۲۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۰
سفیر ایران در واتیکان: خاورمیانه در حال گذار به نظمی پساآمریکایی است

حجت‌الاسلام دکتر مختاری در مصاحبه با روزنامه ایتالیایی «ایل فارو سول موندو» با اشاره به فرایند قانونی انتخاب آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به رهبری جمهوری اسلامی، این انتصاب را نشانه تداوم، ثبات و استحکام ساختار سیاسی کشور در برابر فشارهای خارجی توصیف کرد. سفیر ایران همچنین با اشاره به فروپاشی سلطه آمریکا در منطقه، ابتکارهای همگرایی منطقه‌ای همچون «توافقات مکه» را گامی به‌سازمان نظامی «پساآمریکایی» و درون‌زا خواند و بر حمایت تهران از نظم چندقطبی و جهانی چندمرکزی تأکید کرد.

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ روزنامه ایتالیایی «ایل فارو سول موندو» (Il Faro sul Mondo) در گفت‌وگویی ویژه با دکتر محمدحسین مختاری، سفیر جمهوری اسلامی ایران در واتیکان، به بررسی تحولات ایران و معادلات آسیای غربی پس از جنگ اخیر پرداخته است.

سفیر ایران در این مصاحبه با اشاره به فرایند قانونی انتخاب آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به رهبری جمهوری اسلامی، این انتصاب را نشانه تداوم، ثبات و استحکام ساختار سیاسی کشور در برابر فشارهای خارجی توصیف کرده است. حجت‌الاسلام مختاری در ادامه با اشاره به فروپاشی سلطه آمریکا در منطقه، ابتکارهای همگرایی منطقه‌ای همچون «توافقات مکه» را گامی به‌سازمان نظامی «پساآمریکایی» و درون‌زا خواند و بر حمایت تهران از نظم چندقطبی و جهانی چندمرکزی تأکید کرد. متن مصاحبه بدین شرح است:

سوال ۱:

جناب آقای سفیر، اکنون مایلم به بررسی وضعیت داخلی بپردازم. ترور رهبر معظم انقلاب و شمار زیادی از عالی‌ترین مقامات کشور، مستلزم تغییر کامل در بالاترین سطوح مسئولیت در جمهوری اسلامی بوده است. انتصاب مجتبی خامنه‌ای به رهبری چه معنایی دارد؟ چه ویژگی‌هایی تعیین‌کننده انتخاب وی بوده است؟ و همچنین، انتصاب‌های متعدد حضرت آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای، به‌ویژه در حوزه امنیتی، آیا صرفاً جایگزینی‌هایی ناشی از شرایط و اقتضائات موجود بوده‌اند یا حاوی پیام سیاسی مشخصی نیز هستند؟ و اگر چنین است، این پیام چیست؟

پاسخ سوال ۱:

انتخاب حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای به‌عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران بر اساس شرایط، ویژگی‌ها و سازوکارهای پیش‌بینی‌شده در قانون اساسی انجام شده است. اعضای مجلس خبرگان رهبری که با رأی مردم انتخاب شده‌اند، با استناد به شرایط مندرج در فصل هشتم قانون اساسی و در چارچوب فرایند قانونی تعیین‌شده، نسبت به تعیین و انتخاب رهبر اقدام کردند. چند گزینه برای رهبری مطرح بوده و اکثریت مجلس خبرگان رهبری آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای را به‌عنوان رهبری انتخاب نمودند. البته این فرایند در شرایط جنگی به‌دلیل وضعیت خاص کشور و ملاحظات ویژه ناشی از جنگ با دشواری‌ها و حساسیت‌های بیشتری همراه بود؛ از این رو انتخاب رهبر با در نظر گرفتن الزامات قانونی و هم‌زمان ملاحظات و اقتضائات شرایط جنگی انجام شد.

اما در خصوص پیام، باید گفت که این جایگزینی از طریق یک سازوکار تثبیت‌شده انجام شد و پیامش این است که نظام جمهوری اسلامی به افراد وابسته نیست و نشان‌دهنده تداوم و ثبات ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران در برابر فشار خارجی است؛ و اینکه حتی در بحرانی‌ترین شرایط، ساختار حکمرانی می‌تواند حفظ شود و امور کشور به‌موقع مدیریت گردد. حتی در فاصله بین شهادت رهبر معظم انقلاب (ره) و انتخاب رهبر جدید، شورای موقت رهبری اداره امور کشور را به دست داشتند. این امر نشان از اتقان، استحکام و جامعیت قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است که فرآیند زعامت و اداره کشور را به‌درستی تدبیر نموده است.

سوال ۲:

جناب آقای سفیر، فروپاشی قدرت آمریکا در منطقه موجب ایجاد خلاء سیاسی‌ای شده است که بسیاری در تلاش‌اند آن را پر کنند. رسانه‌ها توجه بسیاری به همگرایی برخی کشورها نشان داده‌اند؛ همگرایی‌ای که با گام نخست موسوم به «توافقات مکه» آغاز شده و خواهان آن است که ویژگی «پساآمریکایی» داشته باشد. ایران این ابتکار را چگونه می‌بیند؟

پاسخ سوال ۲:

در واقع پیمانی که سه کشور اسلامی در آن عضویت دارند، نشان‌دهنده ناامیدی و نگرانی از رفتار آمریکا است و بیانگر این واقعیت است که کشورهای منطقه به این نتیجه رسیده‌اند که تنها دغدغه آمریکا در منطقه، حفظ منافع نامشروع رژیم غاصب صهیونیستی است و باید خودشان برای ایجاد سازوکارهای درون‌زا و مبتنی بر تفاهم بین کشورهای منطقه تلاش کنند. ما همیشه در تأکید بر پیگیری سازوکارهای امنیتی مبتنی بر همکاری بین کشورهای منطقه—که درون‌زا و عاری از اعمال نفوذ و مداخله مخرب بازیگران خارج از منطقه باشد—پیشگام بوده‌ایم.

سوال ۳:

جناب آقای سفیر، جهانی که از میان ویرانه‌های یک‌جانبه‌گرایی هژمونیک ادعایی آمریکا در حال ظهور است، بسیار بیش از آنکه چندقطبی باشد—تعبیری که صرفاً نظری و چندان منطبق با واقعیت نیست—جهانی چندمرکزی است که با ظهور و تثبیت دولت-تمدن‌هایی همچون چین، روسیه، هند، ترکیه و خود ایران مشخص می‌شود؛ جهانی که در نهادهای بین‌المللی کنونی که فرزندان موازنه‌های قدرت هشتاد سال پیش هستند بازنمایی نمی‌شود. موضع ایران در قبال این نهادها و در قبال جهان جدیدی که در حال شکل‌گیری و تثبیت است چیست؟

پاسخ سوال ۳:

ایران از شکل‌گیری نظام جهانی چندقطبی و کاهش سلطه یک‌جانبه آمریکا حمایت می‌کند. در چنین نظمی، قدرت میان چند کشور توزیع می‌شود و یک کشور به‌تنهایی تعیین‌کننده قواعد بین‌المللی نیست. موضع ایران را می‌توان بر چند محور خلاصه نمود: تأکید بر استقلال و حاکمیت ملی کشورها، مخالفت با یک‌جانبه‌گرایی، تقویت همکاری با سازمان‌های چندجانبه، و افزایش نقش کشورهای منطقه‌ای و در حال توسعه در تصمیم‌گیری‌های جهانی. عضویت ایران در سازمان‌هایی مانند سازمان همکاری شانگهای و بریکس نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. بنابراین، ایران بر نظم چندقطبی تأکید داشته و آن را موجب کاهش وابستگی نظام بین‌الملل به یک قدرت مسلط می‌داند.

سوال ۴:

جناب آقای سفیر، غرب که با بحران هویت مواجه است، با مسیحیت‌زدایی عمیق و اسلام‌هراسی فزاینده‌ای مشخص می‌شود که بر اثر انگیزه‌های ابزاری—یعنی شناسایی و معرفی یک دشمن—برانگیخته شده و از ناآگاهی نسبت به دیگری و «آنچه غیر از خود است»، تغذیه می‌کند. جهان یهودی نیز اکنون تا حد زیادی تحت تأثیر جریان‌های افراطی قرار گرفته است؛ جریان‌هایی که در آنها دین به ابزاری برای سلطه و برتری‌طلبی تبدیل شده است. در اسلام نیز گروه‌هایی ظهور کرده‌اند که پیام اصیل آن را تحریف می‌کنند تا در خدمت اهدافی قرار دهند که هیچ ارتباطی با آن ندارد. در این شرایط که با جنگ‌ها رقم خورده است، نقش ادیان چه می‌تواند باشد؟ چه مسیر واقع‌بینانه‌ای می‌توان برای کاهش شدت و قدرت منازعات، از جمله در درون جوامع، در پیش گرفت؟

پاسخ سوال ۴:

ادیان می‌توانند بر ارزش‌های مشترکی مانند کرامت انسان، عدالت، بخشش، همزیستی، احترام متقابل و پرهیز از خشونت تأکید کنند. مسیر واقع‌بینانه برای کاهش منازعات این است که رهبران و نهادهای دینی به‌جای برجسته کردن تفاوت‌ها، بر مشترکات تأکید کنند و با افراط‌گرایی و نفرت‌پراکنی صریحاً مقابله نمایند. گفت‌وگوی بین‌ادیانی، آموزش مدارا، همکاری پیروان ادیان مختلف در فعالیت‌های اجتماعی و انسان‌دوستانه و میانجی‌گری رهبران مذهبی در اختلافات محلی نیز می‌تواند مؤثر باشد.

در منازعات درون جوامع نیز نهادهای دینی به‌دلیل نفوذ فرهنگی و اجتماعی خود، می‌توانند اعتماد میان گروه‌های مختلف را افزایش دهند. با این حال این نقش زمانی سازنده است که دین به ابزار کسب قدرت سیاسی، برتری‌طلبی یا حذف گروه‌های دیگر تبدیل نشود. در نتیجه راه واقع‌بینانه نه کنار گذاشتن دین، بلکه تقویت برداشت‌های خردمندانه از دین و ایجاد همکاری میان نهادهای دینی، مدنی و حکومتی برای حل اختلافات است.

در شرایطی که گروه‌های افراطی با برداشت‌های تند، خشونت‌آمیز و گزینشی از متون دینی تلاش می‌کنند رفتار خود را مشروع جلوه دهند، نقش ادیان و به‌ویژه رهبران و عالمان دینی بسیار مهم و چندبعدی است:

۱. نخست باید میان «اصل دین» و «تفسیر انسان از دین» تفاوت گذاشت. هیچ متن دینی در خلاء فهم نمی‌شود؛ مفسر، شرایط تاریخی، زبان، فرهنگ و هدف متن، همگی در برداشت نهایی اثر دارند. افراط‌گرایی معمولاً زمانی شکل می‌گیرد که بخشی از متن، بدون توجه به زمینه تاریخی و بدون در نظر گرفتن مجموعه تعالیم اخلاقی و انسانی دین، به‌صورت گزینشی برجسته شود و سپس برای حذف دیگری یا خشونت به کار رود. از این منظر نخستین وظیفه عالمان دینی ارائه تفسیری منسجم، روشمند و مسئولانه از متون مقدس است؛ تفسیری که میان اصول بنیادین دین مانند عدالت، کرامت انسان، رحمت، مسئولیت اخلاقی و حرمت جان انسان با احکام خاص و وابسته به شرایط تاریخی تمایز قائل شود.

۲. دوم، نقش رهبران دینی تنها به صدور بیانیه در محکومیت خشونت محدود نمی‌شود. اگر افراط‌گرایی از طریق روایت دینی تولید می‌شود، مقابله با آن نیز باید تا حدی در سطح روایت و معنا صورت گیرد. عالم دینی باید بتواند نشان دهد که برداشت افراطی نه‌تنها یک تفسیر ممکن، بلکه در بسیاری موارد تفسیری ناقص، تقلیل‌گرایانه و ناسازگار با کلیت نظام اخلاقی دین است. این کار نیازمند دانش عمیق متون، تاریخ، اصول تفسیر، فلسفه اخلاق و همچنین شناخت واقعیت‌های اجتماعی معاصر است. باید به‌صورت مستدل توضیح داده شود که خطای تفسیری آنان دقیقاً کجاست و چرا نتیجه‌ای که از متن گرفته‌اند از نظر دینی و عقلانی قابل دفاع نیست.

۳. سوم، یکی دیگر از وظایف اساسی عالمان دینی، جلوگیری از «تکفیر»، برچسب‌زنی و مطلق‌سازی اختلاف‌هاست. افراط‌گرایی معمولاً جهان را به دو گروه کاملاً متضاد تقسیم می‌کند: «ما» که حقیقت مطلق را در اختیار داریم و «دیگران» که باطل و حتی شایسته حذف‌اند. رهبران دینی می‌توانند با تأکید بر امکان اختلاف در تفسیر، مشروعیت تنوع فکری و مذهبی و ضرورت رعایت حقوق انسان‌ها، این دوگانه خطرناک را تضعیف کنند. جامعه‌ای که در آن اختلاف‌نظر به‌عنوان بخشی طبیعی از زندگی پذیرفته شود، کمتر مستعد تبدیل اختلاف به خشونت خواهد بود.

در نهایت، رهبران ادیان مختلف می‌توانند از طریق گفت‌وگوی بین‌دینی و همکاری در مسائل مشترک انسانی، نشان دهند که اختلاف دینی لزوماً به تعارض و دشمنی منتهی نمی‌شود. هنگامی که عالمان ادیان مختلف در کنار یکدیگر از حرمت جان انسان، عدالت و صلح دفاع کنند، فضای اجتماعی برای سوءاستفاده افراط‌گرایان محدودتر می‌شود. بنابراین نقش اساسی ادیان در برابر افراط‌گرایی را می‌توان در سه محور خلاصه کرد:

  • اصلاح و تعمیق فهم دینی
  • مقابله با مشروعیت‌بخشی به خشونت
  • ساختن فرهنگی مبتنی بر عقلانیت، کرامت انسان و گفت‌وگو

اما راجع به مسیر واقع‌بینانه برای کاهش شدت و قدرت منازعات در جوامع می‌توان گفت برای کاهش منازعات، به‌ویژه منازعات دینی، قومی و هویتی، نمی‌توان صرفاً به توصیه‌های اخلاقی یا دعوت کلی به صلح اکتفا کرد. اختلاف منافع، عقاید و هویت‌ها بخشی طبیعی از زندگی اجتماعی است و احتمالاً هیچ‌گاه کاملاً از میان نمی‌رود. بنابراین هدف واقع‌بینانه باید این باشد که اختلاف از حالت خشونت‌آمیز و حذف‌کننده خارج و به رقابت، گفت‌وگو و حل مسالمت‌آمیز تعارض تبدیل شود:

  • نخستین گام: پذیرش این واقعیت است که وجود تفاوت لزوماً به‌معنای وجود دشمنی نیست. انسان‌ها می‌توانند درباره دین، سیاست، فرهنگ و شیوه زندگی اختلاف جدی داشته باشند اما همچنان در یک جامعه در کنار یکدیگر زندگی کنند. مشکل از زمانی آغاز می‌شود که یک گروه خود را تنها صاحب حقیقت و دیگری را فاقد حق، خائن یا دشمن معرفی کند. بنابراین کاهش ادبیات نفرت، تکفیر، تحقیر و برچسب‌زنی و جایگزینی آن با فرهنگ گفت‌وگو یکی از اساسی‌ترین اقدامات است.
  • گام دوم: در حوزه دینی باید مرزی روشن میان اعتقاد دینی و تحمیل عقیده با زور ایجاد شود. یک فرد یا گروه می‌تواند به درستی عقیده خود عمیقاً باور داشته باشد، اما این باور نباید مجوز خشونت علیه کسانی شود که متفاوت می‌اندیشند. عالمان دینی در این زمینه مسئولیت مهمی دارند؛ آنان باید برداشت‌هایی را که خشونت، تکفیر یا حذف دیگران را مشروع جلوه می‌دهند با استدلال دینی و عقلانی نقد کنند و بر مفاهیمی چون عدالت، رحمت، کرامت انسان و مسئولیت اخلاقی تأکید داشته باشند.
  • گام سوم: آموزش و رسانه نقشی بلندمدت اما اساسی دارند. اگر نسل جوان تنها با یک روایت از تاریخ، دین یا هویت خود آشنا شود و دیگران را صرفاً از طریق کلیشه‌ها بشناسد، زمینه دشمن‌سازی فراهم می‌شود. آموزش تفکر انتقادی، سواد رسانه‌ای و توانایی تشخیص تبلیغات و اطلاعات نادرست می‌تواند آسیب‌پذیری جامعه در برابر تحریکات افراطی را کاهش دهد. رسانه‌ها نیز باید از تبدیل اختلافات اجتماعی به هیجان، نفرت و دوگانه «ما و آن‌ها» پرهیز کنند.

سوال ۵:

جناب آقای سفیر، آخرین پرسش من این است: فلسطین و ملت فلسطین، گرهی اساسی و گریزناپذیر برای تضمین صلحی واقعی در آسیای غربی است. موضع ایران درباره این مسئله چیست؟ ایران درباره آینده تمامی جمعیت‌هایی که از «رود تا دریا» زندگی می‌کنند چه دیدگاهی دارد و مطلوب است چه نوع حکومتی در آنجا برقرار شود؟

پاسخ سوال ۵:

از دیدگاه جمهوری اسلامی ایران، مسئله فلسطین در درجه نخست یک مسئله اشغال، حق تعیین سرنوشت و بازگشت آوارگان فلسطینی است. ایران معتقد است صلح پایدار در غرب آسیا زمانی امکان‌پذیر است که اشغال پایان یابد، حقوق مردم فلسطین به رسمیت شناخته شود و خود آنان درباره آینده سیاسی سرزمینشان تصمیم بگیرند.

راه‌حل رسمی پیشنهادی ایران، برگزاری همه‌پرسی عمومی و فراگیر در فلسطین است. بر اساس طرحی که ایران در سال ۲۰۱۹ میلادی رسماً در سازمان ملل ثبت کرده، ساکنان اصلی فلسطین اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی باید در این همه‌پرسی مشارکت کنند و درباره نظام سیاسی آینده خود تصمیم بگیرند. ایران همچنین بر بازگشت آوارگان فلسطینی و برخورداری آنان از حق مشارکت در تعیین سرنوشت تأکید دارد.

بنابراین در پاسخ به بخش «چه نوع حکومتی در آنجا برقرار شود؟»، بر مبنای موضع ایران، نوع و ساختار دقیق حکومت نباید از بیرون تحمیل شود، بلکه باید نتیجه رأی مردم واجد حق در همه‌پرسی باشد. ایران این راهکار را زمینه‌ساز تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی می‌داند و در مواضع اخیر خود نیز بر دولتی مبتنی بر اراده ساکنان اصلی فلسطین، بدون تمایز دینی، تأکید کرده است.

به‌طور خلاصه می‌توان گفت: جمهوری اسلامی ایران حل مسئله فلسطین را در پایان اشغال، بازگشت آوارگان و تحقق حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین می‌داند. راهکار پیشنهادی ایران، برگزاری همه‌پرسی آزاد و فراگیر با حضور ساکنان اصلی فلسطین اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی است تا آنان خود نظام سیاسی آینده را تعیین کنند. از دید ایران، تحقق این حقوق و تشکیل دولت فلسطینی برآمده از اراده مردم، زمینه‌ساز صلح و امنیت پایدار در منطقه خواهد بود.

سفیر ایران در واتیکان: خاورمیانه در حال گذار به نظمی پساآمریکایی است

.............

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha