت تنگه خبر داده است.

این رویکرد نشان می‌دهد که ایران در پی آن است که ضمن حفظ قدرت و حاکمیت خود، مدیریت تنگه را از یک اقدام مقطعی و واکنشی به یک سازوکار پایدار و قابل کنترل تبدیل کند.

چرا آمریکا از تنگه هرمز برای ائتلاف‌سازی استفاده می‌کند؟

اهمیت تنگه هرمز تنها به ایران و آمریکا محدود نمی‌شود. بسیاری از کشورهای جهان به تجارت انرژی عبوری از این مسیر وابسته‌اند و هرگونه اختلال گسترده در تردد کشتی‌ها می‌تواند بر بازار انرژی و اقتصاد جهانی اثر بگذارد. همین موضوع فرصتی برای آمریکا ایجاد می‌کند تا اختلاف خود با ایران را به مسئله‌ای بین‌المللی تبدیل کند.

واشنگتن می‌تواند تلاش کند این روایت را به کشورهای مختلف القا کند که مسئله اصلی نه تجاوز یا تهدید علیه ایران، بلکه «امنیت تجارت جهانی» است؛ روایتی که در صورت موفقیت، زمینه را برای همراه‌کردن کشورهای بیشتری با سیاست فشار علیه جمهوری اسلامی فراهم خواهد کرد.

از این منظر، یکی از اهداف مهم سیاست ایران باید جلوگیری از قرار گرفتن کشورهای غیرمتخاصم در صف مخالفان جمهوری اسلامی باشد. تهران باید میان آمریکا و رژیم صهیونیستی به‌عنوان طرف‌های متجاوز و کشورهای ثالثی که صرفاً منافع اقتصادی و تجاری خود را دنبال می‌کنند، تفکیک قائل شود.

قدرت ایران زمانی مؤثر است که با دیپلماسی فعال و عملیات رسانه‌ای  همراه شود

تجربه تحولات اخیر نشان داده است که قدرت نظامی و موقعیت جغرافیایی ایران، دو مؤلفه مهم در معادله تنگه هرمز هستند؛ اما این قدرت زمانی به یک دستاورد راهبردی پایدار تبدیل می‌شود که با دیپلماسی فعال، ظرفیت حقوقی و عملیات رسانه‌ای همراه شود.

مذاکرات ایران و عمان در همین چارچوب اهمیت پیدا می‌کند. دو کشور در ماه‌های اخیر درباره سازوکارهای عملیاتی مدیریت تردد کشتیرانی رایزنی کرده‌اند و گزارش‌ها از پیشرفت مذاکرات برای ایجاد مسیر موقت عبور و همچنین ادامه گفت‌وگوها درباره ترتیبات آینده مدیریت تنگه حکایت دارد.

این مسیر به ایران امکان می‌دهد ضمن حفظ ابتکار عمل، نشان دهد که جمهوری اسلامی مخالف امنیت و تجارت منطقه‌ای نیست؛ بلکه با تبدیل‌شدن تنگه هرمز به ابزاری برای تهدید ایران و ایجاد فشار علیه کشور مخالف است.

حقوق ایران؛ پشتوانه مهم در برابر فضاسازی دشمن

یکی دیگر از مؤلفه‌های مهم در مسئله تنگه هرمز، استفاده از ظرفیت‌های حقوقی و بین‌المللی است. ایران باید همزمان با حفظ قدرت بازدارندگی، مبانی حقوقی اقدامات خود را برای افکار عمومی داخلی و خارجی تبیین کند.

این مسئله به‌ویژه از آن جهت اهمیت دارد که آمریکا تلاش خواهد کرد هرگونه اقدام ایران را به‌عنوان تهدیدی علیه «آزادی کشتیرانی» معرفی کند. در مقابل، ایران می‌تواند بر حقوق کشورهای ساحلی، مسئولیت تأمین امنیت منطقه و ضرورت رعایت منافع و حاکمیت کشورهای منطقه تأکید کند.

در چنین شرایطی، دیپلماسی حقوقی می‌تواند مکمل قدرت نظامی باشد؛ به این معنا که ایران اجازه ندهد دشمن در میدان رسانه و حقوق بین‌الملل، جای متجاوز و مدافع را جابه‌جا کند.

هدف اصلی؛ حفظ اهرم قدرت و جلوگیری از اجماع علیه ایران

برای جمهوری اسلامی ایران، تنگه هرمز یک اهرم مهم قدرت ملی است و از دست دادن ابتکار عمل در این آبراه می‌تواند هزینه‌های راهبردی قابل توجهی داشته باشد. با این حال، تبدیل‌شدن تنگه به یک بحران دائمی نیز می‌تواند به دشمن امکان دهد کشورهای بیشتری را علیه ایران بسیج کند.

از این رو، سیاست هوشمندانه می‌تواند بر پایه «مدیریت مقتدرانه» استوار باشد؛ یعنی ایران قدرت اعمال حاکمیت و کنترل امنیتی خود را حفظ کند، اما در عین حال برای عبور ایمن و مدیریت‌شده کشتی‌های غیرخصمانه، سازوکار مشخص داشته باشد.

این رویکرد نه به معنای عقب‌نشینی از حقوق ایران است و نه به معنای چشم‌پوشی از ظرفیت بازدارندگی کشور؛ بلکه استفاده حساب‌شده از قدرت برای تبدیل آن به دستاورد سیاسی و امنیتی است.

تنگه هرمز؛ میدان آزمون اقتدار و عقلانیت ایران

اکنون تنگه هرمز به یکی از مهم‌ترین میدان‌های آزمون راهبرد جمهوری اسلامی تبدیل شده است؛ میدانی که در آن قدرت نظامی، موقعیت ژئوپلیتیکی، حقوق بین‌الملل و دیپلماسی منطقه‌ای به یکدیگر پیوند خورده‌اند.

ایران از یک سو باید به آمریکا و دیگر دشمنان خود نشان دهد که امنیت تنگه بدون در نظر گرفتن حقوق و منافع ایران قابل تعریف نیست و از سوی دیگر، باید مانع شود که واشنگتن با تبدیل مسئله هرمز به یک بحران جهانی، کشورهای مختلف را در مقابل جمهوری اسلامی قرار دهد.

در این میان، رایزنی‌های تهران و مسقط برای ایجاد مسیر موقت و تدوین سازوکارهای آینده مدیریت تنگه، نشان‌دهنده تلاش ایران برای حفظ ابتکار عمل در کنار مدیریت تبعات بین‌المللی بحران است. گزارش‌های اخیر نیز از ادامه این مذاکرات و تلاش برای تعیین سازوکارهای جدید مدیریت تردد حکایت دارد.

بر این اساس، مسئله تنگه هرمز را نباید صرفاً در دوگانه «بستن یا بازکردن» خلاصه کرد. مسئله اصلی، چه کسی تنگه را مدیریت می‌کند، بر چه مبنایی آن را مدیریت می‌کند و چگونه می‌تواند بدون واگذاری اهرم قدرت خود، مانع شکل‌گیری ائتلاف علیه ایران شود. اگر جمهوری اسلامی بتواند این سه مؤلفه را همزمان مدیریت کند، تنگه هرمز می‌تواند نه نقطه آسیب‌پذیری ایران، بلکه یکی از مهم‌ترین اهرم‌های اقتدار ملی و بازدارندگی کشور در برابر آمریکا و متحدانش باشد.

...........

پایان پیام 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha